فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

تبلیغ ولایت در ایام حج

هر چند اطلاعی قطعی درباره زمان مسافرت حج فضه به مکه مکرمه در دست نیست اما از قراینی که در متن اخبار نقل شده است، به طور مسلم این مسافرت بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام و قبل از حکومت امیرمؤمنان بوده است، یعنی؛ بحرانی ترین زمان سیاسی برای اهل بیت علیهم السلام. در این دوره، غاصبان ولایت، وارونه جلوه دادن حقایق را سرمایه تداوم حکومت خود قرار دادند و با زر و زور و تزویر مخالفان را سرکوب کردند.
در این فضای -حزن آلود، فضه پرورش یافته مکتب فاطمه که داغ شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام آرامش را از او گرفته بود به دنبال فرصتی می گشت تا حقایق را بازگوید و مظلومیت امیرمؤمنان را شرح کند.
ایام حج بهترین فرصت ممکن برای این هدف بود؛ از مسلمانان هر منطقه و طایفه ای نمایندگان در این ایام در مکه حاضر می شدند و بدون فشارهای حکومتی و با وجود آزادی نسبی به تبادل اطلاعات مربوط به سرزمین های اسلامی می پرداختند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز برای معرفی امیرمؤمنان علیه السلام از این کنگره عظیم، استفاده کرده بود. این بار فضه فرصت به دست آمده را غنیمت شمرد. او محل حج را به صحنه باشکوه اعلام حمایت از ولایت امیرمؤمنان علیه السلام تبدیل کرد و به افشای جنایات بنی امیه پرداخت.
بر اساس آنچه مورخان نقل کرده اند، فضه از نبوغ سرشار خود در بلاغت به نحو کامل سود برد به اندازه ای که بلاغت و شیوایی گفتار و تسلط به خطابه، توجه حاجیان را به خود جلب کرد. ورقة بن عبدالله یکی از حاجیانی بود که تحت تأثیر خطابه و سخنرانی افشاگرانه فضه قرار گرفت و بعدها اعلام حمایت فضه از ولایت امیرمؤمنان علیه السلام را این گونه توضیح داد:
برای حج و به امید ثواب الهی راهی بیت الله الحرام شدم. در حالی که طواف می کردم، متوجه بانویی گندم گون نمکین و خوش کلام شدم که با فصاحت گفتار فریاد کرد:
رب البیت الحرام و الحفظة الکرام و زمزم و المقام و المشاعر العظام و رب محمد خیر الانام صلی الله علیه و آله البررة الکرام ان تحشرنی مع ساداتی الطاهرین و ابنائهم العز المحجلین المیامین ألا فاشهدوا یا جماعة الحجاج و المعتمرین ان موالی خیرة الاخیار و صفوة الابرار الذین علی قدرهم علی الاقدار.(118)
ای خدای بیت الحرام و حافظان گرامی و پروردگار زمزم و مقام و مشاعر بزرگ و پروردگار محمد صلی الله علیه و آله که بهترین آفریده هاست...مرا با سروران پاک ائمه علیهم السلام و فرزندان آنها که از سپید چهره گان مبارک هستند، محشور نمای. ای جماعت حاجیان آگاه باشید که سروران من از بهترین خوبان و نیکوکارانند. کسانی که عظمتشان از همه والاتر است... .
تعاریفی که فضه از سروران خود بیان می کرد، به گونه ای بود که تنها با مشخصات اهل بیت علیهم السلام مطابقت داشت. از این روی روقة بن عبدالله نیز مانند حاجیان دیگر متوجه شد که وی از طرفداران اهل بیت علیهم السلام و دوست داران امیرمؤمنان علیه السلام است. جلوتر رفت و گفت: گمان می کنم از دوست داران اهل بیت هستی؟
فضه پاسخ داد: آری؛ گفت خود را معرفی کن.
فضه گفت: من خدمتگزار فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر محمد مصطفی صلی الله علیه و آله هستم. که خداوند بر پدر و شوهر و فرزندانش درود فرستد.
