فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

8- عمربن حریث

عمربن حریث (ابو احمد الصیرفی) کوفی است و مورد اعتماد نجاشی بود. برقی و شیخ او را از اصحاب امام صادق علیه السلام می دانند.(150)
و در مجلس ابن زیاد حضور داشت و آنگاه که ابن زیاد قصد کرد حضرت زینب علیهاالسلام را به شهادت رساند او در صدد نجات وی برآمد.(151)
خبر مربوط به زهد حضرت علی را او نقل کرده است:
و ترصد غداءه عمر بن حریث فاتت فضة بجراب مختوم فاخرج منه خبزاً متغیراً حشناً فقال عمرو: یا فضة لو نخلت هذا لدقیق و طیبتیه قالت: کنت افعل فنهانی و کنت اضع فی جرابه طعاماً طیباً فختم جرا به ثم ان امیرالمؤمنین علیه السلام فتة فی قصعته وصب علیه الماء ثم ذر علیه الملح و حسر عن ذراعه فلما فرغ قال: یا عمر و لقد حانت هذه و (مدیده الی محاسنه) و خسرت هذا ان ادخلها النار من اجل الطعام و هذا یجزینی.(152)

...................) Anotates (.................
1) معجم البلدان، یاقوت حموی، واژه نوبه، ص 323.
2) - نوبه بخشی از حکومت سودان است. در این کشور ده جمعیت قوی بزرگ وجود دارد. نوبه ای ها، تا قبل از سال 1964 میلادی، در امتداد نیل و حد فاصل اسوان پراکنده بودند. عده ای هم در مصر علیا سکونت داشتند. با به کار افتادن یک سد بزرگ (اسوان) تمامی مردم (صد و بیست هزار نفر) به کرانه های ععلبره در نزدیکی سد ختم القریه، انتقال داده شدند و نوبه ای ها در حد فاصل آبشار دوم و سوم (صد هزار نفر) و فاصله آبشار سوم و چهارم (دویست هزار نفر) ساکنند.
در حال حاضر نوبه ای ها با بیش از 500 هزار نفر، 3% جمعیت این کشور را شامل می شوند. رشته کوه های نوبه و کوه معروف نوبه که با سینه ای سرخ در جزیره حوأب خودنمایی می کند، از هر سو مسلمانان را احاطه کرده اند. مردم دشت ها از اوایل قرن شانزده به اسلام گرویدند.
مسلمانان آفریقا، ژوزف ام کوک، ترجمه، دکتر اسدالله علوی ص 408 تا 425، آرامگاههای خاندان پاک پیامبر، عبدالرزاق کمونه حسینی، ترجمه عبدالعلی صاحبی، ص 341، تاریخ سودان، پی ام هالت، ام دبلیو دالی، ترجمه دکتر نقی احمدی، ص 25 تا 28.

3) فانه سیلد منها خیر اهل الارض اعلام الوری، طبرسی، ص 302، سیر اعلام النبلاء، ج 9، ص 387، نام وی را سکینه نوبیه ذکر کرده است.
4) عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 14 و 15، بحارالانوار، ج 49، ص 3؛ ارشاد مفید، ص 304 و 37.
5) عیون اخبار الرضا، ص 15.
6) همان، ص 2.
7) وصف الامام بابی ابن النوبیه الطیبه لان امه کانت نوبیه، مجمع البحرین، ج 4، ص 387، برای مطالعه بیشتر به کشف الغمه، ج 3، ص 70 و 90 رجوع کنید.
8) در المجدی فی الانساب، ص 122، به وی اشاره شده است و ولد ابراهیم بن موسی الکاظم علیه السلام و هو لام ولد و یلقب بالمرتضی و هو الاصغر ظهر بالیمن ایام ابی السرایا و کانت امه نوبیه اسمها تحیه...)، و در عمدة الطالب، ص 201، از وی با نام نجیه یاد شده است.
9) بحارالانوار، ج 10، (نقل از ریاحین الشریعه، ج 2، ص 316 تا 317).
10) الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 8، ص 75، ردیف 11628، از این روی احتمال های دیگر خود به خود منتفی است؛ چه آن که او را اهل هندمی داند، مانند ابن حجر و یا شهرهای دور دست دیگر، اما درباره پدرش هم برخی او را دختر پادشاه هند یا حبشه دانسته اند، مانند آنچه در بحارالانوار از اختصاص نقل شده است (فضه کانت بنت ملک هند) که مسلماً چنین تصوری برخاسته از همان برداشت های فوق است که ما با توجه به روایات زیادی که صراحتاً به وی لقب نوبیه داده اند، آن برداشت ها را طرد می کنیم، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 4، ص 387، بحارالانوار، ج 9، ص 575 و ج 41، ص 274 و بحارالانوار، ج 9، ص 575، مشارق الانوار، ص 98 و 99.
11) اسدالغابة، ج 5، ص 594، سیر اعلام النبلاء، ج 9، ص 325، الغدیر، ج 16، ص 174.
12) از جمله گزارش هایی که از قرن نهم میلادی بر جای مانده و مبادله سالانه بردگان از نوبه با خواربار یکی از موارد آن است، شمار این بردگان تا 360 نفر می رسید.
