هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

5- جوانمرد نوجوانان

ابوطالب پدر حضرت علی (علیه السلام) نام علی (علیه السلام) را ظهیر می گفت: چرا که بسیاری از مواقع او فرزندان، برادر زاده های خود را جمع می کرد و به آنان دستور می داد که با هم کشتی بگیرند، البته این یک نوع تفریح رایج در عرب بود، علی (علیه السلام) آن موقع کودک بود و دارای بازوانی درشت و کوتاه. علی (علیه السلام) آستین های خود را بالا می زد و با بزرگ و کوچک از برادران و عمو زاده های خویش کشتی می گرفت بطوری که با یک چرخش و بکار بردن فن خاصی پشت همه آنها را به خاک می برد، پدرش نیز او را تشویق می کرد و می فرمود: علی (علیه السلام) پیروز شد، بدین سبب او را ظهیر نامیده اند.(12)

6- برای ازدواج چه داری

وقتی علی (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راجع به فاطمه (علیه السلام) خواستگاری کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مسرور و شادمان تبسم نموده و فرمود: آیا برای این امر چیزی داری؟
علی (علیه السلام) عرض کرد پدر و مادرم فدای شما یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، من چیزی را از شما پنهان نمی کنم آنچه دارم یک شمشیر و یک زره و یک شتر آبکش (یا اسب) است و جز اینها چیزی ندارم، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شمشیر برای تو لازم است زیرا تو مرد جنگ هستی و با آن در راه خدا جهاد می کنی و شتر نیز از لوازم زندگی تست که باید با آن آبکشی نموده و برای اهل و عیال خود کسب روزی کنی و در مسافرت ها بارت را بر آن حمل نمایی، فقط زره تو می ماند که من آنرا به مهر زهرا (علیه السلام) می پذیرم یا علی (علیه السلام) می خواهی ترا بشارتی دهم.
عرض کرد: بلی پدرم و مادرم فدای شما باد. فرمود: ترا بشارت باد که خدای تعالی فاطمه (علیه السلام) را به تو در آسمان تزویج نمود. پیش از اینکه من او را در زمین به تو تزویج کنم.(13)

7- لقب قضم برای علی (علیه السلام)

جنگ احد بود طلحة بن ابی طلحه قهرمان و پرچمدار غول پیکر دشمن به میدان تاخت. امام علی (علیه السلام) به میدان او رفت و درگیری شدیدی پدید آمد و سرانجام طلحه بدست علی (علیه السلام) کشته شد. هنگامی که طلحه با علی (علیه السلام) روبرو شد فریاد زد یا قضم و به نقل دیگر گفت: یا قضیم. شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چرا دشمن، علی را با این لقب (قضم) خواند؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: این لقب را برای این به علی (علیه السلام) گفت.
در آغاز بعثت در مکه مشرکان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آزار می رساندند ولی تا ابوطالب پدر علی (علیه السلام) همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود کسی جرأت جسارت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نداشت. تا اینکه مشرکان عده ای از کودکان را واداشتند تا به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگ بیندازند. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خانه خود بیرون می آمد، کودکان سنگ و خاک به طرف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می انداختند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از این جریان رنج آور (با توجه به اینکه موضوع به میان کودکان کشیده شده بود) به علی (علیه السلام) (که در آن زمان حدود سیزده سال داشت) شکایت کرد.
علی (علیه السلام) عرض کرد: پدرم و مادرم به فدایت ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر گاه از خانه بیرون رفتید مرا نیز با خود بیرون ببرید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همراه علی (علیه السلام) از خانه بیرون آمدند کودکان مشرکین، طبق معمول خود، به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سنگ انداختند. علی (علیه السلام) به سوی آنها حمله می کرد و هر گاه به آنها می رسید گوش و بینی و عضله صورت آنها را می گرفت و فشار می داد و در هم می کوبید کودکان بر اثر درد شدید گریه می کردند و به خانه خود باز می گشتند، پدرانشان می پرسیدند چرا گریه می کنی؟ در پاسخ می گفتند: قضمنا علی قضمنا علی علی (علیه السلام) ما را گوشمال و... داد از این رو علی (علیه السلام) را به عنوان قضم یاد کردند (یعنی گوشمال دهنده و درهم کوبنده).(14)
غالب در جمله غزوه ها به شجاعت - خاصه به، بدر و حنین و خیبر و خندق(15)