هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

281- وصی شما کیست

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: روزی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مشرف شدم و عرض کردم: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وصی شما کیست؟ آن حضرت ده روز از جواب گفتن خودداری نمود و به من پاسخی نداد، آنگاه بعد از آن ده روز به من فرمود: ای جابر تو را از آنچه پرسیدی خبر ندهم؟ گفتم: پدر و مادرم فدایت، به خدا سوگند چنان از دادن پاسخ خودداری فرمودی که پنداشتم بر من خشم گرفته ای.
حضرت فرمود: ای جابر بر تو خشم نگرفتم ولیکن منتظر بودم که از آسمان برایم خبر رسد جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد! پروردگارت سلام می رساند و می فرماید: همانا علی بن ابیطالب وصی و جانشین تو بر خاندان و امت تو است و او همان کسی است که نااهلان را از کنار حوض کوثر عقب براند و او پرچمدار توست که در راه بهشت پیشگام تو خواهد، جابر عرض کرد: ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نظرتان این است که با کسی که به این مطلب ایمان نیاورد کار زار کنم؟
حضرت فرمود: آری، ای جابر او در این جایگاه قرار داده نشده مگر به این خاطر که از وی پیروی شود پس هر کس که از او پیروی کند فردای قیامت با من است، و هر کس با او مخالفت کند هرگز در کنار حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد.(338)

282- خدایا من علی (علیه السلام) را دوست دارم

شهر بن حوشب گوید: از ابا امامه باهلی شنیدم که می گفت: والله، شکوت و بزرگی مقام ظاهر معاویه مرا از گفتن حق درباره علی (علیه السلام) باز نمی دارد. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: علی (علیه السلام) از همه شما برتر است، و داناترین شما در دین و بیناترین شما به سنت من است، و از همه شما بیشتر و بهتر آن گونه که سزاوار است، کتاب خدا را قرائت می کند، بار خدایا! من علی را دوست دارم تو نیز دوستش بدار، بار خدایا! من علی را دوست دارم تو نیز دوستش بدار(339)

283- ظرف پر از آب شد

علی (علیه السلام) می فرماید: در برخی از جنگها در حالی که آب تمام شده بود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا مأمور ساخت و فرمود: ای علی ظرفی برایم بیاور، وقتی آن ظرف را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آوردم دست راست خود را به همراه دست من در ظرف گذاشت آنگاه فرمود: بجوش؛ آنگاه آب از میان انگشتان ما جوشید و بر آمد و ظرف پر از آب شد.(340)