تاریخ سودان، پی ام، هالت. ام دبلیو دالی، ترجمه دکتر نقی احمدی، ص 26.
13) سال ورود فضه به مدینه مورد اختلاف است در این باره مطالعات نشان می دهد وی در سال های اولیه هجرت وارد مدینه شده است.
از نوشته ها حافظ رجب برسی چنین بر می آید که: فضه حداقل در سال پنجم هجری وارد مدینه شده است؛ زیراوی سخن گفتن فضه با امام حسین علیه السلام را مطرح می کند و با توجه با این که تولد امام حسین علیه السلام در سال سوم هجری است و حداقل دو سال زمان نیاز دارد تا بتواند با فضه سخن بگوید، لذا حداقل زمان را باید سال پنجم هجری دانست. مشارق الانوار، حافظ رجب برسی.
14) به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله مکانی در کنار مسجد برای مهاجران ساختند. این مکان که محل مرتفعی بود صفه نام گرفت و به ساکنان آن اصحاب صفه می گفتند.
15) رواه الصدوق فی کتاب الفقیه (ان فاطمه س)) ) کانت تستقی بالقریة فی بیت زوجها حتی اثر فی صدرها و تطحن بالرحی مجلت یداها و تکسح البیت و توقد النار حتی اغبرت و دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضر شدید و قد اتی النبی (ص) رقیق و خدم من الاساری... نخبة البیان فی تفضیل سیدة النسوان، ص 108.
16) به روایت علی علیه السلام که دو لابی از ام سلمه نقل کرده، حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز این گونه از سختی کار خانه سخن گفت: (قد مجلت یدای من الرحی لیلتی جمیعاً ادبر الرحی حتی اصبح و ابو الحسن یحمل حسنا و حسیناً) ای رسول خدا هر دو دستم به خاطر آرد کردن گندم با آسیاب دستی ورم کرده و زخم شده است. و شب را تا صبح به آرد کردن پرداختم. پدر حسن (امام علی علیه السلام) حسن و حسین را نگاه داشت.
کنز العمال ج 15، ص 507، بحارالانوار، ج 43، ص 143 و 84 و 85، احقاق الحق، ج 10، ص 266، صفوة الصفوة، ج 2، ص 4، ذخایر العقبی، ص 105، عوالم ج 11، ص 587، مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 298.
17) یا فاطمه و الذی بعثنی بالحق ان فی المسجد اربعماة رجل مالهم طعام و لا ثیاب و لو لا خشیتی خصلة لا عطیتک ما سألت. یا فاطمه! ان لا ارید ان ینفک اجرک الی الجاریة و انی اخاک ان یخصمک علی بن ابی طالب یوم القیامة بین یدی الله عزوجل اذا طلب حقه منک. نخبة البیان فی تفصیل سیدة النسوان، ص 109، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب.
18) سوره الاسراء، 28.
19) نخبة البیان فی تفصیل سیدة النسوان، ص 111، و اما ما هو المعروف من انه کانت لفاطمة خادمة اسمها فضة قد وهبها النبی صلی الله علیه و آله لها فهذا انما کان اخیراً بعد ماکثر اولادها و زادت کلفتها علی ما قبل و کثرت الفتوح و المغانم و سلط الله رسوله علی من شاء من خیبر و بنی قریظه و النضیر و غیرهم و استرسلت الدنیا للمسلمین فارتفع الفقر و العناء عن اهل الصفة و ضعفاء المدینة اذ کان الرسول صلی الله علیه و آله یعطیهم من تلک الاموال فصاروا فی سعة و فضل من الله فمن سعة الله و فضله علی المسلمین فی ذاک الوقت وسع النبی صلی الله علیه و آله ایضا علی ابنته کما ورد عنه انه قال ان المؤمن یأخذ بادب الله تعالی اذا وسع الله علیه اتسع و اذا امسک عنه امسک.
20) حدثنی ابوالحسن احمد بن الفرج بن منصور بن محمد قال: حدثنا ابوالحسن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی قال: حدثنا ابو اسحاق ابراهیم بن محمد بن سعید الثقفی قال: حدثنی عثمان بن سعید قال: حدثنی احمد بن حماد بن احمد الهمدانی، قال: حدثنا عمرو بن ثابت عن ابیه عن محمد بن علی عن علی بن حسین بن علی قال:...قالت: اوصانی رسول الله ان تکون الخدمة لها یوماً ولی یوماً فکان امس یوم خدمتها و الیوم یوم خدمتی.
دلائل الامامة، طبری، ص 48 و بحارالانوار، ج 43، ص 76، احقاق الحق، ج 10، ص 226، (اشاره به این روایت).
21) اعلام النساء، ص 595 نقل از الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 8، ص 75 ردیف 11628 روی عن الصادق عن آبائه علیه السلام قال:...ان رسول الله صلی الله علیه و آله اخدم فاطمه ابنته جاریة اسمها فضة النوبیه و کانت تشاطرها الخدمة.
22) مشارق الانوار، حافظ رجب برسی درباره او می گویند: وی مردی صوفی بود. شیخ حر عاملی درباره اش می نویسد: در کتابش مشارق الانوار افراط کرده است و او را به غلو نسبت داده اند. از این روی احتمال ضعف در روایت وجود دارد.
