نور الیقین «شرح خطبه صفات متقین از حضرت امام علی علیه السلام»

نویسنده : حسین شفیعی

مقدمه مؤلف بر چاپ اول

بسم اللّه الرحمن الرحیم
سپاس و ستایش خداوند حکیمی را سزاست که جمیع بندگان خویش را به تقوی و پرهیزگاری وصیت فرمود: و از میان آنان اهل تقوی را برگزید و فضیلت و کرامت بخشید و درود فراوان بر روان پاک یگانه پیشوای عالم انسانیت و رهبر گمگشتگان وادی جهالت، مصلح کل و ختم رسل مؤید مجتبی محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، و تحیت بی پایان بر ارواح مقدسه اوصیاء آن حضرت یعنی مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین و فرزندان بزرگوار آنحضرت یعنی مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین و فرزندان بزرگوار آنحضرت که با کمال شهامت و فداکاری در حفظ شریعت مقدسه اش کوشش نمودند و لحظه ای از ابلاغ مواعظ و نشر معارف آن کوتاهی نکردند.
و بعد بر اهل دانش پوشیده نیست که یکی از برجسته ترین خطب حضرت شاه ولایت علی علیه السلام که در کتاب مقدسه نهج البلاغه و سایر کتب اخبار مذکور است خطبه ایست که آنحضرت راجع به رفتار و حالات پرهیزگاران انشاء فرموده است من بی بضاعت را لیاقت و قابلیت آن نیست که بتوانم محاسن کلمات و لطائف عبارات این خطبه را تعریف و تشریح نمایم همینقدر باندازه استعداد فکری خود عرض می کنم که هر کس می خواهد معنی و مفهوم انسانیت را بشناسد و بقابلیت استکمال و ترقی انسان در مراتب سعادت و نیک بختی آگاه شود این خطبه را مطالعه کند و جمله های کوتاه و مختصر آن را تحت فکر و دقت قرار دهد.
بخاطر قاصرم رسید که این خطبه را به بیانی ساده ترجمه و شرح نمایم تا عموم طبقات مردم از آن استفاده کنند لذا با عدم اهلیت و صلاحیت علمی و عملی بنگارش آن مبادرت نمودم و تمام خطبه را با ترجمه اش در اول کتاب ذکر نمودم سپس بترتیب جمله های مستقل خطبه را از اول آن اختیار نموده با خط درشت نوشته و ذیل آن بترجمه و شرح پرداختم.
امیدوارم آنچه را از طرف این بنده در تفسیر و توضیح آن قصور و اهمال شده است خوانندگان ارجمند بفهم و ادراک خود دریابند و از راننده غیوب و پوشنده عیوب بخواهند که این شرح را با همه نواقص آن فردای قیامت مایه حسرت و شرمساری من قرار ندهد والسلام
اصفهان حسین شفیعی

