هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

277- برگشت خورشید به خاطر علی (علیه السلام)

عروة بن عبدالله بن قشیر جعفی می گوید: بر فاطمه دختر علی بن ابیطالب وارد شدم در حالی که او پیر زنی کهنسال بود... سپس او گفت: اسماء بنت عمیس به من خبر داد که: خداوند به پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله و سلم وحی فرستاد و آن وحی وجود حضرت را فرا پوشاند، و علی بن ابیطالب (علیه السلام) با لباس خود آن حضرت را پوشاند و وحی به طول انجامید تا حدی که آفتاب غروب کرد، چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حالش بجا آمد و وحی الهی قطع شد به علی (علیه السلام) فرمود: یا علی آیا نماز عصر خود را خوانده ای؟
علی (علیه السلام) عرض کرد: یا رسول الله سر گرم کار شما بودم و نماز را با ایما و اشاره خواندم (در آخر وقت آن)، آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خداوند عرض کرد: پروردگارا! آفتاب را بر علی بن ابیطالب بازگردان.
در آن وقت آفتاب غروب کرده بود، پس آفتاب مجدد بازگشت به حدی که نور آفتاب به اطاق من و نصف مسجد رسید. آنگاه علی (علیه السلام) نماز عصرش را خواند.(335)

278- سلام علی (علیه السلام) به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

ابوالهیثم بن تیهان انصاری می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خداوند ارواح را دو هزار سال پیش از اجساد آنها آفرید، و آنها را به عرش آویخت و به آنان دستور داد تا بر من سلام و درود بفرستند و از من اطاعت کنند، بعد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اولین کسی که از مردان بر من سلام کرد و از من طاعت کرد روح علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود.

279- پیغام منافقان کافر

ابان بن تغلب می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از طرف گروهی از طایفه قریش این خبر رسید که گفته اند: محمد چنین پیداشته که امر خلافت و حکومت (امامت و ولایت) را در میان خاندان خود محکم و پا برجا ساخته است؟!
پس چون محمد بمیرد آن را از چنگ خاندان او بیرون خواهیم آورد، و بدست غیر آنان خواهیم سپرد. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیرون آمد و در محلی که آنها آنجا گرد آمده بودند ایستاد و فرمود: ای گروه قریش! چگونه خواهید بود آنگاه که پس از من کافر شوید، سپس مرا در میان لشکری از یارانم ببینید که شمشیر به رویتان کشید، گردنهای شما را با شمشیر می زنم؟ جبرئیل (علیه السلام) فرود آمد و گفت: ای محمد پروردگارت سلامی می رساند و می فرماید:
بگو: ان شاء الله (یا من این کار را خواهم کرد) یا علی بن ابیطالب (علیه السلام) آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ان شاء الله...(336)