23) علامه مجلسی هم در بحارالانوار به نقل از اختصاص آن را نقل کرده است) بحارالانوار، ج 41، ص 273 نقل از مشارق الانوار، ص 98 و 99.
24) در الاصابه فی تمییز الصحابة و اختصاص شیخ مفید نیز از اینکه وی دختر پادشاه هند است، سخن به میان آمده است.
25) برخی او را از دوستان امیرمؤمنان می دانند. وی در سندهای تفسیر قمی واقع شده است و فضل بن شاذان به او اعتماد داد. به معجم رجال خوبی ردیف 1301 و المعین علی معجم رجال الحدیث، ص 219 رجوع کنید.
26) عن سوید بن غفلة قال: دخلت علی علی بن ابی طالب علیه السلام العصر فوجدته جالساً بین یدیه صحیفة فیها لبن حازر. اجد ریحه من شدة حموضته و فی یده رغیف اری قشار الشعیر فی وجهه و هو یکسر بیده احیاناً فاذا غلبه کسره بر کبته و طرحه فیه.
فقال: اذن فاصب من طعامنا هذا
فقلت: انی صائم.
فقال: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: من منعه الصوم من طعام یشتهیه کان حقاً علی الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها.
قال: فقلت لجاریته و هی قائمة بغریب منه: ویحک یا فضه الا تتقین الله فی هذا الشیخ؟ الا تتخذون له طعاماً مما اری فیه من النخالة؟
فقالت: لقد تقدم الینا ان لا تنخل له طعاماً
قال: ما قلت لها فاخبر ته فقال: بابی و امی من لم ینخل له طعام و لم یشبع من خبز البر ثلاثة ایام حتی قبضه الله عزوجل.
الغارات ج 1، ص 86، نفایس الاخبار، ص 35، المناقب، ج 2، ص 98 موردی دیگر نقل شده است، بحارالانوار 40، ص 331، کشف الغمة ج 1، ص 163 و عن ابن غفله مثله).
27) بحارالانوار، ج 40، ص 325 و 326 نقل از الثاقب فی مناقب آل ابی طالب ج 1، ص 305 و 306، مستدرک الوسایل، ج 16، ص 298.
28) جلاء العیون، علامه محمد باقر مجلسی، ص 176، الخرایج، ج 2، ص 530، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 8، ص 75، ردیف 1628 (این روایت را از اباذر نقل کرده است.) ریاحین الشریعة، ج 1، ص 127.
29) اعلام النساء، ص 595، نقل از ابن حجر عسقلانی، به نقل از امام صادق علیه السلام، الاصابة، ج 18، ص 75، ردیف 11628.
30) کتاب نزهة الابرار به نقل از الثاب فی المناقب.
31) ریاحین الشریعة، ج 2، ص 322، ذبیح الله محلاتی می نویسد: از این حدیث معلوم می شود، فضه خادمه مانند سلمی که مقام مطهره حضرت رسول را داشت، همیشه آب وضوی آن جناب را حاضر می ساخت. خداوند به فضه فهماند که در این خدمت او، ملائکه مفاخرت دارند و در این اقدام با سعادت مشتاق و امیدوارند. و نیاوردن آب توسط فضه دلیل این است که او کمال طهارت و تقوا را عادت مستمره خود دانسته است و گرنه حمل ظرف آب وضو برای حائض جایز است و شاید محمول بر کراهت باشد. بلکه این کراهت باهره جناب امیر مؤمنان علیه السلام را حسن ادب و احتیاط دین متین فضه خادمه بوده و معلوم است آن جناب مأمور نبوده به علم باطنی خود عمل نماید و گرنه ظاهراً به این شرف فائز و نائل نمی شد و فرمودند: فضه خادمه آب نیاورد بر حسب توجه ایشان به عالم کثرت بود برای انتظام عالم که انا بشر مثلکم و چون صرفنظر از عالم صورت و کثرت کردند و به عالم باطن و احکام وحدت پرداختند، آن بود که جبرییل آب آورد. البته برخی از اهل سنت از این روایت به عنوان موضوعه نام برده اند که هیچ وجهی ندارد. الموضوعات، ج 1، ص 39.
32) مرکب راهوار و تندرو حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.
33) اعلام النساء، ص 595، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 8، ص 75، ردیف 11628، و ج 4، ص 387، ابن حجر عسقلانی می نویسد: ابن صغر در کتاب قواعد و ابن بشکوال در کتاب مستغیثین به نقل از حسین بن علاء می گوید: امام صادق علیه السلام از پدران خود از علی علیه السلام نقل فرمود: قال: علی علیه السلام فذهبت و احتطبت و بیدها حزمة فارادت حملها فعجزت فدعت بالدعاء الذی علمها صلی الله علیه و آله و هو یا واحد لیس کمثله احد تمیت کل احد و انت علی عرشک واحد لا تأخذه سنة و لا نوم، فجاء اعرابی کانه من از دشنؤة فحمل الحزمة الی باب فاطمه علیهاالسلام. درباره اجابت دعای فضه داستان های مختلفی در کتب گوناگون نقل شده است.
34) سوره انسان، آیه 5 تا 10.
