هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

55- امتیازات شیعیان علی (علیه السلام)

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمود: ای علی! به شیعیان و یارانت ده امتیاز را بشارت بده:
1- حلال زادگی. 2- ایمان صحیح. 3- دوستی خدا با آنها. 4- گشادی قبر. 5-روشنی پل صراط. 6- نترسیدن از فقر و بی نیازی قلب. 7- دشمنی خدا با دشمنانشان. 8- ایمنی از خوره. 9- آمرزش گناهان. 10- همنشینی با من در بهشت(74).

56- حیوانات مسخ شده

علی (علیه السلام) می فرماید: روزی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدم: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حیوانات مسخ شده کدامند؟ حضرت فرمود: آنها سیزده حیوان هستند:
فیل، خرس، خوک، میمون، مارماهی، سوسمار، شب پره(یا پرستو)، کرم سیاه، آبی عقرب، عنکبوت، خرگوش، سهیل و زهره (نام دو حیوان دریایی است).
آنگاه پرسیدم: علت مسخ اینها چه بود؛ خرس: مرد مأبونی بود که مردها را به خود می خواند؛ خوک: عده ای نصرانی بودند که از خدا خواستند تا غذای آسمانی بر آنها بفرستد و با این که خواسته شان عملی شد بر کفر خود افزودند؛ میمون: کسانی بودند که روز شنبه بر خلاف دستور دینشان ماهی گرفتند؛ مارماهی: مرد دیوثی بود که همسرش را در اختیار مردم می گذاشت؛ سوسمار: بادیه نشینی بود که سر راه حاجیان را می گرفت و اموالشان را می ربود؛ شب پره: دزدی بود که خرماهای مردم را از سر درختان سرقت می کرد؛ کرم سیاه: سخن چینی بود که میان دوستان جدایی می انداخت؛ عقرب: مرد بد زبانی بود که هیچ کس از نیش زبانش آسوده نبود؛ عنکبوت: زنی بود که به شوهرش خیانت کرده بود؛ خرگوش: زنی بود که غسل حیض و غیره نمی کرد؛ سهیل: گمرک چی بود در یمن؛ و زهره: زنی نصرانی بود و این زن همان است که هاروت و ماروت را فریفت.(75)

57- علی (علیه السلام) در معراج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: یا علی همانا من در سه جا اسم ترا همراه اسم خود دیدم و با نظر بر آن انس یافتم. هنگامی که در معراجم به آسمان، به بیت المقدس رسیدم، بر صخره آن یافتم که نوشته بود خدایی جز الله نیست، محمد فرستاده خداست، او را بوسیله وزیرش تأیید کرده ام و بوسیله وزیرش یاری نموده ام.
به جبرئیل گفتم: وزیر من کیست؟ گفت: علی بن ابیطالب
و بار دوم هنگامی بود که به سدرة المنتهی رسیدم دیدم بر آن نوشته است: منم خداوند یکتا که معبودی جز من نیست، محمد حبیب من است، او را به بوسیله وزیرش تأیید کرده ام و بوسیله وزیرش یاری نموده ام(76)