هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

86- ابوتراب افتخار امیرالمؤمنین (علیه السلام)

کنیه ابوتراب محبوبترین کنیه برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود. هر گاه وی را بدین کنیه می خواندند خشنود و شادمان می گشت. کنیه ابوتراب زمانی به علی (علیه السلام) عطا شد که هنوز ازدواج نکرده بود. اما جریانی که باعث شد امام علی (علیه السلام) عنوان ابوتراب را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دریافت کند اینگونه است که عمار یاسر نقل کرده است:
من و علی بن ابیطالب در جنگ عشیره (این غزوه در ماه جمادی الاخر که 16 ماه از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گذشته بود رخ داد و این جنگ قبل از جنگ بدر بود.) با هم بودیم هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا فرود آمد و موضع رفت گروهی از طایفه بنی مدلج را دیدیم که در چشمه و نخلستان خود مشغول کارند. علی بن ابیطالب (علیه السلام) به من گفت: ای ابوالیقظان می آیی نزد این قوم برویم و ببینیم چگونه کار می کنند؟ گفتم: اگر بخواهی می رویم پس نزد آنان رفتیم و ساعتی کارهایشان را تماشا نمودیم آنگاه خوابمان گرفت رفتیم در بین نخلهای کوچک روی خاکهای نرم آنجا خوابیدیم. به خدا سوگند کسی ما را بیدار نکرد. جز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او با پاهایش ما را حرکت می داد (ما از خواب بیدار شدیم) در حالی که خاک آلود بودیم در آن روز رسل خدا صلی الله علیه و آله و سلم چون علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خاک آلود دید به او گفت: مالک یا ابا تراب؟ تو را چه شده، ای ابوتراب؟ (چرا تو چنین خاک آلوده شده ای؟) سپس فرمود: آیا شما را آگاه نکنم از دو نفر که بدبخت ترین مردم اند؟ گفتیم، آری ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یک مردک سرخ روی، قوم ثمود که ناقه صالح را پی کرد و دیگر آن که به اینجای توضربت می زند (و دستش را بر پیشانی علی (علیه السلام) گذاشت) آن گاه محاسن علی (علیه السلام) را گفت: و گفت:: تا اینکه این از خون آن تر شود.(110)
...البته در کتاب مناقب ابن شهر آشوب ج 3، ص 113 قضیه فوق بگونه ای دیگر نقل گردیده است.
این گونه می گویند: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در نخلستانهای مدینه دنبال علی (علیه السلام) می گشت تا اینکه رسید به باغی و دید و علی (علیه السلام) مشغول کار است و گرد و غبار سر و روی او را گرفته است خطاب به او فرمود: مردم را سرزنش نمی کنم در اینکه به تو ابوتراب بگویند و در امتاع الاسماع ص 61 سید حیدر حلی گوید:
هنگامی که علی (علیه السلام) به دنیا آمد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را ابوتراب نامید، و شیخ صدوق به سند خود از عباة بن ربعی نقل کرده که او گفت: از عبدالله بن عباس پرسیدم چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی (علیه السلام) را ابوتراب نامید؟ گفت: چون که علی (علیه السلام) پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صاحب زمین و حجت خدا بر اهل آن است و بقا و آرامش زمین به واسطه اوست همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هنگامی که روز قیامت فرا رسد و شخص کافران ببیند خداوند تبارک و عالی چه پاداشی برای شیعیان علی (علیه السلام) مهیا نموده است، می گوید: ای کاش خاک بودم یعنی: ای کاش شعیه علی (علیه السلام) بودم و این همان گفتار خداوند است در قرآن کریم که می فرماید: و یقول الکافر ما لیتنی کنت ترابا.

87- مگر خودت یا فردی مثل خودت

هنگامی که سوره برائت (توبه) نازل شد ابتدا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آن را بوسیله ابوبکر به سوی اهل مکه فرستاد تا برای مردم سوره و را قرائت و ابلاغ کند ولیکن جبرئیل نازل شد و عرض کرد: لایبلغها الا انت او رجل منک آن را هیچ کس نرساند مگر خودت یا مثل خودت پیامبر علی (علیه السلام) را خواست و فرمود: این سوره را تو باید ببری. علی (علیه السلام) گفت: من ابلاغ می کنم یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برو که خدا زبان تو را ثابت می دارد و قلب تو را هدایت می کند.
علی (علیه السلام) در میانه راه خود را به ابوبکر رسانید و نامه را از او گرفت. ابوبکر محزون و ناراحت بازگشت و به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: آی درباره من آیه ای نازل شده که از این مأموریت مرا عزل کردید؟ فرمود: نه بلکه من مأمور شدم که یا خود آن را ابلاغ نمایم یا مردی از خاندانم آن را ابلاغ کند.(111)

88- حامی بی بدیل دین

علی (علیه السلام) در جنگ احد شصت و یک زخم برداشت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد تا ام سلمه وام عطیه به معالجه جراحات آن حضرت بپردازند. چیزی نگذشت که آنها با نگرانی به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسیده و عرض کردند که وضع بدن علی (علیه السلام) طوری است که ما هر زخمی را می بندیم دیگری باز می شود و زخمهای تن او آنچنان زیاد و خطرناک است که ما از حیات او نگرانیم. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با جمعی از مسلمانان بعنوان عیادت به منزل علی (علیه السلام) وارد شدند در حالی که بدن او یک پارچه زخم و جراحت بود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با دست مبارک خود بدن او را مسح می کرد و می فرمود: کسی که در راه خدا این چنین ببیند آخرین درجه مسئولیت خود را انجام داده است و زخمهایی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست روی آنها می کشید بزودی التیام یم یافت. علی (علیه السلام) در این هنگام گفت: الحمدالله که با این همه فرار نکردم و پشت به دشمن ننمودم.(112)