هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

63- بت شکن آخر

علی (علیه السلام) می فرماید: شبی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا نزد خویش فرا خواند. من در منزل همسرش خدیجه نزد او حاضر شدم آنگاه فرمود علی (آماده باش) و از پی من حرکت کن. سپس خود در جلو حرکت کرد و من هم به دنبال آن حضرت حرکت کردم تا آنی که در دل آن شب به خانه خدا کعبه رسیدیم... رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آهسته فرمود: علی از دوش من بالا برو، آنگاه خود خم شد و من از کتف مبارک او بالا رفتم و بر بام کعبه قرار گرفتم و هر چه بت در آنجا بود پایین انداختم، آنگاه از مسجدالحرام خارج شدیم و راهی منزل خدیجه شدیم. در بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: نخستین کسی که بتها را درهم شکست جد تو ابراهیم (علیه السلام) بود و آخرین کسی که بتها را شکست تو بودی بامداد روز بعد هنگامی که اهل مکه سراغ بتهای خود رفتند دیدند که بتهایشان برخی شکسته و برگشته و بر زمین افتاده است. آنها با خود این اعمال از کسی جز محمد صلی الله علیه و آله و سلم و پسر عمویش علی (علیه السلام) سر نمی زند...(82)

64- قضاوت علی (علیه السلام)

اعراب به کثرت نسل خود خیلی علاقمند بودند و اصرار زیادی می ورزیدند تا در خانواده شان جنس ذکوری باشد لذا روزی سه مرد در طهر واحد با زنی هم بستر شدند و این زن پسری زائید هر سه این مرد ادعا داشتند که پدر این پسر هستند هنوز سوره ی مبارکه نور نازل نشده بود تا زناکاران به مجازات خود برسند، لذا آنها با هم اختلاف نزاع داشتند تا اینکه خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم این قضاوت را به علی (علیه السلام) احاله فرمود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور داد: نام این سه مرد را بر 3 ورقه کوچک بنویسند و آن سه ورقه را مثل قرعه لوله کرد و جلوی بچه بیندازند آن قرعه را که کودک از زمین برمی دارد بنام پدرش خواهد بود. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این قضاوت علی (علیه السلام) را به قضاوت حضرت داود (علیه السلام) تشبیه فرمود: الحمد الله الذی جعل فینا اهل البیت من یقضی علی سنن داوود.(83)

65- عادل دادگر

روی گاوی با شاخ تیز خود شکم خری را درید. صاحب خر شکایت خود را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه داشت هنوز خدا صلی الله علیه و آله و سلم سخن نگفته بود که ابوبکر عقیده اش را اظهار کرد و گفت حیوان زبان بسته ای حیوان زبان بسته ی دیگری را کشت به کسی مربوط نیست. ولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: اگر آن گاو آزاد بود و به خر حمله آورد و شاخش زده صاحب گاو مسئول این جنایت است زیرا گاو وحشی خود را آزاد گذاشته تا به مال مردم تعدی و تجاوز کند. ولی اگر آنجایی که گاو بسته بوده و خر با پای خود به پیش گاو رفته و سرانجام کشته شده صاحب گاو گناهی ندارد و از دادن تاوان معاف است.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: قضاوت علی کافیست.(84)