آن گاه، ورقه بن عبدالله، فرصتی خواست تا سؤالاتش را از وی بپرسید. آنچه اینک از این گفتگوی افشاگرانه و تأثیر برانگیز در کتب تاریخی ضبط شده است، بازگو کننده دوران سخت رحلت پیامبر تا شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام است.
فضه تمام لحظات را به خاطر سپرده بود و از این روی بعید به نظر نمی رسد که تمام اخبار حتی اشعاری که از فاطمه زهرا علیهاالسلام هنگام رحلت پدر بر زبان جاری می کرد، نقل مستقیم باشد. بخشی از آنچه در این گفتگو مطرح شد این چنین است: علی علیه السلام وقتی فاطمه علیهاالسلام را در قبر گذاشت و سنگ های لحد را چید، این چنین سرود:
اری علل الدنیا علی کثیرة - و صاحبها حتی الممات علیل
لکل اجتماع من خلیلین فرقة - و ان بقایی عندکم لقلیل
و ان افتقاری فاطماً بعد احمد - دلیل علی ان لا یدوم خلیل
می بینم که ناگواری های دنیا نسبت به من زیاد شده است و تا لحظه مرگ، این ناگواری ها همراه من است.
هر اجتماعی از دوستان روزی جدا می شوند و بقای من نزد شما کم است.
و همانا رفتن فاطمه علیهاالسلام بعد از احمد صلی الله علیه و آله گویای این است که دوستی دوام ندارد.
علامه مجلسی وقتی این روایت را از ورقة بن عبدالله نقل می کند می نویسد: در برخی از کتاب ها خبری درباره وفات حضرت زهرا یافتم که دوست داشتم نقل کنم، هر چند مدرک اصلی را که به آن ارجاع داده اند، نیافتم.(119)
با این حال حدیث طولانی مورد توجه محققان اخیر نیز قرار گرفته است و آنان خبر علامه مجلسی از ورقة بن عبدالله ازدی را نقل کرده اند.(120)
دلیل عمده ای که می توان بر سفر حج فضه از شهادت امیرمؤمنان علیه السلام ارائه کرد؛ این است که: عبدالله ازدی فقط از شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام سؤال کرده است، ولی از احوالات امام علی علیه السلام سخنی به میان نیاورده است. از این روی نقل حدیث مربوط به دورانی خواهد بود که امیرمؤمنان علیه السلام زنده بود.

بخش پنجم: با کاروان شام

هجرت در عصر شب زدگان

سفر با شکوه حج به پایان رسید و فضه که با صدای رسایش اسرار سال های ظلم و ستم به اهل بیت علیهم السلام را در مراسم حج افشا کرده بود، به سوی شهر و دیار خود بازگشت. او در شهر خود همچنان یکی از علم داران سپاه حق و جناح اقلیت بود و در خط اهل بیت علیهم السلام باقی ماند. در طول این دوران بی گمان ارتباط فضه با دختر امیرمؤمنان، یعنی زینب کبری علیهاالسلام به اندازه ای نزدیک بود که توانست وی را همچنان همراه اهل بیت علیهم السلام نگه دارد. فضه بعد از شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام دوران خلفای سه گانه را پشت سر گذاشت و در این وقت با زنانی چون زبرا و اسماء بنت عمیس که همگی برای مکتب تشیع جان فشانی می کردند، رفت و آمد داشت.
بعد از صلح امام حسن علیه السلام ممالک اسلامی تحت سیطره معاویه قرار گرفت. وی در این دوره، مقداری از حکومت ننگینش را پشت سر گذاشته و با نیرنگ، فریب، ظلم و تجاوز پایه های حکومتش را استوار ساخته بود. خود صریحاً می گفت: به خدا قسم نه برای نماز، روزه، حج و زکات، با شما جنگیدم که شما خود همه این ها را به جای می آوردید. من برای حکومت با شما جنگیدم و خدا آن را به من داد؛ هر چند شما خوش نمی داشتید، هر پیمانی که با حسن بن علی داشتم، زیر پا می گذارم و به هیچ یک عمل نخواهم کرد.(121)
وقتی معاویه احساس کرد مرگش نزدیک است، فرزندش، یزید را به جانشینی برگزید و پایه حکومت موروثی در جهان اسلام را بنا گذاشت.
