فهرست کتاب


کشکول شیخ بهائی

شیخ بهائی‏

حکایاتی کوتاه و خواندنی

ابراهیم ادهم از کویی می گذشت شنید که مردی این بیت می خواند:
هر گناهی از تو آمرزیده خواهد بود. جز روی گرداندن از من. ابراهیم مدهوش افتاد.

حکایاتی کوتاه و خواندنی

شبلی شنید که مردی خواند:
شما را نیامیخته می خواستیم. و اینک! آمیخته اید. دور باشید! که وزنی نمی آرید.

حکایاتی کوتاه و خواندنی

علی بن هاشمی، لنگ و زمینگیر بود. روزی در بغداد شنید که کسی
می خواند:
ای آن که به زبان مظهر اشتیاقی! دعوی تو بی دلیست. اگر آنچه می گوی، حقیقت داشت، تا به هنگام وصال ما چشم فرو نمی بستی.
شعر فارسی :
از مثنوی:
ای فقیه! اینک! خمش کن؛ چند؟ چند؟ ----- پند کم ده! زان که بس سختست بند
سخت تر شد بند من از پند تو----- عشق را نشناخت دانشمند تو
آن طرف که عشق می افزود درد ----- بوحنیفه و شافعی درسی نکرد. (1)
لی حبیب حبه یشوی الحشی ----- لویشی یمشی علی عینی مشا
شعر فارسی :
از حالتی:
چون از تو ننالد دل غم پرور من ----- یا بس کند از گریه دو چشم تر من
با این همه لاف آشنایی، شبکی ----- ناخوانده نیامدی درون از در من
خو کرده به خلوت، دل غم فرسایم ----- کوتاه شد از صحبت هر کس پایم
چون تنهایم، همنفسم یاد کسی ست ----- چون همنفس کسی شوم، تنهایم.
شعر فارسی :
از کاکاقزوینی:
بلهوس را زود از سر واشود سودای عشق ----- تهمت آلودی که گیرد شحنه، زودش سردهد.
شعر فارسی :
از گلخنی:
گرد خاکستر گلخن نبود بر تن ما----- بر تن از سوز درون سوخته پیراهن ما