هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

15- خواسته های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! پنج چیز درباره ی تو از خدا خواستم که خداوند همه را به من عطا کرد:
1- اینکه من اول کسی باشم که از قبر بر می خیزم و غبار از چهره می افشانم،و تو هم با من باشی.
2- خداوند اجازه دهد که من و تو در محل سنجش اعمال بایستیم.
3- ترا در قیامت پرچمدار من قرار دهد.
4- امت مرا به دست تو از حوض کوثر سیراب کند.
5- هنگام رفتن به بهشت ترا پیشرو امت قرار دهد.
آنگاه فرمود: شکر خدای را که بر من منت نهاد و همه ی این تقاضاها را پذیرفت.(24)

16- پیشگویی ولادت حضرت علی (علیه السلام)

در زمان حضرت ابوطالب (علیه السلام) راهبی زندگی می کرد بنام مثرم بن دعیت بن شیتقام.
این مرد در عبادت معروف بود و صد و نود سال خداوند را عبادت کرده بود و هرگز حاجتی از خداوند نخواسته بود.
تا اینکه از خدا خواست، خداوندا! یکی از اولیاء خود را به من نشان ده؛ خداوند حضرت ابوطالب را نزد او فرستاد تا چشم مثرم به حضرت افتاد از جا برخاست و سر او را بوسید و او را در مقابل خود نشانید و گفت: خدا تو را رحمت کند، تو کیستی؟
حضرت فرمود: مردی از منطقه تهامه.
پرسید از کدام طایفه عبد مناف؟ فرمود: از بنی هاشم.
راهب بار دیگر برخاست و سر حضرت ابوطالب (علیه السلام) را بوسید و گفت: خدا را شکر که خواسته مرا اعطا کرد و مرا نمیراند تا ولی خود را به من نشان داد.
سپس گفت: تو را بشارت باد! خداوند به من الهام نموده که آن مژده ای به توست. حضرت ابوطالب (علیه السلام) پرسید آن بشارت چیست؟ گفت: فرزندی از صلب تو بوجود می آید که ولی الله است.
اوست ولی خدا و امام متقین و وصی رسول رب العالمین.
اگر آن فرزند را ملاقات کردی از من به او سلام برسان و از من به او بگو: مثرم به تو سلام می گوید: و شهادت می دهد که خدایی جز الله نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده خداست و تو جانشین بر حق او هستی نبوت با محمد و وصایت با تو کامل می شود.
در اینجا حضرت ابوطالب (علیه السلام) گریه کرد و فرمود: نام این فرزند چیست؟ او گفت: نامش علی است.(25)

17- قاری قرآن در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

هنوز لحظات اول تولد امام علی (علیه السلام) بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی (علیه السلام) را به بغل گرفت حضرت ابوطالب (علیه السلام) می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با علی (علیه السلام) صحبتهای خصوصی می کرد و سوالات بسیاری از او نمود علی (علیه السلام) هم با اسراری که بین خود داشتند با آن حضرت سخن گفت: و آنگونه که انبیا و جانشینانش با یکدیگر سخن می گویند با هم صحبت کردند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با زبان مبارک خود دهان علی (علیه السلام) را باز کرد و زبان خود را در دهان او قرار داد. در این حال دوازده چشمه از زبان آن حضرت بر دهان علی (علیه السلام) باز شد و این چنین کام او را برداشت.
بعد از آن پیامبر در گوش راست علی (علیه السلام) اذان و در گوش چپ او اقامه گفت: سپس نوزاد کعبه رو به پدر خود کرد و گفت: اکنون نزد مثرم راهب(26) برو و او را بشارت ده و آنچه را که دیدی برای او بازگو کن، اکنون در فلان غار است
بعد از آن پیامبر صلی الله علیه و آله مولود کعبه را در آغوش خود گرفت و همگی به خانه ابوطالب وارد شدند.(27)