هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

263- نزول فرشتگان در شب قدر

عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود، هر گاه عمر و ابوبکر به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می آمدند می دیدند که آن حضرت سوره قدر را با خشوع و گریه قرائت می کند و آنرا با حالی جانسوز می خواند عمر و ابوبکر عرض کردند: ای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم! چقدر دلت هنگام قرائت این سوره می سوزد؟ چرا؟
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود برای آنکه در شب قدر چشمم فرشتان را دیده و دلم فهمیده است و برای آنچه که دل این شخص (اشاره به علی (علیه السلام)) پس از من در شب قدر آن را می فهمد و در می یابد، می گریم.
عمر و ابوبکر عرض کردند: مگر شما در شب قدر چه دیده اید و او (علی (علیه السلام)) در آن شب چه می بیند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روی زمین برای آنها نوشت تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر
آنگاه فرمود: پس از آنکه خداوند می فرماید: برای تقدیر هر کار آیا دیگر چیزی باقی می ماند؟ عمر و ابوبکر عرض کردند نه، چیزی باقی نمی ماند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا می دانید، که شخصی که هر امری بر او نازل می شود کیست؟ آنها عرض کردند: او تو هستی، ای رسول خدا. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آری، ولی آیا بعد از رحلت من نیز شب قدر وجود دارد؟ آنها گفتند: آری وجود دارد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا بعد از من باز در شبهای قدر آن امر (تقدیر کارها) نازل می شود؟ عمر و ابوبکر گفتند: آری؛ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بنابراین بعد از من نزول هر چیزی در شب قدر بر چه شخصی است؟
عمر و ابوبکر گفتند: نمی دانیم آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست مبارک خود را بر سر علی (علیه السلام) نهاد و فرمود:
ان لم تدر یا فا در یا هو هذا من بعدی، اگر نمی دانید، اینک بدانید، آن شخص بعد از من این اشاره به علی (علیه السلام) است. !

264- انار بهشتی برای وصی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

روی جبرئیل دو انار برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آورد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یکی از آن انارها را خورد و انار دیگر را دو نصف کرد، نیمی از آن را خود خورد و نیم دیگر را به علی (علیه السلام) داد و آن حضرت آن را خورد سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود:
برادرم! آیا می دانی این دو انار چه بود؟ علی (علیه السلام) عرض کرد: نه نمی دانم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: انار اولی نبوت بود که مخصوص من است و تو از آن بهره ای نداری ولی دیگری علم و دانش بود که تو در آن با من شریک هستی (322)

265- کیفر زنان گناهکار

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: روزی من و فاطمه علیهاالسلام به محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیدیم. حضرت را ناراحت و گریان دیدیم. گفتیم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چه چیز سبب ناراحتی شما شده؟ حضرت فرمود: یا علی! شبی که من به آسمانها رفتم بعضی از زنهای امتم را دیدم که از موی سر، آنها را آویخته اند و با آتش عذاب می کردند و مغز سر آنها می جوشید.
زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده بودند و از حمیم به گلوی او می ریختند زنی را دیدم که از پستانش آویخته آویخته بودند و گوشت بدن خود را می خورد و در میان آتش می سوخت.
زنی را دیدم که پاهای او را به پستانش بسته و عقرب و مارها را به بدن او مسلط ساخته بودند...
حضرت فاطمه علیهاالسلام عرض کرد، پدر! گناه این زنان چه بوده است؟
حضرت فرمود: آن زنی که از موی سرش آویخته بودند زنی است که موی سرش را در دنیا نامحرم نمی پوشانده و آن زنی که از زبان آویزان بود زنی است که شوهر خود را با زبان آزار می داده.
و آن زنی که از پستانش آویخته بود، زنی است که شوهرش را در فراش و رختخواب اطاعت نمی کرده.
و اما زنی که دست و پای او را بسته بودند و مار و عقرب بر او مسلط شده بود زنی است که وضو و نماز را سبک می شمرده و لباس و خانه اش را از نجاست پاک نمی کرده و غسل جنابت و حیض و نفاس را انجام نمی داده...(323)