هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

107- کوکب هدایت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

ابن مغازلی شافعی مذهب روایت کرده از ابن عباس که وی می گوید: شبی اصحاب پیامبر در خانه ایشان جمع بودند تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند امشب در نزدیکی سحر کوکبی از آسمان فرود می آید پایین در خانه هر که فرود آمد آن شخص ولی من است. همان شب همه اصحاب نخوابیدند از همه طماع تر عباس پدرم بود (چون عباس عموی رسول الله بود) ناگهان اصحاب دیدند که کوکبی روشن از آسمان پایین آمد تا در خانه علی (علیه السلام) فرود آمد البته پس از این واقعه اصحاب گفتند محمد صلی الله علیه و آله و سلم درباره ابن عمش علی (علیه السلام) در ضلالت است و می خواهد پسر عم خود را ولی خود کند.

108- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بی وفایی مردم می گوید

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! این جماعت امر (خلافت و امامت) ترا نقض و غصب نموده و خلافت را بدون تو، خودشان به تنهایی گرفته و درباره تو نافرمانی مرا می کنند پس بر تو باد بردباری، تا خداوند امر خود را نازل کند. ای علی آگاه باش به همین زودی، آنها با تو بی وفایی خواهند کرد، پس آنها را مگذار که به تو راه یافته و خوارت کنند و خونت را بریزند (یعنی صبر را پیشه خود کن) چون امت پس از من به تو خیانت خواهند کرد این خبر را جبرئیل از پروردگار به من داد. (135)

109- آبرودارترین فرد نزد خداوند

علی (علیه السلام) می فرماید روزی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسیدیم از آن حضرت خواستم تا از خداوند برای من طلب مغفرت نماید. حضرت فرمود: چنین خواهم کرد آنگاه حضرت برخاست و نمازگزارد سپس دستهایش را به دعا برداشت آنگاه شنیدم که به خداوند عرض کرد پروردگارا تو را به مقام و قرب و منزلت علی سوگند می دهم که عی را مشمول عفو و غفران خود سازی. گفتم ای رسول خدا این چه دعایی است؟ (چرا خداوند را به حق من سوگند دادی) حضرت فرمود: یا علی مگر کسی در پیشگاه خداوند آبرودارتر و گرامی تر هست تا او را شفیع درگاهش کنم.(136)