هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

253- انفاق در رکوع

نجاشی از زمامداران مهربان و عادل حبشه بود که اسلام را پذیرفت بعدها برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هدایایی نیز فرستاد که از جمله آنها یک دست رولباسی گران قیمت بود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنرا گرفت و به علی (علیه السلام) بخشید علی (علیه السلام) آن را پوشید (ولی چون علی (علیه السلام) زاهد بود گوئی آن لباس را نیم پسندید لذا در انتظار فقیری بود تا آن را به او ببخشد) علی (علیه السلام) به مسجد رفت و در آنجا مشغول نماز شد هنگامی که در رکعت دوم به رکوع رکعت دوم رفت فقیری به پیش آمد و گفت: السلام علیک یا وی الله و اولی بالمؤمنین من انفسهم تصدق علی (علیه السلام) مسکین؛سلام بر تو ای ولی خدا و ای کسی که نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتری، به فقیر صدقه ای بده
حضرت علی علی (علیه السلام) در همان حالت رکوع آن روپوش را به سوی فقیر انداخت و اشاره کرد که بردارد...(310)

254- دوست خالص مرا حاضر کنید

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بستر رحلت بود به حاضران فرمود: ادعولی خلیلی؛ دوست خالص مرا حاضر کنید آن دو زن (حفصه و عاشیه) به دنبال پدران خود فرستادند وقتی آن دو نفر حاضر شدند تا چشم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آنها افتاد از آنها روی گردانید سپس بار دیگر فرمود:
خلیل و دوست خالص مرا حاضر کنید9
آنگاه به دنبال علی (علیه السلام) فرستادند هنگامی که علی (علیه السلام) وارد شد و چشم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن حضرت افتاد به او متوجه شد و سخنانی به او فرمود وقتی که علی (علیه السلام) از خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خارج شد عمر و ابوبکر به علی (علیه السلام) گفتند:
خلیل تو، چه سخنی به تو گفت؟ علی (علیه السلام) فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هزار باب علم را به من خبر داد که از هر باب آن هزار باب دیگر گشوده می شود و هزار حرف به من آموخت که هر حرف آن، کلید هزار حرف دیگر است.(311)

255- تزویج دو نور

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرشته ای را که 24 چهره داشت دید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: ای محبوبم جبرئیل! من هیچگاه تو را به این صورت ندیده بودم
فرشته عرض کرد: یا رسول الله من جبرئیل نیستم بلکه خداوند مرا فرستاده تا ازدواج بین دو نور را برقرار سازم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کدام نور را با کدام نور؟ فرشته گفت: فاطمه علیهاالسلام را با علی (علیه السلام)؛ وقتی که آن دو فرشته پشت گردانید در میان دو شانه او چنین نوشته شده بود: محمد رسول الله، علی (علیه السلام) وصیه؛ محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول خدا است و علی (علیه السلام) وصی رسول خدا است
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به آن فرشته فرمود: این نوشته بین دو شانه تو از چه وقت نوشته شده است؟ فرشته عرض کرد: از 22 هزار قبل از خلقت آدم (علیه السلام) نوشته شده است(312)