فهرست کتاب


کشکول شیخ بهائی

شیخ بهائی‏

سخنان مؤلف کتاب (نثر و نظم)

سالک راه حق، چون از هر آن چه که او را از مقصود باز می دارد، بپرهیزد، و به اموال دنیا توجه نکند، و از هر اندیشه بد، دوری کند، و جز به حق نیندیشد، به زهد و تقوا و پرهیز آراسته شود و جان خویش را پیوسته در کردار و گفتار نیک بیند و چون کاملاً در گفتار و کردار خویش مراقبت کند، و در راه محبوب خویش اظهار ملال نکند، به آن چه در راه معشوق یافته است، وقت او خوش شود و درون او نورانی شود و انوار غیبی بر او آشکار گردد و درهای ملکوت بر او گشوده شود و پیوسته روشنی بیند و امور غیبی را در صورت مثالی مشاهده کند و چون اندکی از آن بچشد، به گوشه گیری و تنهایی میل کند و ذکر و پیوستگی طهارت و عبادت و مراقبت را پیشه کند و از سرگرمی های حسی دنیوی کناره گیرد و درون خویش را به حق متوجه سازد و بر او وجد و سکر و شوق و ذوق و محبت و هیجان و عشق آشکار شود و پیاپی، محو در خویش حس کند و آن را جایگزین نفس خویش دارد مفاهیم قلبی را مشاهده کند و حقایق سری و انوار روحی بیند و مشاهده و معاینه و مکاشفه بر او تحقق یابد و دانش های دینی بر او فرو ریزد و اسرار الهی و نورهای حقیقی بر او پدید آید و از تلوین و خیالات نفسانی رهایی یابد و آرامش روحی بر او فرود آید و این احوال، ملکه او شود. و به عالم جبروت گام نهد و خردهای مجرد را ببیند و نورهای قاهر را بنگرد و به دیدار فرشتگان مقرب که شیفته جمال الهی اند، نایل آید و پس از آن، انوار سلطنت یگانگی و پرتوهای عظمت کبریای بر او آشکار شود. چنان، که او را همچون گردی بپراکند و کوه خودی او از هم بپاشد و در برابر احدیت به تعظیم آید و تعین ذاتی او متلاشی شود و این، مقام جمع و توحید است و در این مقام است که اغیار در نظر او نابود می شوند و به نور او پرده ها و حجاب ها می سوزند و ندای لمن الملکی او بر می آید و خود، به نفس خویش پاسخ می دهد که لله الواحد القهار

نکته های، علمی، ادبی... مطالبی از علوم و فنون مختلف

رتیمه نخی ست، که به انگشت بندند، تا چیزی را که بدان نیاز دارند، به خاطر آوردند. رتیمه نیز به همین معنی ست. شاعری گفته است:
تا آنگاه که نیازهای ما، در خاطر شما نباشد، نخی را که به انگشت بندیم، ما را مفید نخواهد افتاد.

فرازهایی از کتب آسمانی

مؤلف گوید: خداش خیر دهاد! یکی از شاعران فارسی زبان، در این معنی چه نیکو گفته است!
نگردد تا فراموش آن چه گفتی دردمندان را - برانگشت تو می خواهم که بندم رشته جان را
(مؤلف گوید): در کتاب معتبری دیدم که چون فاطمه (ع) بر کنار تربت پیامبر (ص) آمده، خاک برگرفت و بردیده نهاد و گفت:
آن که تربت احمد را می بوید، بر اوست که در سراسر زندگی، از هیچ بوی خوشی بهره نگیرد. چندان مصیبت بر من فرود آمد، که اگر بر روزها فرود آیند چون شب، تیره و تار شوند.