هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

248- فرشتگان همراه علی (علیه السلام)

علی (علیه السلام) می فرماید: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در همان جامه ای که بر تن داشت به تنهایی، غسل و شستشو دادم. ابتدا خواستم پیراهن از برش بیرون کنم، اما جبرئیل مانع شد و گفت: علی! برادرت را از جامه اش برهنه مکن، که خدا او را برهنه نساخته است، در کار غسل پسر عمویت من خود به تو کمک خواهم کرد.
شستشوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در فضایی عطرآگین آغاز کردم و فرشتگان نیک سرشت و مقرب الهی پیوسته بشارتم می دادند، و در کار غسل یاریم می کردند، و لحظه به لحظه با من سخن می گفتند.
پدر و مادر فدایش باد، هر وقت می خواستم پیکر پاک و مطهرش را جابه جا کنم، خود به خود حرکت می کرد و مطابق با نیازم چرخش داده می شد، این وضع تا پایان غسل و کفن او همچنان ادامه داشت.(304)

249- یاوران علی (علیه السلام) در غسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

علی (علیه السلام) می فرماید: هنگامی که وصیت نامه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را مطالعه کردم دیدم که بخشی از آن چنین نوشته شده است:
ای علی! جز تو کسی در کار غسل و کفن من شرکت نکند
به آن حضرت گفتم: پدر و مادرم به فدایت، آیا انجام دادن آن به تنهایی برایم ممکن است؟!
حضرت فرمود: دستور جبرئیل است که (بی شک) از جانب پروردگار آورده است. پرسیدم: در صورت عجز آیا از کسی کمک بخواهم؟ فرمود: جبرئیل گفته است که:
سنت دیرینه الهی چنان بوده است، که پیامبران را به جز جانشینان آنان، غسل نمی داده اند اکنون نیز باید تداوم این سنت به دست علی انجام یابد...
آنگاه فرمود: برای انجام دادن غسل من محتاج به یاری کسی نخواهی شد، چه اینکه تو را یارانی نیکو و برادرانی پاک سرشت همراهی می نماید.
پرسیدم: پدر و مادرم به فدایت! آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل ملک الموت و اسماعیل و فرشته ای که امور آسمان دنیا به او واگذار شده است (305)

250- دو روز مثل هم

علی (علیه السلام) می فرماید: در واقعه صلح حدیبیه که مشرکان از ورود رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و همراهانش به شهر مکه جلوگیری کردند و آنها را از زیارت خانه خدا و مسجد الحرام باز می داشتند، پیمان نامه صلحی نوشته شد که من کاتب آن معاهده بودم، نماینده قریش، سهیل بن عمرو در اعتراض به نوشته معاهده مبنی بر اینکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده خداست گفت:
اگر ما باور می داشتیم که محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده خداست، با شما نزاعی نداشتیم و از او اطاعت می کردیم، پس رسول الله را از کنار نام او محو کن و بنویس محمد بن عبدالله.
به سهیل گفتم. علی رغم میل تو، به خدا سوگند که محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول و فرستاده خداست.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: علی! همان طور که او می گوید بنویس برای تو نیز چنین روزی در پیش خواهد بود (رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اشاره به معاهده حضرت علی (علیه السلام) با معاویه است)
(بنابر نقلی علی (علیه السلام) عرض کرد): ای فرستاده خدا! دستهای من قدرت ندارد که لفظ نبوت و رسالت را از نام شما محو نمایم. حضرت فرمود: پس دست مرا بر آن بگذار تا خود آن را محو نمایم آنگاه من دست پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را روی جمله رسول الله گذاشتم و حضرت آن را محو کرد.
اما پس از گذشت چند سال تاریخ تکرار شد و آن روزی بود، که قرار داد صلح را میان خود و سپاه شام می نوشتند، چنین نوشتند:
به نام خداوند بخشنده مهربان، این قراردادی است میان علی ابن ابیطالب امیر مؤمنان و معاویة بن ابی سفیان...
عمروعاص و معاویه به مخالفت برخاستند و گفتند:
اگر ما تو را امیرمؤمنان می دانستیم با تو در ستیز نبودیم نام خود و پدرت کافی است، جمله امیرالمؤمنین را حذف کن
آن روز یاد سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم افتادم و گفتار او را حق یافتم.(306)