هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

52- خانواده ای با ایمان

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مشغول نماز بود و علی (علیه السلام) نیز به آن حضرت اقتداء کرده بود ابوطالب در حالی از کنار آنها می گذشت که پسرش جعفر نیز همراهش بود.
ابوطالب (علیه السلام) به جعفر گفت: پسر جانم برو، و به عموزاده ات (پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم) اقتدا کن، جعفر نیز به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اقتدا کرد.
ابوطالب شاد شد و در حالی که برمی گشت این شعر را می گفت.
ان علیاً جعفراً ثقتی - عند مسلم الزمان و الکرب
والله لا اخذل النبی و لا - یخذله من نبی ذوحسب
لا تخذ لا وانصرا ابن عمکما - اخی لا می من بینهم و ابی
علی و جعفر من؛ پشت و پناهنده اند به وقت سختی؛ و شدت
من پیغمبر را خوار و بی کس نمی سازم که فرزندم مرد با همتی است
شما دست از محمد برندارید (علی و جعفر)...(68)

فصل دوم از بعثت تا رحلت پیامبر

53- بهترین افراد کیست؟

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سؤال کردند: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بهترین افراد کیست؟
حضرت فرمود: بهترین آنها، و پرهیزگارترین آنها، و با فضیلت ترین آنها و نزدیکترین آنها به بهشت کسی است که به من نزدیکتر بوده و پرهیزگارتر و نزدیکتر به من نیست مگر علی بن ابیطالب.(69)