هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

90- امتیاز و اخلاص برتر

روزی شیبه و عباس هر کدام بر دیگری افتخار می کردند و در این باره مشغول سخن بودند که علی (علیه السلام) از کنار آنان گذشت و پرسید: به چه چیزی افتخار می کنید؟ عباس گفت: امتیازی به من داده شده که احدی ندارد و آن مسئله آب دادن به حجاج خدا است شیبه گفت: من تعمیر کننده مسجدالحرام و کلید دار کعبه هستم. علی (علیه السلام) گفت: با اینکه از شما حیا می کنم باید بگویم که من دارای افتخاری هستم که شما ندارید. آنها پرسیدند کدام افتخار؟ حضرت فرمود: من با شمشیر جهاد کردم تا شما ایمان به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آوردید عباس خشمگین شد و برخاست و به سراغ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: آیا نمی بینی علی چگونه با من سخن می گوید:؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود علی (علیه السلام) را صدا کنید. علی (علیه السلام) هنگامی که به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد پیامبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: چرا اینگونه با عمویت عباس سخن گفتی؟ علی (علیه السلام) عرض کرد: ای رسول خدا اگر من او را ناراحت ساختم بیان حقیقتی بوده که در برابر گفتار حق هر کس می خواهد ناراحت شود و هر کس می خواهد خشنود گردد.(114)

91- شقی ترین انسانها

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: سنگدل ترین افراد اقوام نخستین که بود؟ علی (علیه السلام) در پاسخ عرض کرد: آن کسی که ناقه قوم ثمود را به هلاکت رساند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: راست گفتی. اینک بگو شقی ترین افراد اقوام اخیر چه کسی است؟ علی (علیه السلام) گفت: نمی دانم ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حضرت فرمود: کسی که شمشیر را بر این نقطه از سر تو وارد می کند (و اشاره به قسمت بالای پیشانی آن حضرت کرد).(115)

92- سد ابواب

از جانب خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم امر شد که تمام درهایی که از خانه مسلمین به مسجد منتهی می شود مسدود کند جز در خانه علی (علیه السلام) لذا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد تمام در خانه هایی که به داخل مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گشوده می شد به جز خانه علی (علیه السلام) بسته شود این امر برای بعضی از مسلمانان گران آمد تا آنجا که حمزه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این کار گله کرد که چگونه در خانه عمویت و ابوبکر و عمر و عباس (عموی دیگر پیامبر) را بستی اما در خانه پسر عمویت را بازگذاردی؟ لذا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وقتی دید این امر آنها گران آمده است همه مردم را به مسجد دعوت فرمود و خطبه بی نظیری در تمجید توحید خداوند ایراد کرد. سپس فرمود: ای مردم من شخصاً درها را نبستم و نگشودم و شما را مسجد بیرون نکردم و علی (علیه السلام) را ساکن ننمودم بلکه وحی الهی و فرمان خداوند را اجرا نمودم.(116)