هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

214- فاتح فدک

پس از جنگ خیبر که به کشته شدن نود و سه نفر از یهودیان و پانزده نفر از مسلمانان خاتمه یافت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر بازگشتم جعفر بن ابیطالب از حبشه را دریافت کرد و فرمود: نمی دانم به خاطر کدام یک از این دو خوشحال باشم، به بازگشت جعفر یا به فتح خیبر (263) بافتح خیبر ضربه بزرگی بر پیکر یهودیان آن منطقه وارد شد. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به محض فراغت از یهودیان خیبر، حضرت علی (علیه السلام) را با گروهی از مسلمان نزد یهودیان فدک فرستاد (فدک محلی بود در حجاز در نزدیکی خیبر که فاصله آن تا مدینه دو یا سه روز بود) که یا اسلام آورند یا جزیه بپردازند و یا آماده جنگ باشند، یهودیان فدک که در جریان شکست یهودیان خیبر قرار گرفته بودند، صلح را بر اسارت و قتل ترجیح داده حاضر شدند که جزیه پرداخت نمایند تا در سرزمین خود بمانند و چون فدک بدون درگیر توسط علی (علیه السلام) تسلیم شد، خلاصه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گردید، و آن حضرت طبق روایات فراوان و به امر خداوند آن را به دخترش فاطمه علیهاالسلام بخشید، که در عصر خلیفه اول غاصبانه از حضرتش گرفته شد.(264)

215- جنگ تبوک و جانشینی علی (علیه السلام)

علی رغم کارشکنیها و تبلیغات سوء منافقان، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی (علیه السلام) را جانشین خود در مدینه ساخت و در ماه رجب سال نهم هجری به همراه سپاهی عظیم، راه پرمشقت شمال را در پیش گرفت علت انتخاب علی (علیه السلام) باری جانشینی در مدینه بر اساس آنچه در منابع تاریخی آمده است.(265)
این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از سوء نیت اعراب و بسیاری از مدرم مکه که با آنان جنگیده و خون بستگانشان را ریخته بود و منافقان مدینه که به بهانه هایی از شرکت در این نبرد سرباز زده بودند مطلع بود، و بیم آن می رفت که این عناصر از غیبت طولانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر مسلمانان استفاده کنند و به مدینه بتازند، لذا وجود امیرمؤمنان (علیه السلام) در مدینه همچون خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عامل مهمی در ترساندن دشمنان و پاسداری از مرکز حکومت اسلامی بود، از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام معرفی حضرت علی (علیه السلام) به جانشینی خو فرمود:
ان المدینة لا تصلح الا بی اوبک مدینه جز با وجود من یا تو اصلاح نپذیرد.(266) یکی از توطئه های منافقان که با نقش قبلی آنها ریخته شده بود قتل علی (علیه السلام) و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. لذا صد نفر از آنان در مدینه برای قتل علی (علیه السلام) و چهارده نفر هم برای قتل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با سپاه حرکت کردند. با حرکت سپاه اسلام به سوی تبوک و ماندن علی (علیه السلام) در مدینه منافقان همه نقشه های خود را نقش بر آب دیدند و دست به توطئه جوسازی و شایعه پراکنی زدند. امیرمؤمنان (علیه السلام) با شنیدن سخنان واهی آنها مبنی بر اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از روی بی مهری علی (علیه السلام) را با خود نبرده است خود را به پیامبر رسانید و جریان را گزارش داد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: دروغ می گویند بلکه تو را برای نگهداری آنچه پشت سرم هست گذاردم. آیا راضی نیستی نسبت تو به من، همان مقام و منزلت هارون نسبت به موسی باشد؟ جز آنکه پس از من پیامبری نیست. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن حضرت دستور داد به مدینه بازگردد و جانشین وی در دار الهجرة و خانواده اش باشد.(267)

216- اتاقهای بهشت

ابوبصیر می گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران خود از حضرت علی (علیه السلام) چنین روایت نمود که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در بهشت اطاقهایی است که ظاهر آن با باطن آن بوده و درونش از بیرون آن دیده می شود. آنجا اقامتگاه فردی از امت من است که دارای این خویها باشد. کلامش نیکو باشد و مردم (گرسنه) را اطعام کند و سلام کند و سلام کند و پیوسته روزه دار باشد و در شب وقتی چشمان مردم در خواب رفته است او چشم خود را به رحمت پروردگار دوخته و به خواندن نماز مشغول گردد. آنگاه فرمود: یا علی (علیه السلام) آیا می دانی اطابه کلام (سخن نیکو) چیست؟ کسی که هر صبح و هر شب ده مرتبه بگوید سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر (نیکو کلام می باشد). اطعام الطعام (دادن غذا)، خرجی دادن مرد است به خانواده خود و اما ادامه روزه آن است که انسان در طول ماه رمضان و در هر ماه (اول و وسط و آخر ماهای قمری) سه روز روزه بگیرد که ثواب روزه تمامی عمر بر او نوشته می شود.
والصلاة باللیل یعنی ادای نماز در شب و هنگامی که مردم در خوابند، پس شخصی که نماز مغرب و عشا و نماز صبح را در مسجد به جماعت بخواند همانند کسی است که تمامی شب را بیدار مانده باشد و افشای سلام آن است که از سلام دادن به هیچ یک از مسلمانان بخل نکند.(268)