هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

81- ولایت علی (علیه السلام)

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) وارد شد در حالی که آثار سرور و خوشحالی در صورت نازنینش آشکار بود، حضرت علی (علیه السلام) سبب آنرا پرسید. حضرت فرمودند: خداوند متعال به من بشارت داد که شیعیان علی چه عاصی و چه مطیع آخرالامر در بهشت جایگزین شوند، حضرت علی (علیه السلام) به مجرد شنیدن این کلام سجده شکر به عمل آورده و گفت: خداوندا نصف حسنات خود را به شیعیانم بخشیدم. در این لحظه حضرت زهرا علیهاالسلام و امام حسن و امام حسین (علیه السلام) هر یک به ترتیب عرض کردند: پروردگارا ما هم نصف ثوابهایمان را به شیعیان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بخشیدیم. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گفت: خداوندا منهم نصف حسنات و ثوابهایم را به شیعیان حضرت علی مرتضی (علیه السلام) دادم در این وقت بود که وحی از طرف خداوند رسید که شما از من کریم تر نیستید، منهم گناهان همه شیعیان علی را آمرزیدم.(105)

82- عیب پوشی و ستار العیوبی

در خبر آمده است که روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم با جمعی از اصحاب خود نشسته بودند ناگه شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد:
یا رسول الله در فلان خانه مردی و زنی به فساد مشغولند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این خبر تو را باید بررسی کنم و آنها را بخواهم ببینم مطلب چیست؟
چند تن از صحابه که آنجا بودند اجازه احضار آنها را خواستند، لیکن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هیچ یک از آنان را اجازه نداند تا اینکه حضرت علی (علیه السلام) خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود:
یا علی تو برو و ببین این ماجرا که می گویند راست است یا نه
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد تا رسید به در خانه، آنگاه چشمان خود را بر هم گذاشت و وارد خانه شد و دست بر دیوار داشت تا وقتی که گرد خانه گردید و بیرون آمد چون خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم رسید عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من گرد آن خانه گشتم ولی هیچ کس را آنجا ندیم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نور نبوت مطلب را یافت که علی (علیه السلام) نمی خواهد آن دو را رسوا نماید لذا فرمود:
یا علی انت فتی هذه الامه یعنی: یا علی تو جوانمرد این امتی.
اصبحت زیراً بک یا شحنه النجف - بهر نثار مرقد تو نقد جان بکف(106)

83- پاسخ مهربانی های فاطمه بنت است

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود، هنگامی که مادرم از دنیا رفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را در پیراهن خود کفن کرد و بر او نماز گزارد و بر او هفتاد مرتبه تکبیر گفت. آنگاه وارد قبر شد و بر در و دیوار و اطراف قبر دست می کشید گویی می خواست قبر را فراختر و آماده کند. سپس از قبر خارج شد و در حالی که به شدت می گریست به قبر سفارش کرد تا بر مادرم سخت نگیرد وقتی از کار خاک سپاری فارغ شد و رفت عمر بن خطاب از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا دیدم شما درباره این زن طوری رفتار کردید که پیش از این سابقه نداشت. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای عمر این زن پس از مادرم که مرا زایید مادر دیگر من بود. جبرئیل از سوی خداوند برایم خبر آورده که او اهل بهشت است و خدای تعالی هفتاد هزار فرشته را مأمور کر تا بر جنازه اش نماز بگزارند، فاطمه بنت اسد روزی از قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیده بود که فرموده: انسانها در روز قیامت عریان محشور می شوند پس به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: وای از ای رسوایی
پیامبر بدو فرمود: من از خدا می خواهم تا تو را پوشیده برانگیزد و باز زمانی که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنید که از عذاب قبر سخن می فرمود. گفت: وای از ناتوانی. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: از خدا می خواهم تا عذاب قبر را بر تو آسان کند. فاطمه بنت اسد پس از مرگ ابوطالب (علیه السلام) همچنان همگام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در صحنه های گوناگون حضور داشت و او زنی بود که در مدینه با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تجدید بیعت کرد.
جان به فدای مژه بسته ات - من علی ام حیدر دل خسته ات (107)