هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

64- قضاوت علی (علیه السلام)

اعراب به کثرت نسل خود خیلی علاقمند بودند و اصرار زیادی می ورزیدند تا در خانواده شان جنس ذکوری باشد لذا روزی سه مرد در طهر واحد با زنی هم بستر شدند و این زن پسری زائید هر سه این مرد ادعا داشتند که پدر این پسر هستند هنوز سوره ی مبارکه نور نازل نشده بود تا زناکاران به مجازات خود برسند، لذا آنها با هم اختلاف نزاع داشتند تا اینکه خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم این قضاوت را به علی (علیه السلام) احاله فرمود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور داد: نام این سه مرد را بر 3 ورقه کوچک بنویسند و آن سه ورقه را مثل قرعه لوله کرد و جلوی بچه بیندازند آن قرعه را که کودک از زمین برمی دارد بنام پدرش خواهد بود. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این قضاوت علی (علیه السلام) را به قضاوت حضرت داود (علیه السلام) تشبیه فرمود: الحمد الله الذی جعل فینا اهل البیت من یقضی علی سنن داوود.(83)

65- عادل دادگر

روی گاوی با شاخ تیز خود شکم خری را درید. صاحب خر شکایت خود را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه داشت هنوز خدا صلی الله علیه و آله و سلم سخن نگفته بود که ابوبکر عقیده اش را اظهار کرد و گفت حیوان زبان بسته ای حیوان زبان بسته ی دیگری را کشت به کسی مربوط نیست. ولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: اگر آن گاو آزاد بود و به خر حمله آورد و شاخش زده صاحب گاو مسئول این جنایت است زیرا گاو وحشی خود را آزاد گذاشته تا به مال مردم تعدی و تجاوز کند. ولی اگر آنجایی که گاو بسته بوده و خر با پای خود به پیش گاو رفته و سرانجام کشته شده صاحب گاو گناهی ندارد و از دادن تاوان معاف است.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: قضاوت علی کافیست.(84)

66- سلام خضر نبی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی (علیه السلام)

روزی علی (علیه السلام) همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از راههای مدینه عبور می کردند ناگاه مردی بلند قامت و چهارشانه... جلو آمد و بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سلام کرد و احترام شایانی نمود سپس رو به علی (علیه السلام) کرد و گفت: سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو ای خلیفه چهارم، آنگاه به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رو کرد و گفت: آیا این گونه نیست که گفتم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آری چنین است. آن شخص ناشناس از آنجا رفت علی (علیه السلام) از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: این چه لقبی بود که این مرد ناشناس به من داد و تو هم آن را تصدیق کردی، من خلیفه ام چهارم هستم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حمد و سپاس خدا را، همانگونه که او گفت تو خلیفه چهارم هستی زیرا اولین خلیفه آدم (علیه السلام) است(85). و دومین خلیفه داود (علیه السلام) است.(86) و سومین خلیفه هارون برادر موسی (علیه السلام) است که خلیفه موسی شد(87) و خداوند در (آیه 3 سوره توبه) می فرماید:
و این اعلامی است از طرف خدا و رسولش بر عموم مردم در روز حج اکبر (عید قربان) که خداوند و پیامبرش از مشرکان بی زار است.
ای علی ابلاغ کننده برائت از مشرکان از جانب خدا و رسولش تو هستی و تو وصی و وزیر من می باشی و دین مرا ادا می کنی... پس تو چهارمین خلیفه می باشی چنانکه آن شخص با این عنوان بر تو سلام کرد آیا می دانی او چه کسی بود؟
او برادرت خضر (علیه السلام) بود.0(88)