هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

282- خدایا من علی (علیه السلام) را دوست دارم

شهر بن حوشب گوید: از ابا امامه باهلی شنیدم که می گفت: والله، شکوت و بزرگی مقام ظاهر معاویه مرا از گفتن حق درباره علی (علیه السلام) باز نمی دارد. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: علی (علیه السلام) از همه شما برتر است، و داناترین شما در دین و بیناترین شما به سنت من است، و از همه شما بیشتر و بهتر آن گونه که سزاوار است، کتاب خدا را قرائت می کند، بار خدایا! من علی را دوست دارم تو نیز دوستش بدار، بار خدایا! من علی را دوست دارم تو نیز دوستش بدار(339)

283- ظرف پر از آب شد

علی (علیه السلام) می فرماید: در برخی از جنگها در حالی که آب تمام شده بود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا مأمور ساخت و فرمود: ای علی ظرفی برایم بیاور، وقتی آن ظرف را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آوردم دست راست خود را به همراه دست من در ظرف گذاشت آنگاه فرمود: بجوش؛ آنگاه آب از میان انگشتان ما جوشید و بر آمد و ظرف پر از آب شد.(340)

284- فرمان جنگ گرفت

علی (علیه السلام) می فرماید روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: به زودی با پیمان شکنان (ناکثین) و ستمگران (قاسطین) و از دین بیرون رفتگان (مارقین) خواهی جنگید، هر کدامشان با تو بجنگند برای تو در برابر هر یک نفر از آنان شفاعت صد هزار نفر از شیعیانت خواهد بود علی (علیه السلام) می فرماید: به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیمان شکنان کیستند؟
حضرت فرمود: طلحه و زبیر به زودی در حجاز با تو بیعت می کنند و در عراق پیمان می شکنند، وقتی چنین کردند با آنها نبرد کن که در جنگ با آنان پاکی و طهارتی برای اهل زمین است.
آنگاه عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ستمگران کیستند؟
حضرت فرمود: معاویه و یارانش
سپس گفتم: از دین بیرون رفتگان کیستند؟
حضرت فرمود: یاران ذوالثدیه و آنان از دین همچون تیر از کمان بیرون می روند، آنان را بکش که در کشتن آنان فرج و گشایش برای اهل زمین است و عذابی شتابان بر آنان از برای دین بیرون رفتگان است؛ و اندوخته ای برای تو در نزد خدای عزیز و چلیل در روز رستخیز است.(341)