35) اخراج ابو موسی فی الذیل و الثعلبی فی تفسیر سورة (هل اتی) من طریق عبدالله بن عبدالوهاب الخوارزمی من ابن عم الاحنف عن احمد بن حماد المروزی عن محبوب بن حمید و سأله روح بن عبادة عن القاسم بن بهرام عن لیث بن ابی سلیم عن مجاهد عن ابی عباس فی قوله تعالی (یوفون بالنذر) قال مرض الحسن و الحسین فصار هما جدهما صلی الله علیه و آله و عادهما عامة العرب . الاصابة من تمییز الصحابة، ج 8، ص 75، ردیف 11628.
در اسد الغابة نیز درباره سند این حدیث می خوانیم (اخبرنا ابو موسی کتابه اخبرنا ابوالفضل جعفر بن عبدالواحد الثقفی اخبرنا ابو عثمان اسماعیل بن عبدالرحمن العصائدی (فی المصورة و المطبوعة: الصابونی و المنبت عن العبر للذهبی: 4/139، اجازة اخبرنا ابو سعید محمد بن عبدالله بن حمدون و ابو طاهر بن خزیمة قالا: اخبرنا ابو حامد بن الشرقی، اخبرنا ابو محمد عبدالله بن عبدالوهاب الخوارزمی ابن عم الحنف بن قیس فی شوال سنة ثمان و خمیسن و ماتین (ح) قال ابو عثمان اخبرنا ابو القاسم الحسن بن محمد الحافظ، حدثنا ابو عبدالله محمد ابن علی بنساء حدثنا ابی حدثنا عبدالله بن عبدالوهاب الخوارزمی حدثنا احمدذ بن حماد المروزی حدثنا محبوب بن حمید البصری و سأله عن هذا الحدیث روح بن عبادة، حدثنا القاسم بن بهرام عن لیث عن المجاهد عن ابن عباس قال فی قوله تعالی...)، اسد الغابة، ج 7، ص 236، ردیف 7202 و سعد السعود، ص 141.
36) ابوالقاسم العلوی عن فرات بن ابراهیم معنعناً عن جعفر بن محمد عن ابیه عن جده (ع) قال:...مرضالحسن و الحسین علیه السلام مرضاً شدید و...
فاطم ذات المجد و الیقین - یا بنت خیر الناس اجمعین
اما ترین البائس المسکین - قد قام بالباب له حنین
یشکو الی الله و یستکین - یشکو الینا جائعاً حزین
کل امری، بکسبه رهین - حرمها الله علی الضنین
وللبخیل موقف مهین - تهوی به النار الی سجین
شرابه الحمیم و الغسلین
بحارالانوار، ج 35، ص 249.
37) فاطمه به علی (ع) پاسخ داد:
امرک سمع یا ابن عم و طاعة - مابی من لؤم و لارضاعة
غدیت باللب و بالبرائة - ارجوا ذا اشبعت من مجاعة
ان الحق الاخیار و الجماعة - و ادخل الجنة فی شفاعة
38) فاطم یا بنت النبی احمد - بنت نبی سید مسود
قد جاءک الاسیر لیس یهتدی - مکبلاً فی غلة مقید
یشکو الینا الجوع قد تقدد - من یطعم الیوم یجده فی غد
عند العلی الواحد الموحد - ما یزرع الزارع سوف یحصد
فاعطیه لا تجعلیه ینکد
(بحارالانوار، ج 35، ص 239).
39) لم یبق مما کان غیر صاع - قد دبرتلا تتترکهما ضیاع
شبلای و الله هما جیای - یا رب لا تترکهما ضیاع
ابو هما للخیر ذو اصطناع - عبل الذارعین طویل الباع
و ما علی رأسی من قناع - الا عباً نسجتها بصاع
(بحارالانوار، ج 35، ص 240).
40) در مورد این رویداد تاریخی و روایات متفاوتی وجود دارد. از جمله در روایتی می خوانیم: علی علیه السلام شب تا صبح برای شخصی کار کرد و نخل های او را آبیاری نمود و در مقابل آن مقداری جو گرفت و برای آرد کردن به خانه آورد. در روایتی دیگر می خوانیم: علی علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام و فضه پیامبر را زیارت کردند و هنگام بازگشت به هر یک مقدار غذا داد. آنان در راه خانه به نیازمندی برخوردند. علی سهم خود را به او داد، آنگاه یتیمی آمد، فاطمه غذایش را به او داد و...پس اسیری آمد و فضه نیز غذایش به او بخشید. آنگاه این آیات نازل شد.
41) بحارالانوار، ج 35، ص 244 نقل از کشف الغمة.
42) الاصابة فی تمییز الصحابه، ج 8، ص 75، ردیف 11628،، ج 4، ص 387، ردیف 875، قال الذهبی کانه موضوع و لیس ما قاله ببعید و الموضوعات، ج 1، ص 390. در مجمع البیان، ج 10، ص 405 و 406 به برخی از اشکالات ناصبی ها اشاره و پاسخ داده شده است.
