هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

213- دست من و تو یکی ست

علی (علیه السلام) می فرماید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از من خواست که دست خود را بر پستان گوسفندی که شیر آن خشک شده بود بکشم تا بدان وسیله شیر در پستان حیوان آید، به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردم: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شما چنین کنید که این کار از شما سزاوارتر است حضرت فرمود: ای علی (علیه السلام) کار تو کار من است. آنگاه من دست خود را بر پستان آن حیوان کشیدم فوراً شیر در رگهای پستان گوسفند جریان یافت. قدری از شیر آن دوشیدم و حضرت میل فرمود: در این بین پیر زنی سر رسید که اظهار تشنگی می کرد از همان شیر او را هم سیراب کردم. آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: من در مقام دعا از خدای متعال خواسته ام که دست تو را مبارک گرداند و خدا نیز چنین کرده است.(262)

214- فاتح فدک

پس از جنگ خیبر که به کشته شدن نود و سه نفر از یهودیان و پانزده نفر از مسلمانان خاتمه یافت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر بازگشتم جعفر بن ابیطالب از حبشه را دریافت کرد و فرمود: نمی دانم به خاطر کدام یک از این دو خوشحال باشم، به بازگشت جعفر یا به فتح خیبر (263) بافتح خیبر ضربه بزرگی بر پیکر یهودیان آن منطقه وارد شد. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به محض فراغت از یهودیان خیبر، حضرت علی (علیه السلام) را با گروهی از مسلمان نزد یهودیان فدک فرستاد (فدک محلی بود در حجاز در نزدیکی خیبر که فاصله آن تا مدینه دو یا سه روز بود) که یا اسلام آورند یا جزیه بپردازند و یا آماده جنگ باشند، یهودیان فدک که در جریان شکست یهودیان خیبر قرار گرفته بودند، صلح را بر اسارت و قتل ترجیح داده حاضر شدند که جزیه پرداخت نمایند تا در سرزمین خود بمانند و چون فدک بدون درگیر توسط علی (علیه السلام) تسلیم شد، خلاصه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گردید، و آن حضرت طبق روایات فراوان و به امر خداوند آن را به دخترش فاطمه علیهاالسلام بخشید، که در عصر خلیفه اول غاصبانه از حضرتش گرفته شد.(264)

215- جنگ تبوک و جانشینی علی (علیه السلام)

علی رغم کارشکنیها و تبلیغات سوء منافقان، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی (علیه السلام) را جانشین خود در مدینه ساخت و در ماه رجب سال نهم هجری به همراه سپاهی عظیم، راه پرمشقت شمال را در پیش گرفت علت انتخاب علی (علیه السلام) باری جانشینی در مدینه بر اساس آنچه در منابع تاریخی آمده است.(265)
این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از سوء نیت اعراب و بسیاری از مدرم مکه که با آنان جنگیده و خون بستگانشان را ریخته بود و منافقان مدینه که به بهانه هایی از شرکت در این نبرد سرباز زده بودند مطلع بود، و بیم آن می رفت که این عناصر از غیبت طولانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر مسلمانان استفاده کنند و به مدینه بتازند، لذا وجود امیرمؤمنان (علیه السلام) در مدینه همچون خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عامل مهمی در ترساندن دشمنان و پاسداری از مرکز حکومت اسلامی بود، از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام معرفی حضرت علی (علیه السلام) به جانشینی خو فرمود:
ان المدینة لا تصلح الا بی اوبک مدینه جز با وجود من یا تو اصلاح نپذیرد.(266) یکی از توطئه های منافقان که با نقش قبلی آنها ریخته شده بود قتل علی (علیه السلام) و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. لذا صد نفر از آنان در مدینه برای قتل علی (علیه السلام) و چهارده نفر هم برای قتل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با سپاه حرکت کردند. با حرکت سپاه اسلام به سوی تبوک و ماندن علی (علیه السلام) در مدینه منافقان همه نقشه های خود را نقش بر آب دیدند و دست به توطئه جوسازی و شایعه پراکنی زدند. امیرمؤمنان (علیه السلام) با شنیدن سخنان واهی آنها مبنی بر اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از روی بی مهری علی (علیه السلام) را با خود نبرده است خود را به پیامبر رسانید و جریان را گزارش داد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: دروغ می گویند بلکه تو را برای نگهداری آنچه پشت سرم هست گذاردم. آیا راضی نیستی نسبت تو به من، همان مقام و منزلت هارون نسبت به موسی باشد؟ جز آنکه پس از من پیامبری نیست. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن حضرت دستور داد به مدینه بازگردد و جانشین وی در دار الهجرة و خانواده اش باشد.(267)