هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

133- رمز فتح

علی (علیه السلام) می فرماید: در روز جنگ بدر آمدم تا ببینم رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آن صحنه جنگ و در مقابل دشمنان نیرومند خود چه می کند. دیدم آن حضرت سر به سجده گذارده و پیوسته می گوید: یا حی یا قیوم. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: چند بار رفتم و برگشتم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همچنان سر به سجده داشت و جز (یا حی یا قیوم) چیز دیگری نمی گفت آنقدر به این ذکر مقدس ادامه داد تا داوند او را در جنگ فاتح و پیروز ساخت.(173)

134- ایثار علی (علیه السلام)

روزی علی (علیه السلام) وارد خانه خود شد و دید حسن و حسین علیهم السلام نزد فاطمه زهرا علیهاالسلام گریه می کنند. حضرت سؤال کرد چرا روشنایی چشمان من می گریند؟ فاطمه زهرا علیهاالسلام گفت: اینها گرسنه اند و یک روز است که چیزی نخورده اند! علی (علیه السلام) پرسید: پس این دیگ بر سر آتش چیست؟ گفت: در دیگ تنها آب است که برای دل خوشی فرزندانم بر سر آتش نهاده ام! علی (علیه السلام) دلتنگ شد، عبایی که داشت به بازار برد و فروخت و با 6 درهم آن خوراکی تهیه کرد. وقتی که به سوی خانه باز می گشت فقیری به حضرت گفت: آیا کسی در راه خدا وام می دهد که چند برابر گردد؟ علی (علیه السلام) همه آن خوراکی را به او داد و چون به خانه رسید فاطمه علیهاالسلام پرسید: یا علی! توفیق یافتی و چیزی آماده کردی؟ گفت: آری. لیکن همه آن را به بینوایی دادم. فاطمه علیهاالسلام گفت: چه خوب کردی تو همیشه توفیق کار خیر می یابی! علی (علیه السلام) برگشت تا برای نماز به مسجد برود، در راه کسی را دید که گفت: یا علی (علیه السلام) این شتر را من می فروشم. علی (علیه السلام) گفت: من فعلاً پولی ندارم، آن شخص گفت:
به تو فروختم هر وقتی که پولی به تو رید به من باز دهی! علی (علیه السلام) آن شتر را به 60 درهم خرید و حرکت کرد که ناگهان شخصی دیگر رسید و عرض کرد یا علی (علیه السلام) این شتر را به من بفروش. علی (علیه السلام) گفت: فروختم به چه قیمت می خری؟ گفت 120 درهم. علی (علیه السلام) شتر را داد و پول را گرفت و نیمی از آن را به برگشت وام و نیم دیگر را به کار خود برد در این وقت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسید و ماجرا را از علی (علیه السلام) شنید و فرمود: فروشنده جبرئیل و خریدار میکائیل بود و این آن وامی بود که به آن فقیر بخشیدی(174)

135- برترین مخلوق خداوند

امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوارش و آنان از حضرت علی ع نقل می فرمایند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدای تعالی آفریده ای از من برتر نیافرید و هیچ آفریده ای نزد خدای تعالی از من گرامی تر نیست. علی (علیه السلام) می گوید: من عرض کردم یا رسول الله (علیه السلام) آیا تو برتری یا جبرئیل فرمود: یا علی (علیه السلام) همانا که خدای تبارک و تعالی پیامبران مرسلش را بر فرشتگان مقربش برتری داد و مرا بر همه پیامبران و مرسلین برتری بخشید و پس از من برتری از آن تو و امامان پس از تو است، و همانا فرشتگان خدمتگزاران ما و خدمتگزاران دوستان ما هستند. ای علی (علیه السلام) آنانکه حاملان عرشند و آنان که در گرد عرش اند به ثنای پروردگارشان تسبیح می گویند و از برای کسانی که به ولایت ما ایمان آورده اند آمرزش می طلبند ای علی (علیه السلام) اگر ما نبودیم خدای تعالی نه آدم (علیه السلام) را می آفرید و نه حوا را و نه بهشت و دوزخ را و نه آسمان و زمین، را پس چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم و حال آنکه ما پیش از آنان پروردگار خود را شناختیم و او را تسبیح گفتیم و تحلیل و تقدیس کردیم زیرا نخستین چیزی که خدای تعالی آن را آفرید ارواح ما بود...
توضیح: (سؤالات حضرت علی (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که در فرازهای مختلف این مجموعه اشاره شده،: در باب مصلحتی انجام می گرفته مولای ما امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام کشف و یقین از این جهت سؤال می کرده اند که این حقایق در نظر دیگران مکشوف افتد و گرنه خود او حقایق علوم و رازهای پنهانی را در همان مقام عقلی و شأن غیبی که دارد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم استفاده می فرمود پیش از آنکه به عالم مثال و نشئه خیال قدم بگذارد تا چه رسد به آنکه استفاده آن حضرت منوط به این باشد که آن حقایق به شکل الفاظ و کلام تنزل نماید تا مورد استفاده شان قرار گیرد. و موید مطلب حدیث نبوی است که فرمود: من شهر علمم علی ام در است.)(175)