43) اما تشکیک بعضی النواصب بان هذه السورة مکیة فکیف نزلت عند وقوع القضیة التی وقعت فی المدینة فمد فوع بما ذکره الشیخ امین الدین طبرسی قدس الله روحه بعد ان روی القصه بطولها و نزول الآیة فیها عن ابن عباس و مجاهد و این صالح حیث یقول: عن ابن عباس قال: انزلت بالمدینه البقره، ثم الانفال،...ثم هل اتی...
44) بحارالانوار، ج 35، ص 256 و 255.
45) ریاحین الشریعه، ج 1، ص 325 و 326.
46) و یقولون اذا اطعموهم انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکوراً قال و الله ما قالوا هذا لهم و لکنهم اضمروه فی انفسهم فاخبر الله باضمار هم یقولون: لا نرید جزاء و تکافوننا به شکوراً تثنون علینا به ولکنا انما اطعمناکم لوجه الله و طلب ثوابه، امالی صدوق، ص 115.
47) جلوه هایی هنری داستان های قرآن، ص 528.
48) سیره نبوی، ابن هشام، ج 2، ص 658.
49) لما قبض رسول الله صلی الله علیه و آله افتجع له الصغیر و الکبیر و کثر علیه البکاء و قل العزاء و عظم رزؤه علی الاقرباء و بالاصحاب و الاولیاء و الاحباب و الغربا و الانساب و لم نلق الاکل باک و باکیة و ناب و نادبة بحارالانوار، ج 43، ص 176.
50) ایها الضالون المکذبون! ماذا تقولون وای شی ء تریدون؟ یا عمر! اما تتقی الله تدخل علی بیتی؟ ابحزبک الشیطان تخوفنی؟ و کان حزب الشیطان ضعیفاً. ویحک ما هذه الجرأة علی الله و علی رسوله؟ تریدان تقطع نسله من الدنیا و تفنیه و تطفی ء نورالله؟ والله متم نوره و انتهاره لها طغیانک. یا عمر! اخرجنی و الزمک الحجه و کل ضال غوی. اما والله یا بن الخطاب لولا نی اکره ان یصیب البلاء من لا ذنب له، لعلمت انی ساقسم علی الله ثم اجده سریع الاجابة، یا ابتاه یا رسول الله! هکذا کان یفعل بحبیبک و ابنتک؟. اثبات الوصیه، ص 110، عوالم، ج 11، ص 401 و 409، بحارالانوار، ج 53، ص 18 و ج 8، ص 229، ص 268 و نهج الحیاة، ص 137.
51) کوکب الدری جز اول، ص 135، بحارالانوار، ج 43، ص 198 و ج 8، ص 230 و چاپ کمپانی، نهج الحیاة، ص 210 در ریاحین الشریعه با تغییر عبارت می خوانیم (یا فضه خذینی فقد والله قتل ما فی احشایی من الحمل) ج 2، ص 325 و 326 و ج 1، ص 267.
52) قال السلیم قلت یا سلمان - هل هجموا و لم یک استیذان
فقل ای و عزت انجبار - لیس علی الزهرا من خمار
لکنها لاذت بجنب الباب - رعایة للستر و الحجاب
فمذراً وها عصروها عصره - کادن بنفسی ان تموت حسرة
تصیح یا فضة اسندینی - و قد و ربی قتلوا جنینی
(ریاحیة الشریعة، ج 1، ص 269 و منابع قبل).
53) اذا توفیف لا تعلم الا ام سلمة و ام ایمن و فضه و من الرجال ابنی و العباس و سلمان و عمار و مقداد و اباذر و حذیفه و لا تدفنی الا لیلاً و لا تعلم قبری احداً. دلایل الامامة، طبری، ص 44، بحارالانوار، ج 81، ص 310 و ج 43 ص 208، و 179، بیت الاحزان، ص 176 ، کوکب دری، ج 1، ص 176، مستدرک وسایل، ج 2، ص 186.
54) فلما سمعت کلامی تغرغرت عیناها با لدموع ثم انتحبت باکیة و قالت: یا ورقة هیجت علی حزناً ساکناً و اشجاناً فی فوادی کانت کامنه ، بحارالانوار، ج 10، ص 174.
55) بحارالانوار، ج 10، ص 174؛ و ریاحین الشریعه، ج 2، ص 317.
56) همان.
57) سیره نبوی، ابن هشام، ج 2، ص 658.
58) بحارالانوار، ج 43، ص 175.
59) رفعت قوتی و خاننی جلدی و شمت بی عدوی و الکمد قاتلی. یا ابتاه! بقیت و الهة وحیدة و حیرانة فریدة. فقد انخمد صوتی و انقطع ظهری و تنغض عیشی و تکدر دهری. فما اجد یا ابتاه بعدک أنیساً لو حشتی و لا راداً لد معتی و لا معیناً لضعفی. فقد فنی بعدک محکم التنزیل و مهبط جبرئیل و محل میکائیل انقلبت بعدک یا ابتاه الاسباب و تغلقت دونی الأبواب. فأنا للدنیا بعدک قالیه و علیک ما ترددت انفاسی باکیة لا ینفد شوقی الیک و لا حزنی علیک ثم نادت: یا ابتاه و الباه ، بحارالانوار، ج 43، ص 176؛ کوکب الدری جزء اول، ص 241؛ کتاب عوالم، ج 11، ص 487؛ مدارک حدیث 41؛ نهج الحیاة، ص 71.
