هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

126- کارکردن عیب نیست

روزی شرایط زندگی علی (علیه السلام) به اندازه ای تنگ شد که گرسنگی شدیدی امام علی (علیه السلام) را فرا گرفت. آن حضرت از خانه بیرون آمد و در جستجوی آن بود تا کاری پیدا شود تا کارگری کند و با مزد آن غذایی تهیه و گرسنگی خود را رفع نماید.
در مدینه کار پیدا نکرد، تصمیم گرفت به حوالی مدینه که مزرعه ای است در یک فرسخ و نیمی مدینه رفته تا در آن روستای کوچک آنجا کاری پیدا کند.
وقتی به روستا رسید دید زنی مشغول الک کردن خاک می باشد و منتظر کارگری جهت کمک می باشد نزد آن زن رفت و معلوم شد که آن زن کارگری نیاز دارد.
پس از صحبت با او قرار بر این شد که علی (علیه السلام) آب از درون چاه آورد و آن خاک را گل کرده تا برای دیوار کشی آماده شود و در ازای هر دلو آب یک خرما اجرت و مزد گیرد.
حضرت جمعاً شانزده دلو از چاه آب آورد آنگاه مشغول تهیه گل شد پس از اتمام کار آن زن شانزده خرما به آن حضرت داد امام نیز به مدینه بازگشت.
علی (علیه السلام) بعد جریان را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تعریف کرد آنگاه هر دو نشسته و با هم آن خرماها را خوردند(164)
اینقدر دانم که بر فرق کمال خویش زد - آفرینش از وجود حیدر کرار گل(165)

127- پیروی از علی (علیه السلام)

علی (علیه السلام) می فرماید: روزی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسیدم و بر گرد آن حضرت جمعیتی از قریش را دیدم. حضرت به من نگاهی کرد و فرمود: یا عی همانا مثل تو در این امت مانند حضرت عیسی بن مریم است زیرا عده ای او را بسیار دوست داشتند و افراط در دوستی او نمودند و هلاک شدند و دسته ای او را دشمن داشتند و هلاک شدند و اما عده ای دنباله رو او بودند پس نجات یافتند اطرافیان آن حضرت فرمودند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بزرگ شمردند و خندیدند و گفتند: یا رسول الله علی را شما با انبیا و رسولان خدا تشبیه می نمایی؟!(166)

128- علی (علیه السلام) خیر البریه است

ابوبکر هذلی از شعبی روایت کرد: مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به من مطلبی بیاموز تا خداوند به سبب آن مرا نفعی بخشد. حضرت فرمود: بر تو باد به بخشش و کرم که در دنیا و آخرت به تو نفع می بخشد ناگاه علی (علیه السلام) وارد شد و عرض کرد یا رسول الله حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام شما را می خواند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم برخاست آنگاه آن مرد گفت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این مرد که آمد چه کسی بود در پاسخ او حضرت فرمود: او کسی است که خدای متعال در حق او در قرآن کریم فرموده ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه.(167)