هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

108- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بی وفایی مردم می گوید

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! این جماعت امر (خلافت و امامت) ترا نقض و غصب نموده و خلافت را بدون تو، خودشان به تنهایی گرفته و درباره تو نافرمانی مرا می کنند پس بر تو باد بردباری، تا خداوند امر خود را نازل کند. ای علی آگاه باش به همین زودی، آنها با تو بی وفایی خواهند کرد، پس آنها را مگذار که به تو راه یافته و خوارت کنند و خونت را بریزند (یعنی صبر را پیشه خود کن) چون امت پس از من به تو خیانت خواهند کرد این خبر را جبرئیل از پروردگار به من داد. (135)

109- آبرودارترین فرد نزد خداوند

علی (علیه السلام) می فرماید روزی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسیدیم از آن حضرت خواستم تا از خداوند برای من طلب مغفرت نماید. حضرت فرمود: چنین خواهم کرد آنگاه حضرت برخاست و نمازگزارد سپس دستهایش را به دعا برداشت آنگاه شنیدم که به خداوند عرض کرد پروردگارا تو را به مقام و قرب و منزلت علی سوگند می دهم که عی را مشمول عفو و غفران خود سازی. گفتم ای رسول خدا این چه دعایی است؟ (چرا خداوند را به حق من سوگند دادی) حضرت فرمود: یا علی مگر کسی در پیشگاه خداوند آبرودارتر و گرامی تر هست تا او را شفیع درگاهش کنم.(136)

110- من ضامن بدهی او هستم

ابوسعید خدری می گوید: در حیات رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر جنازه یکی از انصار حاضر شد. فرمود: آیا بر او دینی هست؟ گفتند: آری، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگشت، علی (علیه السلام) به حضرت گفت: من ضامن بدهی او هستم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود (فک الله رقبتک کما فککت عن اخیک المسلم)(137) آری امام علی (علیه السلام) آنگونه بود که در بخشش مال خود چنین بود اما حاضر نبود از بیت المال کمترین مالی به شیعیان نزدیکش بدهد مگر آنکه حق او باشد.