هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

255- تزویج دو نور

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرشته ای را که 24 چهره داشت دید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: ای محبوبم جبرئیل! من هیچگاه تو را به این صورت ندیده بودم
فرشته عرض کرد: یا رسول الله من جبرئیل نیستم بلکه خداوند مرا فرستاده تا ازدواج بین دو نور را برقرار سازم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کدام نور را با کدام نور؟ فرشته گفت: فاطمه علیهاالسلام را با علی (علیه السلام)؛ وقتی که آن دو فرشته پشت گردانید در میان دو شانه او چنین نوشته شده بود: محمد رسول الله، علی (علیه السلام) وصیه؛ محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خدا است و علی (علیه السلام) وصی رسول خدا است
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن فرشته فرمود: این نوشته بین دو شانه تو از چه وقت نوشته شده است؟ فرشته عرض کرد: از 22 هزار قبل از خلقت آدم (علیه السلام) نوشته شده است(312)

256- فراموش نخواهی کرد

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست مبارک خود را بر سینه علی (علیه السلام) نهاد و چنین دعا کرد: خدایا قلب علی (علیه السلام) را از علم و شناخت و حکم و نور پر کن.
علی (علیه السلام) می فرماید: من به حضرت عرض کردم: ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم پدر و مادرم به قربانت، از زمانی که آن دعا را درباره من کردی چیزی را فراموش نکردم و هر آنچه که ننوشتم از یادم نرفت اکنون با این حال ترس آن هست که فراموش کنم؟
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا لست اتخوف علیک النسیان و الجهل؛ نه، در مورد تو ترس فراموشی و نادانی ندارم (313).

257- کتاب مصحف فاطمه علیهاالسلام

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: فاطمه علیهاالسلام 75 روز بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود و در این مدت از فراق پدر بسیار غمگین بود جبرئیل نزد فاطمه علیهاالسلام می آمد و او را دلداری می داد و احوال و مقام پدرش را برای او بیان می کرد و حوادث آینده را که دشمنان چه عملی نسبت به فرزندان او روا می دارند را به او خبر می داد حضرت فاطمه علیهاالسلام جریان را به علی (علیه السلام) گزارش داد حضرت علی (علیه السلام) به فاطمه علیهاالسلام فرمود: هر گاه حضور فرشته را احساس کردی و صدایش را شنیدی مرا خبر کن.
فاطمه علیهاالسلام هنگامی که احساس حضور فرشته را می کرد و صدایش را می شنید به علی (علیه السلام) اطلاع می داد و علی (علیه السلام) نزد فاطمه علیهاالسلام می آمد و هر چه می شنید می نوشت تا آنکه از آن سخنان مصحف فاطمه علیهاالسلام را به وجود آورد.(314)