هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

123- شرط قبولی توحید و ایمان

ابوسعید خدری می گوید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود و تنی چند از یارانش از جمله حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) گرد او بودند. حضرت فرمود: هر کس لا اله الا الله گوید وارد بهشت می شود پس دو تن از یاران آن حضرت گفتند ما می گوییم لا اله الا الله. پیامبر فرمود: همانا لا اله الا الله از این شخص (اشاره به حضرت علی (علیه السلام)) و شیعیانش قبول می شود باز آن دو تن تکرار کردند و گفتند: ما نیز می گوییم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست بر سر علی (علیه السلام) گذارد آنگاه به آن دو نفر گفت، علامت پیروی از او این است که بیعت او را نشکنید و در مسند و مقام او ننشینید و سخنش را تکذیب نکنید.

124- امیر انفاق و کرم

در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مسلمانان برای سرکوبی کفار حرکت کردند، کافران بدون جنگ تسلیم شدند و در نتیجه اراضی و اموالی از آنها که در اصطلاح فیی گفته می شد به دست مسلمین افتاد امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن فیی را بین مسلمانان تقسیم کرد یک قطعه از آن سهم تقسیم شده برای حضرت علی ع شد، آن حضرت در آن زمین چاهی حفر کرد تا به آب رسید به حدی که آب آن چاه به اندازه گردن شتر فوران می کرد. امام علی (علیه السلام) آن چشمه را به نام عین ینبع (چشمه جوشان) نامید. شخصی به حضور علی (علیه السلام) آمد و در این مورد به او بشارت داد و تبریک گفت امام علی ع فرمود:
و بشر الوارث، بشر الوارث هی صدقه بتافی حجیج بیت الله و عابر سیبله لاتباع و لاتوهب و لاتورث فمن باعها او وهبها فعلیه لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین
یعنی: به وراث مژده و خبر بده، این چشمه فقط وقف گردیده تا در آمد آن در راه تأمین معاش و مخارج زائران خانه کعبه و مسافران در راه خدا به مصرف برسد فروختن و بخشیدن و به ارث بردن آن جایز نیست. کسی که آن را بفروشد یا ببخشد لعنت خدا و فرشتگان و همه انسانها بر او باد.(160)
ای آسمان رحمت و بحر سخا علی - وی داده عدل تو دو جهان را صلا علی (161)

125- سرمشق اهل وفا

ابن عباس می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یک نفر عرب بادیه نشین شتری را به چهارصد درهم خرید هنگامی که پول را داد اعرابی فریاد زد که هم شتر و هم پول برای اوست. ابوبکر از آنجا عبور کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: بین ما قضاوت کن من پول شتر را داده ام ولی اعرابی ادعا دارد که شتر و پول مال خودش می باشد. ابوبکر گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مطلب روشن است شما باید بینه (دو نفر شاهد عادل بیاورید که پول ما شما است.
سپس عمر از آنجا عبور کرد او نیز چنین قضاوت نمود. سپس علی (علیه السلام) آمد. پیامبر به اعرابی فرمود: آیا به قضاوت این جوان که می آید راضی هستی؟
اعرابی گفت: آری. هنگامی که علی به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسید اعرابی گفت: این شتر مال من است و درهمها (پولها) نیز مال من است اگر محمد صلی الله علیه و آله و سلم ادعای چیزی دارد باید بینه بیاورد. امام علی (علیه السلام) به اعرابی سه مرتبه گفت: شتر را رها کن تا رسول خدا آن را خود ببرد چرا که شتر را پیامبر از تو خریدهاست) لیکن اعرابی به دستور علی (علیه السلام) و حرفهای او اعتنایی نکرد آن حضرت اعرابی را گرفت و ضربه محکمی به او زد.
مردم جمع شدند و هر کس سخنی می گفت علی (علیه السلام) به رسول خدا عرض کرد: نصدقک علی الوحی و لانصدقک علی اربعماة درهم؛ ما سخن تو را در مورد صدق وحی تصدیق می کنیم ولی درباره چهارصد درهم تصدیق نکنیم. (162)
سلطان هر و سراست صهر رسول خداست - سرمشق اهل وفاست مهر و وفای علی(163)