هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

246- او را دوست دارم

روزی علی (علیه السلام) به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شما عقیل را خیلی دوست دارید؟
حضرت فرمود: آری بخدا، نسبت به او دو محبت دارم یکی برای خوبی خود اوست و دیگری بخاطر آنکه ابوطالب او را دوست می داشت و فرزندش (مسلم بن عقیل) بخاطر دوستی فرزند تو کشته خواهد شد و دیده مؤمنان برای او اشک می ریزد و فرشتگان مقرب بر او صلوات می فرستند، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گریست، تا اینکه تا اشکهایش به سینه اش روان شد. سپس فرمود: بخدا شکایت می برم از آنچه بعد از من با خاندانم خواهند کرد.(302)

247- عهد خداوند

علی (علیه السلام) می فرماید: روزی من و فاطمه و حسن و حسین (علیه السلام) نزد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بودیم، آن حضرت به ما رو کرد و گریست، من عرض کردم: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم چرا گریه می کنید؟
حضرت فرمود: گریه می کنم بخاطر آنچه با شما می کنند، عرض کردم: آن چه چیزی است، یا رسول الله؟
حضرت فرمود: گریه می کنم از ضربتی که بر فرق تو زنند و از سیلی که بر صورت فاطمه علیهاالسلام می زنند، و از نیزه ای که به ران حسن (علیه السلام) می زنند و زهری که به او می نوشانند، و از قتل حسین (علیه السلام)؛ علی (علیه السلام) می فرماید: همه اهل بیت گریه کردند، سپس عرض کردم: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ما را نیافریده اند جز برای بلا، حضرت فرمود: مژده باد بر تو ای علی! که خداوند با من عهد کرده که تو را دوست ندارد جز مؤمن و دشمن ندارد تو را جز منافق.(303)

248- فرشتگان همراه علی (علیه السلام)

علی (علیه السلام) می فرماید: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در همان جامه ای که بر تن داشت به تنهایی، غسل و شستشو دادم. ابتدا خواستم پیراهن از برش بیرون کنم، اما جبرئیل مانع شد و گفت: علی! برادرت را از جامه اش برهنه مکن، که خدا او را برهنه نساخته است، در کار غسل پسر عمویت من خود به تو کمک خواهم کرد.
شستشوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در فضایی عطرآگین آغاز کردم و فرشتگان نیک سرشت و مقرب الهی پیوسته بشارتم می دادند، و در کار غسل یاریم می کردند، و لحظه به لحظه با من سخن می گفتند.
پدر و مادر فدایش باد، هر وقت می خواستم پیکر پاک و مطهرش را جابه جا کنم، خود به خود حرکت می کرد و مطابق با نیازم چرخش داده می شد، این وضع تا پایان غسل و کفن او همچنان ادامه داشت.(304)