یزید از زنی زناکار به نام (میسون) دختر بجدل کلبی، در سال 25 - 26 ق. به دنیا آمد. و بعد از تولد در بین دایی ها و خویشان مادرش از قبیله بنی کلاب در روستاهای شام بزرگ شد.
او چهره ای سبز و آبله گون و پر مو داشت. شراب خواری (122) و سگ بازی از خصوصیات خانوادگیش بود و همانند پدرش غدار و هتاک بود و از ریختن خون مردم لذت می برد و هم نشینان او سگ و بوزینه بودند.
در چنین عصری که شب زدگان حکومت بر مسلمین را غصب کرده بودند، حسین بن علی علیه السلام چاره ای جز جهاد ندید. در سال شصت هجری در مقابل این همه انحراف که می رفت، ریشه اسلام را بخشکاند، قد علم کرد.
فضه و فرزندانش که بر این اوضاع اسفناک تأسف می خوردند، سرانجام با اعلام قیام حسین بن علی علیه السلام، جانی تازه گرفتند. آن روز خاندان اهل بیت همگی آماده بودند تا با ایثار جان، حسین بن علی علیه السلام را همراهی کنند و در این میان فضه و فرزندانش را به دور خود جمع کرد، و قصه روزهایی را که در کنار رسول خدا بود، برایشان باز گفت؛ آن روزهای جاودانه ای که اسلام با تمام جلالش، بر جهان حکومت می کرد و تدبیر عالم اسلام در خانه گلی رسول خدا صلی الله علیه و آله ترسیم می شد و اما اینک؛ کسانی به نام اسلام سلطنت می کنند که بویی از دین نبوی به مشامشان نخورده است. این یاور زهرا علیهاالسلام خود را به نزد زینب کبری علیهاالسلام رساند و برای هر نوع همراهی اعلام آمادگی کرد و گفت: حتی از فدای جان خود نیز دریغ نخواهد کرد. و وقتی کاروان امام حسین علیه السلام و همراهانش از مدینه خارج شد، فضه نیز در پی دختر امیرمؤمنان علیه السلام رهسپار شد و اندکی بعد در افق غم انگیز مدینه از دیده ها پنهان شدند. نام دیگر بانوانی که فضه با آنها هم سفر بود، به شرح ذیل است:
زینب کبری، ام کلثوم کبری (دختر فاطمه زهرا علیهاالسلام)، سکینه (دختر حسین بن علی علیهاالسلام)، فاطمه (دختر حسین بن علی علیهاالسلام)، ام کلثوم (دختر عبدالله بن جعفر)، رمله (123) (مادر قاسم بن حسن)، ام کلثوم صغری (دختر امیرالمؤمنین)، ام وهب که در عاشورا شهید شد (همسر وهب)، ام عمرو بن جنادة که پس از شهادت فرزندش سر او را به سوی دشمن پرتاب کرد و آماده جهاد شد، ام خلف (همسر مسلم بن عوسجه)، دیلم (همسر زهیر بن قین)، فاطمه (دختر امیرمؤمنان)، فاطمه (دختر امام حسن علیه السلام)، لیلی (مادر عبدالله اصغر) شهربانو (مادر یکی از کودکان) رقیه (دختر امام حسین)، رباب (مادر علی اصغر دختر امرءالقیس)، فاطمه صغری (دختر امام حسین)، ام الثغر فکیه (همسر عبدالله بن اریقط)، ام عبدالله عمر که پس از شهادت عبدالله با عمود خیمه به طرف دشمن حمله کرد و همسر عبدالله بن عمیر که بر بالین شوهرش حاضر شد و آرزوی شهادت کرد و همان جا توسط غلام شمر به شهادت رسید.(124)
این بانوان به چند دسته تقسیم می شدند، برخی از اولاد امیرمؤمنان بودند و عده ای نیز همراه قبیله، شوهران یا فرزندانشان با کاروان همراه شده بودند اما فضه در این بین تنها همراهش زینب کبری علیهاالسلام بود و از شوهر و فرزندانش در کربلا نامی به میان نیامده است و به همین دلیل نحوه حضور وی از بانوان دیگر متمایز می شود و استقلال فکری و قدرت انتخابش را در حساس ترین برهه از تاریخ به نمایش می گذارد.