مقدمه مؤلف بر چاپ دوم

بسم اللّه الرحمن الرحیم
هر صاحب عقل و بصیرتی که از روی تفکر و دانش نگاهی بدستگاه عظیم آفرینش نماید و آثار قدرت شگرف و صنعت حیرت انگیز پدید آرنده آنرا مورد نظر و مطالعه قرار دهد بخوبی درک خواهد کرد که خلقت و آفرینش انسان عبث و بیهوده نبوده و و تنها برای طی یک دوره کوتاه زندگانی مادی و حیوانی آفریده نشده بلکه منظور از خلقت او وصول بیک هدف عالی و مقصد بلند پایه ای است که آن طی مقامات معنوی و رسیدن بحد کمال انسانی است و این هدف و مقصد مانند گمشده ای مطلوب هر انسانی است و نیروی طلب و وصول باین هدف در نهان هر فردی موجود است، نهایت در ابتدای امر بواسطه شدت اتصال و علامه و الفت او بامور حسی و مادی چنان می پندارد که گمشده و مطلوب او در مادیات و جسمانیات است با تمام قوا می کوشد که بخواسته های دنیوی خود دست پیدا نموده تمایلات درونی خود را ارضا و اطفا نماید، فکر می کند اگر خانه مسکونی و همسر مورد نظر و دلخواه خود را پیدا کرد و اگر برای اشتغال بکسب و تأمین هزینه زندگانی سرمایه ای کافی یا هنر و فنی مورد پسند بدست آورد یا بیک سمت و منصبی نائل شد که برای او موقعیت آبرومندی در اجتماع حاصل گردید دیگر خواسته ای نخواهد داشت موقعیکه فرضاً بطور کامل باین خواسته ها رسید می بیند خواسته های بیشمار و بلند پایه تری دارد و غریزه زیاده طلبی او گرسنه تر شده آتش نهانی او برافروخته تر گردیده است. بنابراین اگر فرض کنیم انسان چندین صد سال زنده می بود و باز فرض کنیم به کلیه خواهشهای مادی خود بنحو احسن نائل می گردید هنوز تمایلات و آرزوهای بیشماری داشت و آن حس مرموز کمال جوئی او ارضاء نمی گردید.
خواهشی اندر جهان هر خواهشی را در پی است
خواستی باید که بعد از آن نباشد خواستی
الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب. (سوره رعد آیه 28)
پس از ذکر این مقدمه خطبه ای که ترجمه و شرح آن از نظر خوانندگان میگدرد بیانی است که فرد کامل انسانیت یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام در توصیف و تشریح صفات و حالات افراد کامله انسانی ایراد فرموده و ضمن آنکه ملکات فاضله و صفات عالیه و مزایای خاصه انسان و انسانیت را وصف می فرماید به جامعه بشری ابلاغ می نماید که آن گمشده و مطلوبی که داری طی این مقامات و وصول باین درجات و آراسته شدن باین کمالات است و هر کوشش و دویدنی که در غیر این طریق باشد پشت به مقصود دویدن و حقیقت را فدای مجاز کردن و بقا را قربانی فنا نمودن است، قل هل ننبئکم بالا خسرین اعمالا الرین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعاً (سوره کهف آیه 104)
پروردگارا ما را براهی و کاری وادار که رضای تو در آن است و ما را برای آن آفریده ای.
اصفهان - حسین شفیعی
متن کامل خطبه همام و ترجمه آن

