هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

43- سخنان مادر مولود کعبه

صبح روز چهارم وقتی فاطمه از کعبه بیرون آمد در مقابل چشمان به انتظار نشسته مردم، ناگهان دیوار کعبه از همان جای قبل شکاف برداشت و از هم فاصله گرفت تا حدی که فاطمه توانست از آن خارج شود. مردم در کمال تعجب ناظر این مطلب عجیب بودند آنها دیدند آن بانوی با عظمت مولود کعبه را در آغوش فشرده و نوزاد خندان است و با این حال از شکاف دیوار کعبه خارج شد قبل از آنکه کسی سؤال کند، فاطمه رو به مردم کرد و چنین سخن آغاز کرد.
ای مردم من بر زنانی که قبل از من بوده اند فضیلت داده شدم... من وارد خانه محترم خداوند شدم و در خانه عتیق الهی فرزند به دنیا آوردم و سه روز درون آن ماندم و از میوه ها و غذاهای بهشت خوردم آنگاه فرمود: هنگامی که فرزندم را در آغوش گرفتم و خواستم از کعبه خارج شوم هاتفی ندایم داد:
ای فاطمه نام این مولود را علی بگذار...(57)

44- تبریک تولد علی (علیه السلام)

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: هنگام ولادت علی (علیه السلام) جبرئیل بر من نازل شد و چنین پیام آورد:
ای حبیب خدا، خداوند علی اعلی بر تو سلام می رساند و برای ولادت برادرت علی به تو تبریک می گوید: و می فرماید: اکنون زمان ظهور نبوت تو و اعلام وحی تو و پرده برداری از رسالت تو نزدیک شده است، چرا که تو را به برادرت و وزیرت و دامادت و جانشینت موید داشته ام. کسی که با او کمر تو را محکم نمودم و ذکر تو را علنی ساختم.
اکنون برخیز و استقبال او برو، و او را با دست راست در آغوش گیر، چرا که او اصحاب یمین است و شیعیان او پیشانی سفیدان نشانه دار هستند(58)
لذا به همین جهت است که در روایتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: علی منی به منزلة راسی من بدنی؛ نسبت علی با من مانند نسبت سر من است با بدن من(59)

45- دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با علی (علیه السلام) در تولد

قبل از هر کسی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ابوطالب (علیه السلام) طبق پیام الهی زمان خروج فاطمه را از کعبه می دانستند لذا قبل از همه کنار کعبه حاضر بودند. پس از سخنان فاطمه برای مردم حضرت ابوطالب (علیه السلام) به همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیش آمدند. فاطمه برایشان آنچه که در کعبه اتفاق افتاده بود شرح داد و فضیلتی را که خداوند به او و فرزندش ارزانی داشته را بیان کرد. و مردمی که گوش می کردند غرق در حیرت بودند.
ابوطالب (علیه السلام) بسیار خوشحال بود. و در نگاه اول علی (علیه السلام) به پدر خود گفت: السلام علیک یا ابه و رحمة الله و برکاته حضرت ابوطالب (علیه السلام) هم در جواب گفت: و علیک السلام یا بنی و رحمة الله و برکاته و سپس فرزند خود را در آغوش گرفت.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که بشدت مسرور بود نزدیک آمد، تا چشم علی (علیه السلام) به آن حضرت افتاد از خوشحالی، خود را حرکتی داد و به روی او خندید و عرض کرد: السلام علیک یا رسول الله و رحمة الله و برکاته و گفت: مرا در آغوش بگیر!
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ سلامش را داد و او را در آغوش گرفت او را بوسید و دست در دست او گذاشت سپس نوزاد کعبه دست راست بر گوش راست خود گذاشت و اذان و اقامه گفت: و به یگانگی خداوند عز و جل و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شهادت داد(60)