فهرست کتاب


کشکول شیخ بهائی

شیخ بهائی‏

سخن حکیمان و دانشمندان، مشاهیر...

حکیمی گفته است: خردمند را سزاوارست که از پنج کس بپرهیزد: بخشنده ای که او را خوار داشته باشد، فرومایه ای که او را گرامی داشته باشد. خردمندی که محرومش داشته باشد. نادانی که با او شوخی کرده باشد و بدکاری که با وی معاشرت کرده باشد.
احنف بن قیس گفت: گرفتاری در پنج چیز می شتابد: خدمتگزار تنبل، هیزم تر، خانه خالی، سفره نهاده و سپاهی یی که در خانه را بکوبد.

سخن پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام، پیامبران الهی

در حدیث آمده است که: شش تن را هیچگاه اندوه، رها نکند: کینه توز، حسود، تهیدستی که به تازگی از ثروت باز مانده باشد، بی نیازی که از تهیدستی در هراس است، خواهان رتبه ای که توانایی رسیدن به آن را نداشته باشد. کسی که با ادیبان بنشیند و از آنان نباشد.
امیر مؤمنان (ع) فرمود: در همنشینی کسی که شش خصلت در او باشد، بهره ای نیست: آن که چون با تو سخن گوید، دروغ گوید، و چون با او سخن گویی، دروغ پندارد. و چون امینش شماری، خیانت ورزد و چون امینت شمارد، متهمت دارد و چون او را ببخشی، ناسپاسی کند و چون بر تو ببخشد، منتت نهد.

سخن حکیمان و دانشمندان، مشاهیر...

حکیمی گفت: آبادانی جهان به شش چیز باز بسته است: نخستین آن، بسیاری زناشویی و نیروی بر انگیزنده آنست که اگر بریده شود، پیوند نسل ها بریده شود و دومین آن، مهر ورزیدن بر فرزندست، که اگر نمی بود انگیزه تربیت از میان می رفت. و هلاکی فرزند را در پی می داشت. و سومین آن، درازی و گشادگی آرزوهاست که اگر نمی بود، آبادانی رها می شد. و چهارمین، ناآگاهی از زمان مرگ و مدت زندگی ست که اگر نمی بود، آرزوها گسترش نمی یافت و پنجمین، گوناگون احوال مردم است و در داشتن و نداشتن و نیاز برخی به برخی که اگر همه یکسان بودند، معاششان انتظام نمی یافت و ششمین آن، وجود سلطانست که اگر نمی بود، برخی از مردم، برخی دیگر را هلاک می کردند.
حکیمی گفته است: شش خصلت است که تنها، شریفان دارند: پایداری به هنگام روی آوردن نعمتهای بزرگ، بردباری به هنگام روی دادن رنج های بزرگ، نفس خویش را به خرد سپردن؛ آنگاه که شهوت ها بر انگیخته شوند، پوشیدن راز خویش از دوستان و دشمنان، بردباری بر گرسنگی و تحمل همسایه بد.
(نیز گفته اند): هر چیز بیرون از اندازه، بر خلاف طبیعت است و هر شتابنده ای در خور نکوهش است، اگرچه رستگار باشد.
و نیز: خزانه اسرار هر چند پیشی یابد، تباهی آن، افزون ترست. نعمت جاهل هر چه افزون تر شود، زشتی آن نیز افزون شود. هر چیزی چیزیست. و دوستی دروغگویان هیچ چیز نیست.
و نیز: لباس آدمی، زبانی است که از نعمت پروردگاری نشان می دهد.
و نیز: همنشینی با گرانجان، تب جانست. زکات رای درست، اندرز دادن به دیگرانست. دست تنگی و عیالمندی، اوج بلاست. فردا، روز ناتوانانست. دوست پدر، عموی فرزندست.
و نیز: صواب نادان، همچون خطای داناست. سوگندی که ناخواسته خورده شود، نشانه دروغگویی ست.
و نیز: پندار خردمند، بهتر از یقین نادانست. هر روز را خوراکی معلوم است.
و نیز: شریف ترین اعمال نیکوکاران، تغافلشانست از آن چه دانند. سعادت آدمی، آنست که دشمنش خردمند باشد. زبان نادان، کشنده اوست. مرگ نکوکار(ان) راحتی آنانست و مرگ بدکار(ان) راحتی دیگران. نیکوترین مال، آنست که ترا پاس دارد و بدترین آن، آنست که پاسش داری.
و نیز: نیکوترین عفو، آنست که با توانمندی همراه باشد. هر قوم را روزگاری ست. نیست شدن نیاز، بهتر از آنست که از غیر اقلش خواسته شود. نیکوترین مال، آنست که ترا سود برساند. نیکوترین شهرها آنست که خواسته های ترا بر آورد. نیکوترین تجربه، آنست که از آن، پند پذیرفته باشی. ستم بر ناتوان، بدترین گونه ستم است.
و نیز: ایستادگی به هنگام سر گردانی، از توفیقات آدمی ست. آن که خود کامه باشد، خویش را به رنج افکنده است. دوری از نادان، نزدیکی به داناست.
و نیز: اصلاح نفس تو، پی آمد آگاهی به فساد آنست. خشم نادان به گفتارست و خشم دانا به کردار.
و نیز: آن که ترا بی چشمداشتی گرامی دارد، گرامیش دار!
و نیز: خرد خویش را به مردم نزدیک دار! تا از شر آنان در امان باشی.
و نیز: از آنان مباش که به آشکارا شیطان را نفرین گویند و به پنهانی او را همراهی کنند.