متن عربی خطبه بصورت کامل

بسم الله الرحمن الرحیم
و من خطبة له علیه السلام
روی ان صاحباً له علیه السلام یقال له همام، کان رجلاً عابداً فقال له علیه السلام یا امیرالمؤمنین صف لی المتقین حتی کانی انظر الیهم فتثاقل عن جوابه، ثم قال یا همام اتق الله و احسن فان الله مع الذین اتقوا و الذینهم محسنون. فلم یقنع همام بذلک القول. حتی عزم علیه، قال فحمدالله و اثنی علیه و صلی علی النبی صلی الله علیه و اله ثم قال:
اما بعد فان الله سبحانه خلق الخلق حین خلقهم غنیاً عن طاعتهم امنا من معصیتهم لانه لا تضره معصیة من عصاه و لا تنقعه طاعة من اطاعه فقسم بینهم معایشهم و وضعهم من الدنیا مواضعهم فالمتقون فیها هم اهل الفضائل منطقهم الصواب و ملبسهم الاقتصاد و مشیهم التواضع غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم و وقفوا اسماعهم علی العلم النافع لهم نزلت انفسهم منهم فی البلاء کالتی نزلت فی الرخاء و لولا الاجل الذی کتب الله لهم لم تستقر ارواحهم فی اجسادهم طرفة عین شوقاً الی ثواب و خوفاً من العقاب عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم فهم و الجنة کمن قد راها فهم فیها منعمون و هم و النار کمن قد راها فهم فیها معذبون قلوبهم محزونة و شرورهم مأمونة و اجسادهم نحیفة و حاجاتهم خفیفة و انفسهم عفیفة صبروا ایاماً قصیرة اعقبتهم راحة طویلة تجارة مربحة یسرها لهم ربهم ارادتهم الدنیا و لم یریدوها و اسرتهم ففدوا انفسهم منها اما اللیل فصافون اقدامهم تالین لاجزاء القران یرتلوته ترتیلا یحزنون به انفسهم و یستشیرون به دواء دائهم فاذا مروا بایة فیها تشویق رکنوا الیها طمعاً و تطلعت نفوسهم الیها شوقاً و ظنوا انها نصب اعینهم و اذا مروا بایة فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم و ظنوا ان زفیر جهنم و شهیقها فی اصول اذانهم فهم حانون علی اوساطهم مفترشون لجباههم و اکفهم و رکبهم و اطراف اقدامهم یطلبون الی الله فی فکاک رقابهم، و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقیاء قد بریهم الخوف بری القداح ینظر الیهم الناظر فیحسبهم مرضی و ما بالقوم من مرض و یقول قد خولطوا و لقد خالطهم امر عظیم لا یرضون من اعمالهم القلیل و لا یستکثرون الکثیر فهم لانفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون اذا زکی احدهم خاف مما یقال له فیقول انا اعلم بنفسی من غیری و ربی اعلم منی بنفسی اللهم لا تؤاخذنی بما یقولون و اجعلنی افضل مما یظنون و اغفرلی ما لا یعلمون. فمن علامة احدهم انک تری له قوة فی دین و حزماً فی لین و ایماناً فی یقین و حرصاً فی علم و علماً فی حلم و قصداً فی غنی و خشوعاً فی عبادة و تجملا فی فاقة و صبراً فی شدة و طلباً فی حلال و نشاطاً فی هدی و تحرجاً عن طمع یعمل الاعمال الصالحة و هو علی و جل یمسی و همه الشکر و یصبح و همه الذکر یبیت حذراً من الغفلة و فرحاً بما اصاب من الفضل و الرحمة ان استصعبت علیه نفسه فیما تکره لم یعطها سؤلها فیما تحب قرة عینه فیما لا یزول و زهادته فیما لا یبقی یمزج الحلم بالعلم و القول بالعمل تراه قریباً امله قلیلاً زلله خاشعاً قلبه قانعة نفسه منزوراً اکله سهلاً امره حریزاً دینه میتة شهوته مکظوماً غیظه الخیر منه مأمول و الشر منه مأمون ان کان فی الغافلین کتب فی الذاکرین و ان کان فی الذاکرین لم یکتب من الغافلین یعفو عمن ظلمه و یعطی من حرمه و یصل من قطعه بعیداً فحشه لیناً قوله غائباً منکره حاضراً معروفه مقبلاً خیره مدبراً شره فی الزلازل و قور و فی المکاره صبور و فی الرخاء شکور لا یحیف علی من یبغض و لا یأثم فیمن یحب یعترف بالحق قبل ان یشهد علیه لا یضیع ما استحفظ و لا ینسی ما ذکر و لا ینابز بالالقاب و لا یضار بالجار و لا یشمت بالمصائب و لا یدخل فی الباطل و لا یخرج من الحق ان صمت لم یغمه صمته و ان ضحک لم یعل صوته و ان بغی علیه صبر حتی یکون الله هو الذی ینتقم له نفسه منه فی عناء و الناس منه فی راحة اتعب نفسه لا خرته و اراح الناس من نفسه بعده عمن تباعد عنه زهد و نزاهة و دنوه ممن دنا منه لین و رحمة لیس تباعده بکبر و عظمة و لا دنوه بمکر و خدیعة - قال فصعق همام صعقة کانت نفسه فیها فقال امیرالمؤمنین علیه السلام: اما والله لقد کنت اخافها علیه، ثم قال هکذا تصنع المواعظ البالغة باهلها فقال له قائل فما بالک یا امیرالمؤمنین، فقال ویحک ان لکل اجل وقتاً لا یعدوه و سبباً لا یتجاوزه فمهلا لا تعد لمثلها فانما نفث الشیطان علی لسانک.