60) یا بنت رسول الله صلی الله علیه و آله ان شیوخ المدینة یسألونی أن اسالک اما ان تبکین أباک لیلاً و اما نهاراً. فقالت یا اباالحسن ما اقل مکثی بینهم و ما اقرب مغیبی من بین اظهرهم. فوالله لا أسکت لیلاً و لا نهاراً او ألحق بأبی رسول الله صلی الله علیه و آله فقال لها علی علیه السلام افعلی یا بنت رسول الله ما بدالک . بحارالانوار، ج 43، ص 177.
61) فاطمه (س) به او فرمود: یا ابن العم انی أجد الموت الذی لا بدمنه و لا محیص عنه و أنا أعلم أنک بعدی لا تصبر علی قلة التزویج فان أنت تزوجت امرأة اجعل لها یوماً و لیلة و اجعل لأولادی یوماً و لیلة یا أبا الحسن و لا تصح فی وجوههما فیصبحان یتیمین غریبین منکسرین فانهما بالأمس فقد جدهما و الیوم یفقدان امهما فالویل لامة تقتلهما و تبغضهما. بحارالانوار، ج 43، ص 178، بیت الاحزان، ص 164 و کوکب دری، ج 1، ص 242.
62) بحارالانوار، ج 43، ص 179.
63) والله لقد أخذت فی امرها و غسلتها فی قمیصها و لم اکشفه عنها فوالله لقد کانت میمونة طاهرة مطهرة ثم حنطتها من فضلة حنوط رسول الله کفنتها و ادرجتها فی اکفانها فلما هممت ان اعقد الرداء نادیت یا ام کلثوم یا زینب! یا سکینه! یا فضه! یا حسن! یا حسین! هلموا تزودوا من امکم فهذا الفراق و اللقاء فی الجنة. بحارالانوار، ج 43، ص 179.
64) بحارالانوار، ج 43، ص 180.
65) عوالم العلوم، (زیرا فضه خادمتا امیرالمؤمنین)، مستدرک علم رجال، ج 8، ص 576.
66) از مناقب، از جاحظ، از نظام در کتاب (فتیا) از عمر بن داود به نقل از امام صادق علیه السلام، بحارالانوار، ج 43، ص 87، ریاحین الشریعه، ج 2، ص 317 و مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 403.
67) مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 403.
68) همان، بحارالانوار، ج 40، ص 227.
69) نصیرالدین امیر صادق، فاطمه، ص 172.
70) ریاحین الشریعة، ج 2، ص 318 وی فرزندانی را که در خبر ابوالقاسم قشیری آمده است، غیر فرزندان سلیک می داند.
71) بحارالانوار، ج 43، ص 46 باب 3 روایت 46 و مستدرک سفینة البحار، ج 8، ص 210.
72) بحارالانوار، ج 43، ص 87 برخی نیز مدعی اند که هلال بن علی از فرزندان فضه نوبیه است که غلامرضا آرانی در رساله هلالیه آن را ذکر و رد می کند. وی روایت را مرسله می داند و نیز طی بحثی مبسوط که فصلی از کتاب را به خود اختصاص داده است، آن را رد می کند. (ص 136) و ریاحین الشریعه، ج 2، ص 319.
73) بحارالانوار، ج 43، ص 46، به نقل از ابن شهر آشوب در مناقب.
74) همان.
75) همان، ج 2، ص 317 نقل از عوالم العلوم و مناقب از جاحظ.
76) سوره زخرف، آیه 89.
77) سوره زمر، آیه 3.
78) سوره اعراف، آیه 31.
79) سوره فصلت، آیه 44.
80) سوره آل عمران، آیه 97.
81) سوره ق، آیه 38.
82) سوره انبیاء، آیه 8.
83) سوره بقره، آیه 286.
84) سوره انبیاء، آیه 22.
85) سوره زخرف، آیه 12.
86) سوره ص، آیه 25.
87) سوره آل عمران، آیه 144.
88) سوره مریم، آیه 13.
89) سوره طه، آیات 11 و 13.
90) سوره کهف، آیه 46.
91) سوره قصص، آیه 26.
92) سوره بقره، آیه 261.
93) بحارالانوار، ج 43، ص 86، ریاحین الشریعة، ج 2، ص 318 و 319، مراقد اهل شام، ص 42، اعلام النساء، ص 597، الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، ص 439، تراجم اعلام النساء، ج 2، ص 363، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 4، ص 376.

94) فاطمه، نصیرالدین صادقی، ص 173.

95) زنان پیامبر، عماد زاده، ص 441 و 440، غلامرضا آرانی نیز در رسالیه هلالیه روایتی از حسن بصری در باره زنی که حافظ قرآن بوده و حسن بصری با وی در مسیر حج برخورد کرده است را ذکر می کند. (ص 234 و 235).
96) سوره حجر، آیه 46.
97) سوره بقره، آیه 61.
98) سوره یونس، آیه 72.
99) سوره قصص، آیه 77.
100) سوره بقره، آیه 269.
101) سوره سبا، آیه 46.
102) سوره آل عمران، آیه 124.
103) سوره مجادله، آیه 7.
