هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

129- اولین پیشتاز عامل

ابن شهر آشوب به سند خود می نویسد: وقتی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت علی (علیه السلام) خبر شهادت برادرش جعفر طیار را در جنگ موته داد. حضرت وقتی، خبر شهادت برادر خود را شنید فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و در روایت دیگر از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده است که انا لله و انا الیه راجعون را پیش از حضرت علی (علیه السلام) کسی نگفته بود.(168)

130- همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در محراب عبادت به راز و نیاز با خداوند مشغول می بود و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای رسیدگی به حوائج مردم، پشت سر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به مردم می نشست و مردم حوائج خویش را از آن حضرت سؤال می کردند. علی (علیه السلام) دعاهای زیرا را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند و می فرمایند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقتی وارد مسجد می شد می گفت اللهم افتح لی ابواب رحمتک؛ خدایا درهای رحمتت را بر من بگشا.
و به هنگام خروج از مسجد می گفت: اللهم افتح لی ابواب رزقک؛ خدایا درهای روزیت را بر من بگشا (169)

131- هم سفره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین (علیه السلام) خرما می خوردند هر خرمایی را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می خورد به آرامی هسته اش را نزد علی (علیه السلام) می نهاد تا اینکه خرماها تمام شد ولی پیش حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم هیچ هسته خرمایی نبود و مه نزد علی (علیه السلام) بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر که هسته اش بیشتر بود او پرخور است. حضرت امیر (علیه السلام) گفت: هر که خرما را با هسته خورده او پرخورتر است. وقتی حضرت علی (علیه السلام) این لام را گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تبسم فرمود و فرمان داد تا هزار درهم به آن حضرت انعام بدهند.(170)