هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

297- پرسش قیامت

امام حسین (علیه السلام) می فرماید: روزی جد بزرگوارم رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ابوبکر به منزله گوش و عمر در حکم چشم و عثمان مانند قلب است، حضرت امام حسین (علیه السلام) می فرماید بر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فردای آن روز وارد شدم و امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز حضور داشت پس از عرض ادب از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سؤال کردم مقصود شما از فرمایش دیروزتان راجع به آن اشخاص چه بود؟
حضرت فرمود: اینها اشاره به ابوبکر و عمر و عثمان بود که در حکم گوش و چشم و قلب می باشند آنگاه روی مبارک خود را به پدرم کرد و فرمود: زود است که از آن گوش و چشم و قلب از ولایت این وصیم امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال کنند، و آنگاه این آیه را قرائت فرمود:
ان السمع و البصر و الفواید کل اولئک عنه مسئولا
سپس فرمود: به عزت و جلال پروردگار قسم که روز قیامت تمام امت مرا نگاه می دارند و از آنها درباره ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال می نمایند(355)

298- ملاقات علی (علیه السلام)

محمد بن عباس از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: روزی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمودند: یا علی میان کسانی که تو را دوست دارند و میان آنچه که از دیدنش، دیدگانش روشن شود فاصله ای جز مرگ وجود ندارد و همین که مرگ آنها فرا رسد به آن مقام (دیدن تو) خواهند رسید... آنگاه فرمود: یا علی دشمنانت از درون آتش دوزخ فریاد و ناله می کنند و می گویند: پروردگارا ما را از این آتش دوزخ نجات بخش تا به جبران گذشته اعمال شایسته به جا آورده و علی و فرزندانش را دوست بداریم.(356)

299- وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در دست علی (علیه السلام)

در اصول کافی از حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: به پدر بزرگوارم عرض کردم آیا نویسنده وصیت نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امیر المؤمنین (علیه السلام) بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم املا می فرمود و علی (علیه السلام) آن را می نوشت و جبرئیل و فرشتگان مقرب نیز شاهد بر آن بودند؟ پدرم اندکی تأمل کرد و سر مبارک را بزیر انداخت و پس از آن فرمود: آری چنین است ای اباالحسن، فرشتگان شاهد بر وصیت بودند، ولی وصیت نامه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کتاب مسجل و نامه نوشته شده ای بود که جبرئیل با خیل فرشتگان مقرب برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آورده بودند و عرض کردند: ای رسول خدا جز وصی و برادرت علی (علیه السلام) هر کسی که در محضر شما هستند بیرون بفرست تا آنکه وصیت نامه را علی (علیه السلام) دریافت نماید، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همه را غیر از علی (علیه السلام) بیرون فرستاد آنگه جبرئیل گفت: ای رسول خدا! خداوند سلام تو را می رساند و می فرماید: این مکتوب و وصیت نامه، عهد من است و شرایطی است که با شما نموده ام و خودم و فرشتگان مقرب گواه آن است، که گواه خود من بر صحت این عهدنامه کافی است.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از شنیدن پیام جبرئیل لرزید و گفت: ای جبرئیل بر ذات اقدس پروردگار سلام باد، تصدیق می کنم که این وصیت نامه پروردگار به من رسید آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنرا از جبرئیل گرفته و به علی (علیه السلام) داده و فرمود: یا علی! این مکتوب را حرف به حرف و کلمه به کلمه قرائت کن این عهدنامه پروردگار با من است و اینک امانت خدا را بدست تو می سپارم علی (علیه السلام) عرض کرد: پدر و مادرم فدایت، من هم شهادت می دهم که تو ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این وصیت نام و پیمان خدا را به من رساندی و تمام اعضا و جوارح من مصدق و موید این امر هستند. جبرئیل گفت: من هم برای هر دو نفر شما گواهی می دهم پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یا علی! وصیت نامه مرا گرفتی و از مضمونش آگاه شدی در پیشگاه خدا و در حضور من ضامن اجرای آن شدی باید قول بدهی که به آنچه در این نامه است وفا کنی امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد: ای رسول خدا من متعهد می شوم که بر این عهدنامه وفادار باشم و از خداوند یاری می طلبم که مرا مؤفق بدارد بر طبق آن عمل کرده و حق آن را ادا کنم...
بعد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه علیهاالسلام و حسنین علیهم السلام را طلبیدند و مضمون وصیت نامه و سفارشی که به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده بود را به ایشان ابلاغ و امر بصبر و شکیبائی نمودند آنها نیز قبولی و اطاعت خود را اعلام کردند و عرض کردند، آنچه خداوند مقرر داشته و اراده می فرماید مورد قبول و رضای ما است آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وصیت نامه را مهر کرده و تسلیم علی (علیه السلام) نمود.