104) سوره آل عمران، آیه 125.
105) سوره ق، آیه 38.
106) سوره حاقه، آیه 7.
107) سوره الحاقه، آیه 7.
108) سوره نمل، آیه 48.
109) سوره بقره، آیه 196.
110) سوره صافات، آیه 147.
111) سوره فتح، آیه 5.
112) سوره ص، آیه 7.
113) سوره مدثر، آیه 25.
114) سوره شوری، آیه 38.
115) سوره زخرف، آیه 38.
116) سوره انعام، آیه 115.
117) سوره حج، آیه 2.
118) بحارالانوار، ج 10، ص 175.

119) بحارالانوار، ج 43، ص 174 و باب ما وقع علیها من الظلم فی تاریخ سیدة النساء فاطمة الزهرا علیهاالسلام، اقول: وجدت فی بعض الکتب خبراً فی وفاتها علیهاالسلام فاحببت ایراده و ان لم آخذه من اصل یعول علیه .

120) از جمله آن ها می توان به اعلام النساء، مؤمنات، ص 594، ریاحین الشریعة ج 2، ص 316 و نهج الحیاة اشاره کرد که بارها اشعار مربوط به این روایت مفصل را نقل کرده اند. نویسنده نهج الحیاة، با دقت به مدارک ذیل دست یافته است: کتاب عوالم، ج 11، ص 490 و 455 و 597 و 240 و 286، ریاحین الشریعة، ج 2، ص 73 و ج 1، ص 246، سیرة نبوی، ذینی دحلان، ج 3، ص 364، عیون الاثر، ج 2، ص 340، مودة القربی، ص 103، نورالابصار، ص 53، احقاق الحق، ج 10، ص 434 و 483، اعلام انساء، ج 4، ص 113، عیون الاخبار، ج 2، ص 340، السیرة النبویه، ج 3، ص 364، برد الاکبار عند فقد الاولاد، ص 44، بحارالانوار، ج 43، ص 176، کوکب الدری، جزء اول، ص 240.

121) شرح ابن ابی الحدید، ج 16، ص 46، الغدیر، ج 10، ص 196.

122) سفینة البحار، ج 1، ص 528، مروج الذهب، ج 3، ص 67، بحارالانوار، ج 44، ص 325. (امام حسین درباره وی فرمود: یزید رجل فاسق، شارب الخمر، قاتل النفس المحترمة معلن بالفسق و مثلی لا یبایع مثله) و الغدیر، ج 10 ص 256 - 248، حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج 2، ص 255 و تاریخ ابن عساکر، ج 7، ص 372 و تاریخ الخلفاء، ص 81.

123) یا (نفیله).
124) ریاحین الشریعه، ج 3، ص 33، تا ص 318، زندگی سید الشهدا، عمادزاده، ج 2، ص 124 (به نقل از لهوف، کبریت احمر، انساب الاشراف) و فرهنگ عاشورا تحت نام هر یک از زنان در ابصار العین فی انصار الحسین که اخیراً چاپ شده است، نامی از وی به چشم نمی خورد.
125) القمقام الزخار و الصمصام التبار، ج 1 ص 108.
126) از ذکر وقایع مربوط به عاشورا و حضور شیر در صحنه کربلا به دلایل مختلف خودداری شد و تحقیقات انجام شده مؤلف در فرصت مناسب ارائه خواهد شد. شایان ذکر است که در این باره نظریات مختلفی ارائه شده است.
127) حماسه حسینی، ج 1، ص 332، وی نیز به قصه حضور شیر در صحنه کربلا ایراد می گیرد و آن را تحریف لفظی می داند ولی با اصل خبر که حضور فضه در کربلا را ثابت می کند و یگانه خبری است که گویای وجود فضه در کربلاست، ایرادی وارد، نمی کند.
128) از حافظ شمس الدین محمد بن طولون دمشقی نقل شده است. ولی علامه امینی از کتاب اهل القبور بالمأثور نقل می کند که: زینب (س) در زمان عبدالملک و به دنبال قحطی به شام آمد. سید محسن امین در اعیان الشیعه، ج 7، ص 140 این نظر را رد می کند. به هر حال چگونگی حضور زینب (س) در شام اختلافی است و عده ای معتقدند وی در مدینه یا مصر به خاک سپرده شده است. ما مطالب کتاب را بر فرض حضور فضه در کربلا، اسارت وی و وفاتش در شام ارائه کرده ایم. هر چند ممکن است تحقیقات آینده نظریه های دیگر حتی شهادت او را ثابت کند. همچنین به خاطر زیاد نشدن صفحات از ذکر دهها صفحه تحقیق که در این باره انجام داده ایم خودداری کردیم.
129) زنان پیامبر اسلام، حسین عماد زاده، ص 435.
130) در این باره نیز جالب است بدانیم نظریات مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند اساساً فضه در کربلا حضور نداشت و قبل از از آن در دوران اما حسن علیه السلام وفات یافته بود. بر این اساس اگر در کاروان کربلا حضور داشت یا باید جزو شهداء باشد، یا اسرا حال آن که نام وی در جز هیچ یک از این دو دسته نیامده است. بنابراین دیدگاه اصل حضور وی در کربلا بالتبع همراهی با حضرت زینب علیهاالسلام صحیح نخواهد بود.
