هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

14- کودک بت شکن

حضرت علی (علیه السلام) دوران کودکی خود را می گذرانید. روزی پدرش ابوطالب نزد همسرش فاطمه بنت اسد آمد و گفت: علی (علیه السلام) را دیدم که بتهای بت پرستان را می شکند. می ترسم که بزرگان قریش با خبر شوند و به او آسیب برسانند، فاطمه مادر علی گفت: شگفتا من خبری عجیب تر از این به تو بدهم آن هنگامی که علی (علیه السلام) بچه بود و در رحم من قرار داشت روزی کنار کعبه رفتم به طواف کعبه، قصد پرستش خدا را کردم. بت پرستان، بت های خود را در محلی در کنار کعبه گذاشته بودند. وقتی که در طواف به روبروی آن محل رسیدم علی (علیه السلام) در رحمم آنچنان دو پای خود را فشار می داد که من از نزدیک شدن به جایگاه بتها ناتوان می شدم.(23)

15- خواسته های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی (علیه السلام) فرمود: ای علی! پنج چیز درباره ی تو از خدا خواستم که خداوند همه را به من عطا کرد:
1- اینکه من اول کسی باشم که از قبر بر می خیزم و غبار از چهره می افشانم،و تو هم با من باشی.
2- خداوند اجازه دهد که من و تو در محل سنجش اعمال بایستیم.
3- ترا در قیامت پرچمدار من قرار دهد.
4- امت مرا به دست تو از حوض کوثر سیراب کند.
5- هنگام رفتن به بهشت ترا پیشرو امت قرار دهد.
آنگاه فرمود: شکر خدای را که بر من منت نهاد و همه ی این تقاضاها را پذیرفت.(24)

16- پیشگویی ولادت حضرت علی (علیه السلام)

در زمان حضرت ابوطالب (علیه السلام) راهبی زندگی می کرد بنام مثرم بن دعیت بن شیتقام.
این مرد در عبادت معروف بود و صد و نود سال خداوند را عبادت کرده بود و هرگز حاجتی از خداوند نخواسته بود.
تا اینکه از خدا خواست، خداوندا! یکی از اولیاء خود را به من نشان ده؛ خداوند حضرت ابوطالب را نزد او فرستاد تا چشم مثرم به حضرت افتاد از جا برخاست و سر او را بوسید و او را در مقابل خود نشانید و گفت: خدا تو را رحمت کند، تو کیستی؟
حضرت فرمود: مردی از منطقه تهامه.
پرسید از کدام طایفه عبد مناف؟ فرمود: از بنی هاشم.
راهب بار دیگر برخاست و سر حضرت ابوطالب (علیه السلام) را بوسید و گفت: خدا را شکر که خواسته مرا اعطا کرد و مرا نمیراند تا ولی خود را به من نشان داد.
سپس گفت: تو را بشارت باد! خداوند به من الهام نموده که آن مژده ای به توست. حضرت ابوطالب (علیه السلام) پرسید آن بشارت چیست؟ گفت: فرزندی از صلب تو بوجود می آید که ولی الله است.
اوست ولی خدا و امام متقین و وصی رسول رب العالمین.
اگر آن فرزند را ملاقات کردی از من به او سلام برسان و از من به او بگو: مثرم به تو سلام می گوید: و شهادت می دهد که خدایی جز الله نیست، یگانه است و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستاده خداست و تو جانشین بر حق او هستی نبوت با محمد و وصایت با تو کامل می شود.
در اینجا حضرت ابوطالب (علیه السلام) گریه کرد و فرمود: نام این فرزند چیست؟ او گفت: نامش علی است.(25)