هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

مقدمه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم علی منی به منزلة راسی من بدنی؛
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نسبت علی با من، مانند نسبت سر من با بدن من است.(1)
مردی که وسعت او در تمام عوالم وجود نمی گنجد، ما را چه رسد به اینکه، در چند برگ به شرح شمایل پر شمیم او بپردازیم.
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر - ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.(2)
براستی مردی را که در فضایلش رسول نجیب و ناجی صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین را می توان در این چند برگ به وجودش دست یافت؟
این نوشته و داستانهای مختصر تحقیقاً خواننده را در دریای غم مظلومی علی (علیه السلام) گرفتار امواج آتشی خواهد کرد که قرنهاست که روح شیعیانش را غرق احتراق کرده است.
زین آتشی که در سینه من است - خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت(3)
و اشک ما نیز در میان، آتش آتشفشان دل پر حرارت ماست که از چشمه چشمان جاری و جاوید است.
بحر در ساغر گرداب نگنجد هرگز(4)
ای کسی که چشم روزگار و زندگی به چشمان مظلوم توست
ای کاش ما نیز در کوچه های کوفه با تو بودیم
ای کاش در رکاب تو با جماعت جاهل جمل می بودیم و می جنگیدیم
ای کاش در صفین در صف با صفا تو می بودیم
و ای کاش در تنهائیت، زمزمه های شبانه ات، همانند کمیل و میثم و مقداد هم قدمت می بودیم.
شاید اگر آن روزها می بودیم این قدر نمی سوختیم.
و هزاران ای کاش های دیگر؛ که جگر ما را پاره پاره کرده است.
اللهم یا شاهد کل نجوا و موضع کل شکوی
جماعت جاهل و غافل با تو چها که نکردند کار را به آنجا رساندند که فرمودی: خدایا این جماعت مرا بیچاره کردند.
به خداوندی خداوند سوگند، دل آب از غصه هایت آب شد و قلب آتش کباب به قول پیر، پیرو، پایدار، خمینی:
ما را رها کنید در این رنج بی حساب - با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب و درود خداوند بر آن مرد خدایی باد!
که آه نامه آتشینش در خطبه شقیقه در سینه سخن پنهان گشت.
در نهج البلاغه اش عنان بیان به دست کیست؟
به دست غم و غصه های او
براستی او با توسن سخن به کجا می تازد؟ به دیار غربت و تنهایی به نخلستانها و چاههای پر درد کوفه
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او - به سمع پادشاه کامکار ما نرسد
آیا کسی بود یا هست که سخن او را دریاب، و خویشتن خویش را در فضای معطر مطهر او گم کند.
به ادعا نتوان شیعه بود، شیعه کسی ست - که پای خود بگذارد به جای پای علی (5)
آیا براستی در بیت الاحزان فاطمه علیهاالسلام زمزم جاری و جاوید اشکهای زهرا علیهاالسلام، جزء برای غم مظلومی علی جاریست؟
زهرا جان؛ این نوشته ها را از اول برای خرسندی تو نوشتم (6) برای زنی که غصه دار غریبی، مرد تنها مدینه است.
مدینه بعد از نبی صلی الله علیه و آله و سلم
زهرا جان!
هر چه بر سر دلم می کوبم، آرام نمی گیرد بر آن یتیم نواز عرب، علی مرتضی بفرما بر این یتیم بیچاره ای که زمین خورده شیطان و نفس است دستی از سر لطف بر کشد.
زهرا جان!
به خدای تو سوگند! قلبم قبله ای جز تو ندارد
ای قبله من قبر تو کجاست؟ برای تو نالیم یا از برای همسرت؟
زهرا جان!
این سر پرغوغا و ناآرام ما پرچم ارادت به توست که بر نیزه ی تن ناله کنان چون شمع بقیع می سوزد.
و امید اینکه روزی به عشق آل فاطمی بر چوبه دار سرافراز و لاله گون، آرام گیرد.
زهرا جان!
وجود ما از خاک، پاک فرما
روی دشمنانش سیاه و جانم به فدایش و لعنت خدا بر ظالمان آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم

فصل اول تولد تا بعثت

1- خبر تولد علی (علیه السلام)

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مادر متولد شد، فاطمه بنت اسد نزد همسر خود ابوطالب (پدر علی (علیه السلام)) آمد و مژده تولد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را به او داد، ابوطالب به او فرمود: یک سبت (روزگار دراز و طولانی) صبر کن من هم مژده تولد مانند آن را که جز نبوت ندارد، به تو خواهم داد، آنگاه امام فرمود: سبت مدت سی سال است و فاصله زمانی بین تولد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تا تولد امیرالمؤمنین (علیه السلام) سی سال بود.(7)