هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

7- لقب قضم برای علی (علیه السلام)

جنگ احد بود طلحة بن ابی طلحه قهرمان و پرچمدار غول پیکر دشمن به میدان تاخت. امام علی (علیه السلام) به میدان او رفت و درگیری شدیدی پدید آمد و سرانجام طلحه بدست علی (علیه السلام) کشته شد. هنگامی که طلحه با علی (علیه السلام) روبرو شد فریاد زد یا قضم و به نقل دیگر گفت: یا قضیم. شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چرا دشمن، علی را با این لقب (قضم) خواند؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: این لقب را برای این به علی (علیه السلام) گفت.
در آغاز بعثت در مکه مشرکان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آزار می رساندند ولی تا ابوطالب پدر علی (علیه السلام) همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود کسی جرأت جسارت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نداشت. تا اینکه مشرکان عده ای از کودکان را واداشتند تا به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگ بیندازند. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خانه خود بیرون می آمد، کودکان سنگ و خاک به طرف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می انداختند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این جریان رنج آور (با توجه به اینکه موضوع به میان کودکان کشیده شده بود) به علی (علیه السلام) (که در آن زمان حدود سیزده سال داشت) شکایت کرد.
علی (علیه السلام) عرض کرد: پدرم و مادرم به فدایت ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر گاه از خانه بیرون رفتید مرا نیز با خود بیرون ببرید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همراه علی (علیه السلام) از خانه بیرون آمدند کودکان مشرکین، طبق معمول خود، به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگ انداختند. علی (علیه السلام) به سوی آنها حمله می کرد و هر گاه به آنها می رسید گوش و بینی و عضله صورت آنها را می گرفت و فشار می داد و در هم می کوبید کودکان بر اثر درد شدید گریه می کردند و به خانه خود باز می گشتند، پدرانشان می پرسیدند چرا گریه می کنی؟ در پاسخ می گفتند: قضمنا علی قضمنا علی علی (علیه السلام) ما را گوشمال و... داد از این رو علی (علیه السلام) را به عنوان قضم یاد کردند (یعنی گوشمال دهنده و درهم کوبنده).(14)
غالب در جمله غزوه ها به شجاعت - خاصه به، بدر و حنین و خیبر و خندق(15)

8- مشاهدات قبلی و غیبی

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد مشاهدات قلبی خود در آغاز بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:
اری نور الوحی و الرسالة و اشم و ریح النبوة... در آن هنگام نور وحی و رسالت را می دیدم و بوی نبوت را (از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم) استشمام می کردم.(16)
از این سخن امام (علیه السلام) معلوم می شود که هر انسانی علاوه بر چشم و گوش باطنی حس شامه و بویایی قلبی نیز دارد، سپس امام (علیه السلام) در مورد مشاهدات قلبی خود در آغاز بعثت ادامه می دهد: و لقد سمعت رنة الشیطان حین نزل الوحی علیه صلی الله و علیه و آله و سلم؛ هنگامی که وحی بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد صدای ناله شیطان را شنیدم سپس ادامه می دهند: فقلت یا رسول الله ما هذه الزلة فقال: هذا الشیطان قد آیس من عبادته امام می فرماید: که پس از شنیدن صدای ناله با گوش جان از رسول خدا پرسیدم که یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این ناله چیست؟ فرمود: این ناله، ناله شیطان است که از پرستش خود نومید شده است در اینجا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: انک تسمع ما اسمع وتری ما اری الا انک لست بنبی و لکنک وزیر... تو می شنوی آنچه را من می شنوم و می بینی آنچه را که من می بینم تنها تفاوت من با تو این است که تو پیامبر نیستی ولی وزیر من هستی.

9- پرورش دهنده علی (علیه السلام)

هنگامی که علی (علیه السلام) به سن حدود شش سالگی رسید، قحطی و کمبود سراسر مکه و اطراف آن را فرا گرفت، ابوطالب پدر علی (علیه السلام) که مرد آبرومند و عیالوار بود در مضیقه سختی قرار گرفت، خویشان ابوطالب تصمیم گرفتند سرپرستی بعضی از فرزندان او را به عهده بگیرند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نزد عمویش ابوطالب آمد و فرمود: علی (علیه السلام) را به من واگذار تا سرپرستی او را به عهده بگیرم و در پرورش او کوشا باشم ابوطالب پیشنهاد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را پذیرفت از آن پس علی (علیه السلام) به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم راه یافت و تحت نظارت و پرورش مستقیم و مخصوص آن حضرت قرار گرفت تا آن هنگام که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، به پیامبری مبعوث گردید. نخستین کسی که به آن حضرت ایمان آورد امام علی (علیه السلام) بود که در آن هنگام ده سال داشت به این ترتیب آن حضرت پروریده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و تمام ذرات وجودش با رهنمودهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رشد و نمو نمود.(17)
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا - نبی رسول و ولیعهد حیدر کرار(18)