هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

111- دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای زن با حجاب

علی (علیه السلام) می فرماید: روزی به همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در قبرستان بقیع نشسته بودیم آن روزه هوا سخت بارانی بود در همین حال زنی که سواره بود از جلوی ما عبور کرد ناگهان دست آن حیوان در گودی فرو رفت و در نتیجه آن زن نقش بر زمین شد. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دیدن این صحنه روی گرداند و ناراحت شد.اطرافیان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردند یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن زن پوشیده است و بر تن جامه ای دارد که تمام بدن او را پوشانده است. حضرت در حق او دعا کرد و گفت: پروردگارا زنانی که خود را پوشیده نگه می دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان الله اغفر للمتسر ولات سپس فرمود:
ای مردم برای پوشش از جامه هایی استفاده کنید که اندامتان را پوشیده نگه دارد و همسرانتان را به هنگام خروج از منزل با پوشیدن آن در حفظ و امان نگه دارید.(138)

112- نام گذاری امام حسن (علیه السلام)

وقتی که حضرت فاطمه علیهاالسلام امام حسن (علیه السلام) را به دنیا آورد، به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: نام او را انتخاب کن. امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: من بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سبقت نمی گیرم. سپس او را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بردند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را بوسید و فرمود: چه نامی برایش انتخاب کردید؟ حضرت علی (علیه السلام) جواب داد قبل از شما نامی انتخاب نکردیم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من هم بر خدای خویش سبقت نمی گیرم جبرئیل از طرف خدا نازل شد و پیام تبریک خداوند را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رساند و عرض کرد: خداوند عز و جل امر می کند که چون نسبت علی (علیه السلام) به شما مانند نسبت هارون به موسی است او را به نام فرزند هارون نام بگذار. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نام او چه بود؟ جبرئیل جواب داد: شبر. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: زبان من عربی است، جبرئیل عرض کرد: معادل آن در زبان عربی حسن است.(139)

113- حضرت علی (علیه السلام) و جعفر جامع و چگونگی آن

از جمله طرقی که از جانب پروردگار اعظم جل و علا بوسیله خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و سلم افاضه فیض رحمانی بر علی (علیه السلام) شد جفر جامع بوده است و آن صحیفه و کتابی بود مشتمل بر علم ما کان و ما یکون الی یوم القیامة بطریق حروف رمز که آن کتاب و علم آن از مخصوصات علی و ائمه طاهرین (علیه السلام) بوده است.
سال دهم هجرت بعد از مراجعت از حجة الواداع جبرئیل آمد و به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد که عمرت به آخر رسیده آن حضرت دستهای مبارک خود را به درگاه حضرت واهب العطایا برداشت و عرض کرد: خدایا به من وعده داری و هرگز خلف وعده نمی کنی.
خطاب الهی رسید علی را بردار و بالای کوه احد پشت به قبله بنشین حیوانان صحرا را صدا کن تا تو را اجابت می نمایند در میان آنها بز سرخ رنگ بزرگی است که اندکی شاخ او بالا آمده است به علی امر کن او را ذبح نماید و پوست او را از طرف گردن بکند و وارونه کند او را دباغی کرده آنگاه جبرئیل می آید و دوات و قلم و مرکب می آورد که از جنس مرکب زمین نمی باشد هر چه جبرئیل می گوید: تو به علی بگو بنویسد آن نوشته و پوست باقی می ماند و هرگز مندرس نمی شود و محفوظ خواهد ماند هر گاه او را بگشایند تازه خواهد بود.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به همان دستور بالای کوه احد عمل نمود جبرئیل آمد قلم و دوات خدمت آن حضرت گذارد حضرت امر فرمود به علی (علیه السلام) آماده کار شد آنگاه جبرئیل از جانب رب جلیل وقایع مهمه عالم را کلاً و جزء به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می گفت، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم هم به علی می فرمود: بر آن پوست می نوشت تا آنکه پوستهای باریک پاچه و دستها و پاهای او را هم نوشت و ثبت شد در آن کتاب کلما کان و ما هو کائن الی یوم القیمة هر چه بود و هر چه بعد خواهد شد تا روز قیامت.
تمام را نوشتند حتی اسامی اولادها و ذراری و دوستان و دشمنان آنها و آنچه بر سر یکایک اولاد خواهد آمد تا روز قیامت در آن کتاب ثبت گردید.
آنگاه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن جلده و جفره را به علی (علیه السلام) دادند و جزء اسباب وراثت و ولایت و امامت قرار گرفت که هر امامی از دنیا برود به امام معلوم بعد از خود به وراثت می سپارد.
پس این کتاب مخصوص علی (علیه السلام) و یازده فرزند آن حضرت است و در آن همه چیز هست از علم منایا و بالیا و احکام و تمام لغتها و مشتمل بر هزار و هفتصد صفحه از مفاتیح علوم مخصوص امام علی (علیه السلام) می باشد.(140)