فهرست کتاب


کشکول شیخ بهائی

شیخ بهائی‏

لطیفه ها، سخنان نغز و شیرین

سور چرانی، فرزند را گفت: پسرکم! اگر در مجلسی، جا، بر تو تنگ بود، کسی را که در کنار تست، بگو: مبادا جای شما را تنگ کرده باشم! و او، از جای خود می جنبد و جا بر تو باز می شود.
ترجمه اشعار عربی :
شاعری گفته است:
بر گونه هایش سپیدی و سرخی به هم آمیخته اند. گفته شد: چیست؟ و گفتم: خط و خال حسن! که جا دارد دلم را به نگاهی بدهم.
شعر فارسی :
شاعری سروده است:
تنم از ضعف چنان شد، که اجل جست و نیافت - ناله هر چند نشان داد که: در پیرهنم.

نکته های علمی، ادبی... مطالبی از علوم و فنون مختلف

دانش موسیقی، دانش ست که به وسیله آن، نغمه ها و ایقاع و چگونگی ترکیب آوازها و شیوه گرفتن آلات موسیقی را می شناسم. و موضوع آن، صوت است از حیث تأثیری که در روح دارد، به اعتبار نظمی که دارد: و نغمه صوتی ست که در مدتی از زمان، به طول انجامد. همچنان که حروف، در کلمات جریان می یابند. ردیف هایش هفده و اوتارش هشتاد و چهار است. اما ایقاع اعتبار زمانی صوت است. و از نظر شرعی، آموختن این دانش مانعی ندارد. و بسیاری از فقیهان نیز در این فن، سرآمد بوده اند اما شرع مطهر ما که - بر قاضیانش درود باد! - عمل آن را منع کرده است و کتابهایی که در این فن تصنیف شده است، تنها بهره علمی دارند. و آن که موسیقی عملی می داند، نغمه هایی را که از هر ساز به حسب اتفاق شنیده شود. مورد بحث قرار می دهد. و نوازندگان، نغمه ها را آن گونه که از آلات طبیعی همچون گلوی انسان، یا آلات موسیقی شنیده شود، مورد بحث قرار می دهند و آن چه که می گویند که الحان موسیقی از برخوردهای فلکی گرفته شده است، از جمله رموز است. زیرا، در افلاک برخوردی نیست و نه کوبیدنی هست و نه صدایی.

شرح حال مشاهیر، مردان و زنان بزرگوار

نامه ایست که غزالی به نظام الملک نوشته است و در آن، خواهش او را که پذیرفتن تدریس در نظامیه بغداد از سوی غزالی بود و در آن وعده منصب های عالی داده شده بود، پاسخ گفته است. غزالی، پس از آن که زهد پیشه کرد، از تدریس در نظامیه دست کشید.
بسم الله الرحمن الرحیم: و لکل وجهة هو مولیها فاستبقوا الخیرات. بدان! که مردم، در توجه کردن به آنچه بدان روی آورده اند، سه دسته اند. نخستین، عوام اند، که به دنیای گذرا اکتفا کرده اند. و پیامبر (ص) آنان را باز داشته است. در سخن خویش که فرموده است: هیچگاه دو گرگ درنده با گله گوسفند چنان نکنند، که مال دوست و اسرار افکار با دین وی کنند. و گروه دومین خواص قوم اند، که آخرت را بر دنیا برتری نهند و دانند که آخرت بهتر است و از این رو، در دنیا به کار نیک پردازند. پیامبر (ص) اینان را نیز به کوتاهی در عمل نسبت داده است که فرموده است: دنیا بر آخرت جویان حرام است. و آخرت بر دنیا جویان. و این دو، بر خدا جویان. و گروه سوم، ویژگان اند، و آنانند که دانسته اند که بالای هر چیزی، چیز دیگری است و آن، ناپایدار است و انسان دانا، ناپایدار را دوست ندارد. و به حقیقت دانسته اند. که دنیا و آخرت، برخی از آفریده های خدایند و مهم ترین امور دنیای، دو امر میان تهی اند. یعنی: خوردن و زناشویی کردن. و در این دو کار، همه حیوانات با آدمیان شریکند. و رتبه والایی نیست. بدین سبب، از آن، روی برتافته اند و به پروردگار خویش روی آورده اند. و بر آن ها، این معنی آشکار شده است که: الله خیر و ابقی و حقیقت لا اله الا الله بر آنان روشن شده است. و نیز این معنی دانسته اند که: هر کس به کسی جز خدا رو کند، از شرک خفی خالی نیست. و همه موجودات در نظر آنان به دو دسته اند. خدا و غیر خدا. و آن دو را کفه های ترازوی خویش ساخته اند و دلشان، زبان آن میزان است
چون بینند که دلشان به کفه خداوندی مایل است، به سنگینی کار نیک خویش حکم کنند و هر گاه بینند که به کفه دیگر مایل است دانند که کفه گناهانشان سنگین شده است.
همچنان که گروه نخست، در برابر گروه دوم عامیاند، گروه دوم نیز در قیاس با گروه سوم عامی اند. و بدین ترتیب، سه گروه به دو گروه در می آیند.
اکنون گویم که وزیر، مرا از مرتبه بالا، به مرتبه فرودین خوانده است حال آن که، من، او را از مرتبه فرودین، به مرتبه بالا می خوانم که آن اعلا علیین است.
و راه به سوی خدا، از بغداد و توس و از همه جا به خدا، یکی ست هیچیک، از دیگری نزدیک تر نیست. و از پروردگار می خواهم که او را از خواب بیخبری بیدار کند! که از امروز، در فردایش بنگرد. پیش از آن که کار از دستش برود. والسلام.
ترجمه اشعار عربی :
صلاح صفدی گفته است:
مپندارید! که معشوقم از سر مهربانی می گرید. از مهربانی نمی گرید، که شمشیر نگاه خویش را آبدار می کند.
و شریف قزوینی این مضمون را چنین سروده است:
نه از رحمست، اگر تر ساخت جانان چشم فتان را - برای کشتن من آب داده تیغ مژگان را