هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

256- فراموش نخواهی کرد

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست مبارک خود را بر سینه علی (علیه السلام) نهاد و چنین دعا کرد: خدایا قلب علی (علیه السلام) را از علم و شناخت و حکم و نور پر کن.
علی (علیه السلام) می فرماید: من به حضرت عرض کردم: ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم پدر و مادرم به قربانت، از زمانی که آن دعا را درباره من کردی چیزی را فراموش نکردم و هر آنچه که ننوشتم از یادم نرفت اکنون با این حال ترس آن هست که فراموش کنم؟
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا لست اتخوف علیک النسیان و الجهل؛ نه، در مورد تو ترس فراموشی و نادانی ندارم (313).

257- کتاب مصحف فاطمه علیهاالسلام

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: فاطمه علیهاالسلام 75 روز بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود و در این مدت از فراق پدر بسیار غمگین بود جبرئیل نزد فاطمه علیهاالسلام می آمد و او را دلداری می داد و احوال و مقام پدرش را برای او بیان می کرد و حوادث آینده را که دشمنان چه عملی نسبت به فرزندان او روا می دارند را به او خبر می داد حضرت فاطمه علیهاالسلام جریان را به علی (علیه السلام) گزارش داد حضرت علی (علیه السلام) به فاطمه علیهاالسلام فرمود: هر گاه حضور فرشته را احساس کردی و صدایش را شنیدی مرا خبر کن.
فاطمه علیهاالسلام هنگامی که احساس حضور فرشته را می کرد و صدایش را می شنید به علی (علیه السلام) اطلاع می داد و علی (علیه السلام) نزد فاطمه علیهاالسلام می آمد و هر چه می شنید می نوشت تا آنکه از آن سخنان مصحف فاطمه علیهاالسلام را به وجود آورد.(314)

258- پیوند ناگسستنی

حضرت علی (علیه السلام) هر روز یک نوبت و هر شب یک نوبت به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رفت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با او خلوت می کرد و در هر موضوعی عی (علیه السلام) را به رموز و اسرار آن آگاه می نمود، و هیچ چیز را از علی (علیه السلام) پنهان نیم کرد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جز با علی (علیه السلام) اینگونه خصوصی نبود.
اگر علی (علیه السلام) در خانه خود بود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نزد علی (علیه السلام) می رفت و بیشتر همنشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با علی (علیه السلام) در خانه او صورت می گرفت، گاهی که علی (علیه السلام) به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می رفت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنان خود را از خانه بیرون می کرد و تنها با علی (علیه السلام) هم سخن می شد ولی تنها که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خانه علی (علیه السلام) می آمد فاطمه و پسران فاطمه (یعنی حسن و حسین (علیه السلام)) را از خانه بیرون نمی کرد علی (علیه السلام) هر سؤالی می کرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ می داد وقتی که سوالش تمام می شد و سکوت می کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آغاز سخن می کرد، هیچ آیه ای بر رسول خدا نازل نشد مگر اینکه آن را برای علی (علیه السلام) می خواند و املا می فرمود، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همه احکام از حلال و حرام و امر و نهی گذشته و آینده و کتاب را که بر پیامبران قبل نازل شد را به علی (علیه السلام) آموخت و علی (علیه السلام) همه آنها را به خاطر خود سپرد و حتی یک حرف از آن را فراموش نکرد.(315)