هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

75- حضور شخصی بزرگ

امام حسن (علیه السلام) در دوران هفت سالگی، به مسجد می رفت و پای منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می نشست، و آنچه در مورد وحی، از آن حضرت می شنید به منزل باز می گشت و برای مادر فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل می کرد (به این ترتیب که همچون یک خطیب روی متکائی می نشست و سخنرانی می نمود و در ضمن سخنرانی آنچه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرا گرفته بود بیان می کرد) حضرت علی (علیه السلام) هر گاه وارد منزل می شد و با فاطمه زهرا علیهاالسلام سخن می گفت در می یافت که فاطمه علیهاالسلام آنچه از آیات قرآن نازل شده اطلاع دارد از او پرسید با اینکه شما در منزل هستید چگونه به آنچه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بیان کرده آگاه هستی؟! فاطمه زهرا علیهاالسلام جریان را به عرض رساند که این آگاهی از ناحیه فرزندت حسن (علیه السلام) به من انتقال می یابد. روزی علی (علیه السلام) در منزل مخفی شده، حسن (علیه السلام) که در مسجد، وحی الهی را شنیده بود، وارد منزل شد و طبق معمول، بر متکا نشست، تا به سخنرانی بپردازد، ولی لکنت زبان پیدا کرد، حضرت زهرا علیهاالسلام تعجب نمود! حسن (علیه السلام) به مادر عرض کرد: تعجب مکن، چرا که شخص بزرگی، سخن مرا می شنود و استماع او مرا از بیان مطلب، باز داشته است.
در این هنگام علی (علیه السلام) از مخفیگاه خارج شد و فرزندش، حسن ع را بوسید(99)

76- انوار رحمت خداوندیم

ابن عباس می گوید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست علی (علیه السلام) را گرفته و بیرون آمد و می گفت: ای گروه انصار و ای گروه بنی هاشم ای کروه بنی عبدالمطلب من محمدم، من رسول خدایم، هان، من در جزء چهار نفر از افراد خانواده ام هستم که از سرشتی که انوار رحمت بر آن تابیده بود آفریده شدیم من و علی و حمزه و جعفر. کسی گفت: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اینانند که با تن در روز قیامت سوار هستند. حضرت فرمود: مادرت به عزایت بنشیند، همانا آن روز بجز چهار کس هرگز کسی سواره نباشد جز من و علی و فاطمه و صالح پیغمبر، اما من سوار بر براقم و اما دخترم فاطمه بر شتری از اشتران بهشتی که لجامش از یاقوت است و دو جامه سبز بر روی آن انداخته شده میان بهشت و دوزخ می ایستد آن روز مردم شدیداً عرق می کنند پس بادی از جانب عرش وزیدن گیرد که عرق مردم را خشک کند فرشتگان و پیغمبران و صدیقین می گویند این بجز فرشته مقرب و یا پیغمبری مرسل نباید باشد پس آواز دهنده ای خبر دهد که این نه فرشته مقرب است و نه پیغمبر و مرسل بلکه علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که برادر رسول خداست در دنیا و آخرت.(100)

77- آن شب خطرناک

گروهی از قریش و اشراف مکه از قبایل مختلف در محل تشکیل جلسات مشورتی بزرگان مکه به نام دارالندة جمع شدند تا درباره خطری که از ناحیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنها را تهدید می کرد بیندیشند. در اثناء راه پیر مرد خوش ظاهری به آنها برخورد کرد که در واقع همان شیطان بود از او پرسیدند: کیستی؟ گفت: پیرمردی از اهل نجد. جلسه تشکیل یافت و درباره اینکه چگونه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به عنوان مانعی از سر راه بردارند گفتگو می کردند یکی گفت او را از میان خون بیرون کنید تا از دست او راحت شوید، پیرمرد گفت این هم درست نیست زیرا اگر این کار را انجام دهید به سراغ قبایل دیگر عرب می رود و با گفتار شیرینش در آنها نفوذ می کند، ابوجهل که تا آن وقت ساکت بود به سخن آمد و گفت به نظر من از هر قبیله ای یک جوان شجاع و شمشیر زن را انتخاب کنید تا در فرصتی مناسب به طور دسته جمعی به محمد صلی الله علیه و آله و سلم حمله کنند و او را بکشند این طور خون او در بین همه قبایل پخش می شود و بنی هاشم نمی تواند به خونخواهی او قیام کند، پیرمرد نجدی خوشحال شد و گفت: به خدای رأی صحیح همین است نتیجتاً همه ی با این تصمیم موافقت کردند.
جبرئیل فرود آمد و به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت: تا شب را در بستر خود نخوابد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شبانه به سوی غار ثور حرکت کرد و سفارش نمود علی (علیه السلام) در بستر او بخوابد تا کسانی که خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تحت نظر داشتند متوجه عدم حضور پیامبر نگردند. علی (علیه السلام) که در آن موقع جوانی 23 ساله بود در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خوابید هنگامی که صبح شد و طبق نقشه، جوانان قبائل مختلف جهت قتل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به خانه ریختند، علی (علیه السلام) را در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیدند، صدا زدند پس محمد صلی الله علیه و آله و سلم کجاست؟ حضرت امیر (علیه السلام) فرمود: نمی دانم. لذا با این جانفشانی حضرت علی (علیه السلام)، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از گرداب مرگ نجات یافت.(101)