هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

284- فرمان جنگ گرفت

علی (علیه السلام) می فرماید روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: به زودی با پیمان شکنان (ناکثین) و ستمگران (قاسطین) و از دین بیرون رفتگان (مارقین) خواهی جنگید، هر کدامشان با تو بجنگند برای تو در برابر هر یک نفر از آنان شفاعت صد هزار نفر از شیعیانت خواهد بود علی (علیه السلام) می فرماید: به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیمان شکنان کیستند؟
حضرت فرمود: طلحه و زبیر به زودی در حجاز با تو بیعت می کنند و در عراق پیمان می شکنند، وقتی چنین کردند با آنها نبرد کن که در جنگ با آنان پاکی و طهارتی برای اهل زمین است.
آنگاه عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ستمگران کیستند؟
حضرت فرمود: معاویه و یارانش
سپس گفتم: از دین بیرون رفتگان کیستند؟
حضرت فرمود: یاران ذوالثدیه و آنان از دین همچون تیر از کمان بیرون می روند، آنان را بکش که در کشتن آنان فرج و گشایش برای اهل زمین است و عذابی شتابان بر آنان از برای دین بیرون رفتگان است؛ و اندوخته ای برای تو در نزد خدای عزیز و چلیل در روز رستخیز است.(341)

285- از سنگ آب جوشید

علی (علیه السلام) می فرماید: در یکی از جنگها رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بی آب ماند و به من گفت: ای علی، نزد آن صخره سنگ برو و بگو من فرستاده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم برای من آب روان علی (علیه السلام) می فرماید: سوگند به خدائی که او را به نبوت گرامی داشت وقتی پیغلم را به آن سنگ رساندم در سنگ زائده های مثل پستان گاو پیدا شد و از هر پستان آب جاری گردید، وقتی این را مشاهده کردم به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شتافتم و به او خبر دادم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای علی برو و از آن آب بردار، و مردم نیز آمدند و مشکها و آفتابه های خود را پر کردند و چهارپایانشان را آب دادند و خود از آن نوشیدند و وضو ساختند.(342)

286- وحی الهی بریده شد

عبدالله بن عباس می گوید: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وفات یافت کار غسل او را امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بدست گرفت و عباس و پسرش، به همراه فضل با آن حضرت بودند، چون علی (علیه السلام) از غسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فراغت یافت، کفن را از چهره مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کنار زد و گفت: پدر و مادرم فدایت، پاکیزه زیستی و پاکیزه بدرود گفتی، با مرگ تو چیزی از ما بریده شد که با مرگ هیچ یک از انبیاء گذشته بریده نشد، و آن نبوت و اخبار آسمانی و وحی الهی است... پدر و مادرم فدایت ما را به نزد خدایت یادآور و ما را وجهه همت خود دار سپس خود را به روی بدن آن حضرت انداخت و صورتش را بوسید و کفنش را به رویش کشید(343)