هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

82- عیب پوشی و ستار العیوبی

در خبر آمده است که روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم با جمعی از اصحاب خود نشسته بودند ناگه شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد:
یا رسول الله در فلان خانه مردی و زنی به فساد مشغولند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این خبر تو را باید بررسی کنم و آنها را بخواهم ببینم مطلب چیست؟
چند تن از صحابه که آنجا بودند اجازه احضار آنها را خواستند، لیکن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هیچ یک از آنان را اجازه نداند تا اینکه حضرت علی (علیه السلام) خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود:
یا علی تو برو و ببین این ماجرا که می گویند راست است یا نه
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد تا رسید به در خانه، آنگاه چشمان خود را بر هم گذاشت و وارد خانه شد و دست بر دیوار داشت تا وقتی که گرد خانه گردید و بیرون آمد چون خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم رسید عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من گرد آن خانه گشتم ولی هیچ کس را آنجا ندیم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نور نبوت مطلب را یافت که علی (علیه السلام) نمی خواهد آن دو را رسوا نماید لذا فرمود:
یا علی انت فتی هذه الامه یعنی: یا علی تو جوانمرد این امتی.
اصبحت زیراً بک یا شحنه النجف - بهر نثار مرقد تو نقد جان بکف(106)

83- پاسخ مهربانی های فاطمه بنت است

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود، هنگامی که مادرم از دنیا رفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را در پیراهن خود کفن کرد و بر او نماز گزارد و بر او هفتاد مرتبه تکبیر گفت. آنگاه وارد قبر شد و بر در و دیوار و اطراف قبر دست می کشید گویی می خواست قبر را فراختر و آماده کند. سپس از قبر خارج شد و در حالی که به شدت می گریست به قبر سفارش کرد تا بر مادرم سخت نگیرد وقتی از کار خاک سپاری فارغ شد و رفت عمر بن خطاب از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا دیدم شما درباره این زن طوری رفتار کردید که پیش از این سابقه نداشت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای عمر این زن پس از مادرم که مرا زایید مادر دیگر من بود. جبرئیل از سوی خداوند برایم خبر آورده که او اهل بهشت است و خدای تعالی هفتاد هزار فرشته را مأمور کر تا بر جنازه اش نماز بگزارند، فاطمه بنت اسد روزی از قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیده بود که فرموده: انسانها در روز قیامت عریان محشور می شوند پس به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: وای از ای رسوایی
پیامبر بدو فرمود: من از خدا می خواهم تا تو را پوشیده برانگیزد و باز زمانی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنید که از عذاب قبر سخن می فرمود. گفت: وای از ناتوانی. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: از خدا می خواهم تا عذاب قبر را بر تو آسان کند. فاطمه بنت اسد پس از مرگ ابوطالب (علیه السلام) همچنان همگام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در صحنه های گوناگون حضور داشت و او زنی بود که در مدینه با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تجدید بیعت کرد.
جان به فدای مژه بسته ات - من علی ام حیدر دل خسته ات (107)

84- قطب هستی

حضرت علی (علیه السلام) فرمود: در شب تولد نور پاک فاطمه علیهاالسلام، زلزله عظیمی در مکه اتفاق افتاد و سنگهای بزرگی از کوه ابوقبیس جدا شد و بر زمینهای پست و بلند می غلطیدند و آن قدر این زلزله ادامه داشت که ابوطالب بر بالای بلندی رفت و به خداوند عرض کرد:
الهی و سیدی اسالک بالمحمدیه المحمودیة و بالعلویة العالیة و باالفاطمیة البیضاء الا تفضلت علی اهل التهامة بالرحمة و الرافته.
بدین ترتیب ابوطالب در پیشگاه خداوند به ساحت مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی (علیه السلام) و فاطمه علیهاالسلام توسل جست از برکت نام ایشان همان لحظه زمین مکه آرام شد.(108)