هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

166- رفتار با همسایه

روزی شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من خانه ای در فلان جا خریده ام و نزدیکترن همسایه این منزل کسی است که خیری از او توقع ندارم ولی از اذیت و آزار او در امان نیستم. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) و ابوذر و... فرمودند: بروید به مسجد و با صدای بلند در مسجد اعلام کنید، کسی که همسایه اش را آزار دهد ایمان ندارد. علی (علیه السلام) و ابوذر و.. به مسجد رفته و 3 بار این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با صدای بلند برای مردم تکرار کردند. آنگاه حضرت با دست خود به چهل خانه از هر طرف (جلو، عقب، چپ و راست) اشاره کرد (که تا چهل خانه همسایه محسوب می شوند)(209)

167- سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام)

حماد می گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدرش بر ایمان نقل کرد: که جابربن عبدالله گفت: سه سال قبل از اینکه روح پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ملکوت اعلی پرواز کند از آن حضرت شنیدم که به علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرمود: سلام خدا بر تو باد! ای پدر دو ریحانه. سفارش می کنم تو را به دو ریحانه من در دنیا، پیمانه عمر من نزدیک است و بزودی از میان شما خواهم رفت، به خداوند سوگند، که بزودی دو تکیه گاه تو در هم فرو ریزند، به خدا سوگند خلافت و جانشینی من بر عهده تو است. چون پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم جان به جان آفرین تسلیم کرد. علی (علیه السلام) فرمود: این یکی از آن دو رکنی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرموده بود و چون فاطمه زهرا علیهاالسلام شهیده گردید علی (علیه السلام) فرمود: این هم تکیه گاه دومی بود که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بود.(210)

168- احترام را رد نکنید

امام صادق (علیه السلام) فرمود: دو نفر نزد علی (علیه السلام) رفتند امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای هر کدام یک پشتی (متکا) آورد تا پشت خود بگذارند یکی از آنها بر آن نشست و به آن تکیه داد ولی دیگری بر ننشست. حضرت به او فرمود: بر آن متکا بنشین و تکیه بده که احترام و اکرام را رد نمی کند مگر الاغ، و در جایی دیگر علی (علیه السلام) فرمود: وقتی عدی پسر حاتم طایی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم او را به خانه خود برد و تنها تشک و متکایی که آنجا بود برای او انداخت و او را بر آن نشاند.(211)