هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

80- عظمت علی (علیه السلام) مانند سوره توحید است

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به برخی از کسانی که در لشکر اسلام به همراهی علی صلی الله علیه و آله و سلم به جنگ ذات السلاسل رفته بودند فرمود: امیر و فرمانده خود(یعنی علی (علیه السلام)) را چگونه دیدید؟
عرض کردند: چیزی غیر از خوبی از او ندیدیم، جز آنکه در تمام نمازها که ما پشت سر او می خواندیم سوره (قل هو الله احد) را می خواند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من این مطب را از او خواهم پرسید. چون علی (علیه السلام) به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد آن حضرت به او فرمود: یا علی چرا در تمام نمازهایی که با ایشان خواندی جز سوره اخلاص سوره دیگری نخواندی؟ عرض کرد ای رسول خدا این سوره را دوست دارم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: براستی که خدا نیز تو را دوست دارد چنانچه تو سوره توحید را دوست داری سپس فرمود: ای علی اگر من نمی ترسیدم از اینکه گروههایی از مسلمانان درباره تو بگویند آنچه را که نصاری (مسیحیان) درباره عیسی بن مریم گفتند (اینکه او را خدا یا پسر خدا خواندند) امروز سخنی درباره تو می گفتم که به هیچ گروهی از مردم نگذری جز آنکه خاک زیر پایت را (برای تبرک و تیمن) بردارند.(104)

81- ولایت علی (علیه السلام)

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) وارد شد در حالی که آثار سرور و خوشحالی در صورت نازنینش آشکار بود، حضرت علی (علیه السلام) سبب آنرا پرسید. حضرت فرمودند: خداوند متعال به من بشارت داد که شیعیان علی چه عاصی و چه مطیع آخرالامر در بهشت جایگزین شوند، حضرت علی (علیه السلام) به مجرد شنیدن این کلام سجده شکر به عمل آورده و گفت: خداوندا نصف حسنات خود را به شیعیانم بخشیدم. در این لحظه حضرت زهرا علیهاالسلام و امام حسن و امام حسین (علیه السلام) هر یک به ترتیب عرض کردند: پروردگارا ما هم نصف ثوابهایمان را به شیعیان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بخشیدیم. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گفت: خداوندا منهم نصف حسنات و ثوابهایم را به شیعیان حضرت علی مرتضی (علیه السلام) دادم در این وقت بود که وحی از طرف خداوند رسید که شما از من کریم تر نیستید، منهم گناهان همه شیعیان علی را آمرزیدم.(105)

82- عیب پوشی و ستار العیوبی

در خبر آمده است که روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم با جمعی از اصحاب خود نشسته بودند ناگه شخصی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد:
یا رسول الله در فلان خانه مردی و زنی به فساد مشغولند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این خبر تو را باید بررسی کنم و آنها را بخواهم ببینم مطلب چیست؟
چند تن از صحابه که آنجا بودند اجازه احضار آنها را خواستند، لیکن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هیچ یک از آنان را اجازه نداند تا اینکه حضرت علی (علیه السلام) خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود:
یا علی تو برو و ببین این ماجرا که می گویند راست است یا نه
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد تا رسید به در خانه، آنگاه چشمان خود را بر هم گذاشت و وارد خانه شد و دست بر دیوار داشت تا وقتی که گرد خانه گردید و بیرون آمد چون خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم رسید عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم من گرد آن خانه گشتم ولی هیچ کس را آنجا ندیم.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به نور نبوت مطلب را یافت که علی (علیه السلام) نمی خواهد آن دو را رسوا نماید لذا فرمود:
یا علی انت فتی هذه الامه یعنی: یا علی تو جوانمرد این امتی.
اصبحت زیراً بک یا شحنه النجف - بهر نثار مرقد تو نقد جان بکف(106)