131) شام سرزمین خاطره ها، ص 115.
132) مراقد اهل بیت، فهر زنجانی، ص 41، تاریخ اماکن سیاحتی و زیارتی سوریه، ص 147 تا 149.
133) مراقد اهل شام، ص 41 - تا 44، معجم البلدان، ج 2، ص 468.
134) مراقد العقیلة زینب (س)، ص 234، 236.
135) هر یک از معصومان اشخاصی داشتند که باب آنها با مردم بودند و مردم برای سؤال ها و مسائل خود از طریق بابهای معین شده سؤال می کردند و آنها مردم را به آن خاندان رهنمود می شدند، فضه نیز مقام بزرگ باب فاطمه (س) را عهده دار بود.
136) مسند فاطمه زهرا علیهاالسلام، ص 30.
137) مسند فاطمه معصومه (س)، ص 30، ریاحین الشریعة، ج 2، ص 319 تا 313.
138) خصائص زینبیه، ناصر باقر بیدهندی، ص 82 نقل از اختیار معرفة الرجال، ص 12 و 15 نفس الرحمان، ص 311، امالی شیخ طوسی، ص 260 بصائر الدرجات، ص 343.
139) الاصابة فس تمییز الصحابة، ج 4، ص 387 ذکر ابن صخر فی فوائده و ابن بشکوال فی کتاب المستغیثین من طریقه بسند له من طریق الحسین بن العلاء، عن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی عن ابیه عن علی (ع).
140) بحارالانوار، ج 40، ص 227، مناقب ال ابی طالب، ج 1، ص 403 (ترجمه در متن کتاب آمده است)
141) بحارالانوار، ج 43، ص 208، ج 81، ص 310، ح 30، عن دلائل الامامة، طبری الامامی عن احمد بن محمد الخشاب عن زکریا بن یحیی عن ابن ابی زائده عن ابیه عن محمد بن الحسن عن ابی بصیر عن ابیه عبدالله (ع)... دلایل الامامة، طبری، ص 44. مستدرک الوسایل، ج 2، ص 186.
142) المعین علی معجم الرجال الحدیث، ج 3، ص 219، اعیان الشیعه، ج 7، ص 324.
143) المناقب، ج 2، ص 98، بحارالانوار ج 40، ص 331، کشف الغمة، ج 1، ص 163؛ مستدرک الوسایل: ج 16، ص 296؛ الغارات، ج 1، ص 86؛ مناقب ان ابی طالب، ج 1، ص 305 (ترجمه در متن آمده است)
144) بحارالانوار، ج 43 ص 174 تا 180، کوکب دری، جز اول، ص 241، العوالم، ج 11، ص 487.
145) اعیان الشیعه، ج 2، ص 409؛ اضبط، ص 153.
146) بحارالانوار، ج 43، ص 86؛ الدرالمنثور فی طبقات ربات الخدور، ص 439؛ الاصابة، ج 4، ص 376؛ سعدالسعود، ص 141، الطرائف، ص 109 (ترجمه در متن آمده است.)
147) بحارالانوار، ج 35، ص 237، الطرائف، ص 107.
148) اخرج ابو موسی فی الذیل و الثعلبی فی التفسیر سورة (هل اتی - انسان آیه 10) من طریق عبدالله بن عبدالوهاب الخوارزمی ابن عم الاحنف عن احمد بن حماد المروزی عن محبوب بن حمید و سأله روح بن عبادة عن القاسم بن بهرام عن لیث بن ابی سلیم عن مجاهد عن ابن عباس فی قوله تعالی (یوفون بالنذر) الایه قال:... الاصابة فی تمییز الصحابة، ج 8، ص 70، ردیف 11628، اسدالغابة، ج 7، ص 236، ردیف 7202 به نحو دیگر؛ کشف الغمة، ص 88 و 89 و 79؛ امامی صدوق، 155 - 157 4 تفسیر فرات، ص 201.
149) رجال طوسی، ص 150، جامع الرواة، ج 1، ص 76، تنقیح المقال، ج 1، ص 105، معجم رجال الحدیث، ج 3، ص 46 ش 1049، دایرة المعارف تشیع، ج 2، ص 40، اصول کافی، ج 1، ص 465 (حسین بن احمد قال حدثنی ابو کریب و ابو سعید الاشجع قال حدثنا عبدالله بن ادریس عن ادرس بن عبدالله الاودی...) الثاقب فی المناقب، ص 336 مدینة المعاجز، ص 240، بحارالانوار، ج 45، 169 (ترجمه در متن آمده است.) پیرامون همین حدیث اصول کافی نزاع فراوان صورت گرفته است که ما علاقمندان را به مطالعه منابع مربوطه ارجاع می دهیم.
150) المعین علی معجم رجال الحدیث، ح 3، ص 8877.
151) الملهوف، ص 67.
152) مناقب آل ابی طالب، ج 1، ص 305 و 306، بحارالانوار، ج 40، ص 325 و 326، المناقب ان شهر آشوب، ج 2، ص 98، مستدرک الوسایل، ج 16، ص 298 (ترجمه در متن آمده است).