هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

4- بار خدایا! جمعشان را پراکنده مکن

شب بعد از عروسی حضرت فاطمه الزهراء (علیه السلام) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای دیدار وی به منزل علی (علیه السلام) آمد، آن گاه از علی (علیه السلام) پرسید یا علی همسرت را چگونه یافتی؟ حضرت عرض کرد: یا رسول الله یاور خوبی است در طاعت خدا، بعد از فاطمه الزهراء (علیه السلام) پرسید: فاطمه جان شوهرت چگونه است؟ عرض کرد: شوهر بسیار خوبی است در این هنگام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای آنان دعا کرد: بار خدای جمعشان را پراکنده مکن و بین دلهایشان الفت بیفکن و...(10)
... لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای فاطمه (علیه السلام) همانا علی (علیه السلام) نزد خداوند بزرگوارتر از هارون است. زیرا، هارون موسی را خشمگین نمود و حال آنکه علی هیچ گاه مرا خشمگین نساخت. سوگند به آنکه پدرت را به حق به پیامبری مبعوث کرد هرگز یک روز هم بر او غصب نکردم و هیچ گاه نگاه ننمودم به چهره علی، جز آنکه خشم از من رخت بربست.(11)

5- جوانمرد نوجوانان

ابوطالب پدر حضرت علی (علیه السلام) نام علی (علیه السلام) را ظهیر می گفت: چرا که بسیاری از مواقع او فرزندان، برادر زاده های خود را جمع می کرد و به آنان دستور می داد که با هم کشتی بگیرند، البته این یک نوع تفریح رایج در عرب بود، علی (علیه السلام) آن موقع کودک بود و دارای بازوانی درشت و کوتاه. علی (علیه السلام) آستین های خود را بالا می زد و با بزرگ و کوچک از برادران و عمو زاده های خویش کشتی می گرفت بطوری که با یک چرخش و بکار بردن فن خاصی پشت همه آنها را به خاک می برد، پدرش نیز او را تشویق می کرد و می فرمود: علی (علیه السلام) پیروز شد، بدین سبب او را ظهیر نامیده اند.(12)

6- برای ازدواج چه داری

وقتی علی (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راجع به فاطمه (علیه السلام) خواستگاری کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مسرور و شادمان تبسم نموده و فرمود: آیا برای این امر چیزی داری؟
علی (علیه السلام) عرض کرد پدر و مادرم فدای شما یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، من چیزی را از شما پنهان نمی کنم آنچه دارم یک شمشیر و یک زره و یک شتر آبکش (یا اسب) است و جز اینها چیزی ندارم، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شمشیر برای تو لازم است زیرا تو مرد جنگ هستی و با آن در راه خدا جهاد می کنی و شتر نیز از لوازم زندگی تست که باید با آن آبکشی نموده و برای اهل و عیال خود کسب روزی کنی و در مسافرت ها بارت را بر آن حمل نمایی، فقط زره تو می ماند که من آنرا به مهر زهرا (علیه السلام) می پذیرم یا علی (علیه السلام) می خواهی ترا بشارتی دهم.
عرض کرد: بلی پدرم و مادرم فدای شما باد. فرمود: ترا بشارت باد که خدای تعالی فاطمه (علیه السلام) را به تو در آسمان تزویج نمود. پیش از اینکه من او را در زمین به تو تزویج کنم.(13)