عظمت حضور فضه در مجموعه کاروان را زمانی می توان به خوبی درک کرد که مردان بسیاری به بهانه داشتن اهل و عیال، از همراهی با کاروان شهادت خودداری ورزیدند و حتی برخی که امام حسین علیه السلام آنان را مخاطب قرار داده، خواستار حمایتشان می شد، از همراهی دریغ کردند.
هرثمه بن سلیم در این باره می گویند: به همراه امیرمؤمنان علیه السلام از جنگ صفین باز می گشتیم، حضرت در کربلا فرود آمد، ما نیز پیاده شده، با وی نماز جماعت خواندیم. بعد از اتمام نماز، حضرت، مشتی از خاک زمین کربلا را برداشت، بویید و فرمود: و اهالک ایتها التربة لیحشرت منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب شگفت زده هستم از تو ای زمین؛ چگونه گروهی از تو محشور شده، بدون حساب وارد بهشت می شوند؟!
رو به همسرم (جرداء بنت سمیر) که از شیعیان علی بود، کردم و گفتم: از راستگویتان علی تعجب نمی کنی که با مشتی خاک سخن می گوید از کجا علم غیب دارد؟!
همسرم گفت:ای مرد: از این سخنان دست بردار! امیرمؤمنان جز به حق نمی گوید.
روزگاری گذشت تا این که عبیدالله بن زیاد برای جنگ با امام حسین علیه السلام لشکری فرستاد. من هم با تعدادی از سواران لشکر عبیدالله به کوفه رفتم. وقتی به کربلا رسیدم، آن مکان را که امیرمؤمنان با خاکش سخن گفته بود، به یاد آوردم و حدیثی را که از علی علیه السلام شنیده بودم، با خود زمزمه کردم. از این که به چنین سفری آمده بودم، به شدت اندوهگین شدم، ناچار اسب خود را به سوی خیمه های امام حسین علیه السلام تاختم، وقتی روبرویش رسیدم، پیاده شده، سلام کردم، و آنچه را از امیرمؤمنان شنیده بودم به وی بازگفتم. امام حسین علیه السلام فرمود: اکنون بگو قصد دوستی داری یا دشمنی؟!
گفتم: هیچ کدام از فرزند رسول خدا، زن و فرزندانم در کوفه تنها هستند، از طرفی از ابن زیاد هم می ترسم.
فرمود: در این صورت هر چه زودتر از این مکان دور شو تا قتلگاه ما را نبینی؛ زیرا هر که این واقعه را ببیند و ما را یاری نکند، به آتش افکنده می شود. بی درنگ، مانند فراریان اسب خود را تاختم و به سرعت از آنجا دور شدم، تا قتلگاه آل رسول را نبینم(125)
در طول مدت جنگ، زنان از جمله فضه، فشارهای روانی بسیاری را تحمل کردند و این علاوه بر وظایفی بود که بر عهده داشتند. آنان به پرستاری از مجروحین، مداوا و روحیه دادن به لشکر اسلام مشغول بودند و گاه اتفاق می افتاد که وارد صحنه کارزار می شدند و حتی دو تن از آنان به شهادت رسیدند. با این حال اوج حماسه زنان را باید از لحظاتی جستجو کرد که خورشید امامت در گودال قتلگاه در حال غروب بود. از همان لحظه که گویی خیال سپاه یزید از ناحیه امام راحت شد، به سوی خیمه ها و زنان تاختند و موجبات وحشت کودکان و زنان را فراهم ساختند در این بین صحنه های تکان دهنده ای به وجود آمد که یاد آوری آن، خاطر هر آزاده ای آزرده می کند.
سید بن طاووس می نویسد: پس از شهادت حضرت، سپاه دشمن با درنده خویی برای غارت اموال فرزندان پیامبر و نوردیدگان فاطمه، به سوی خیمه ها هجوم برد، به طوری که دشمنان بی رحم چادر از سر زنان می ربودند. دختران پیامبر از خیمه ها وحشت زده بیرون آمدند و با صدای بلند گریستند. لشکر یزید پس از غارت، خیمه ها را به آتش کشیدند و همه را آواره بیابان کردند.(126)