فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

نمونه عینی

باور این رویداد به ظاهر سخت می نماید و این که زنی بتواند، این گونه و با تسلط شگفت انگیز آیات الهی را در جای مورد نظر به کار برد، اعجاز گونه می نماید اما نمونه ای جالب و ملموس از این اشخاص را ما در زمان خود می شناسیم، محمد حسین طباطبایی، حافظ خردسالی که اعجاب مسلمانان جهان را برانگیخته، در حال حاضر فقط هفت سال دارد، وی با آیات الهی به سخت ترین سؤال های روزمره پاسخ می گوید. آنچه اینک می خوانیم ملاقاتی است که حجة الاسلام و المسلمین محسن قرائتی در سفر حج با ایشان داشته است، او می گوید:
به محمد حسین گفتم: بفرما داخل.
گفت: ادخلوها بسلام آمنین.(96)
سؤال شد، غذا هست غذای دیگری هم میل دارد؟
گفت: لن نصبر علی طعام واحد(97).
رئیس حج به او گفت: ما شما را به صورت رایگان به مکه می آوریم، یک عمره هم می آوریم. چیزی دیگری از ما می خواهی؟
گفت: ما سألتکم من اجر(98).
پرسیدم: آیا دوست داری بازی کنی؟
گفت: لا تنس نصیبک من الدنیا(99)
گفتم: چطور بچه به این کوچکی به این مقام رسیده؟
گفت: یوتی الحکمة من یشاء(100)
گفتم: می توانی از یک تا 10 بشماری؟ گفت: (1 و 2) انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی و فرادی(101) (3) بثلاثة الاف من الملئکة(102) (4) الا هو رابعهم(103) (5) بخمسة الاف(104) (6) فی ستة ایام(105) (7) سبع لیال(106) (8) ثمانیة ایام(107) (9) تسعة رهط(108) (10) تلک عشرة کاملة(109).
در جایی از شخصی پرسیدند، شهر شما چقدر جمعیت دارد، شخصی گفت: صد هزار یا بیشتر محمد حسین (علم الهدی) گفت: و ارسلناه الی مئة الف او یریدون(110).
یکی از علما آیه ای از قرآن را غلط خواند، یک حرفش را کم و زیاد کرد، که ببیند او می فهمد یا نه؟ علم الهدی گفت: یریدون ان یبد لوا کلام الله(111).
دو مرتبه خواند و باز یک آیه غلط خواند گفت: ان هذا الا اختلاق(112).
کمی بعد آن شخص، باز آیه ای غلط خواند، گفت: ان هذا الا قول البشر(113).
گفتم: پدرت تا حالا دعوایت کرده؟ گفت: و اذا ما غضبوا هم یغفرون(114)
گفتم: بچه های کوچه اذیتت نمی کنند؟ گفت: فبئس القرین (115)
فیلمبرداری می کردند، نوار تمام شد گفت: و تمت کلمة ربک (116)
گفتم: پسر مرا گیج کردی، گفت: تری الناس سکاری(117) .

تبلیغ ولایت در ایام حج

هر چند اطلاعی قطعی درباره زمان مسافرت حج فضه به مکه مکرمه در دست نیست اما از قراینی که در متن اخبار نقل شده است، به طور مسلم این مسافرت بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام و قبل از حکومت امیرمؤمنان بوده است، یعنی؛ بحرانی ترین زمان سیاسی برای اهل بیت علیهم السلام. در این دوره، غاصبان ولایت، وارونه جلوه دادن حقایق را سرمایه تداوم حکومت خود قرار دادند و با زر و زور و تزویر مخالفان را سرکوب کردند.
در این فضای -حزن آلود، فضه پرورش یافته مکتب فاطمه که داغ شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام آرامش را از او گرفته بود به دنبال فرصتی می گشت تا حقایق را بازگوید و مظلومیت امیرمؤمنان را شرح کند.
ایام حج بهترین فرصت ممکن برای این هدف بود؛ از مسلمانان هر منطقه و طایفه ای نمایندگان در این ایام در مکه حاضر می شدند و بدون فشارهای حکومتی و با وجود آزادی نسبی به تبادل اطلاعات مربوط به سرزمین های اسلامی می پرداختند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز برای معرفی امیرمؤمنان علیه السلام از این کنگره عظیم، استفاده کرده بود. این بار فضه فرصت به دست آمده را غنیمت شمرد. او محل حج را به صحنه باشکوه اعلام حمایت از ولایت امیرمؤمنان علیه السلام تبدیل کرد و به افشای جنایات بنی امیه پرداخت.
بر اساس آنچه مورخان نقل کرده اند، فضه از نبوغ سرشار خود در بلاغت به نحو کامل سود برد به اندازه ای که بلاغت و شیوایی گفتار و تسلط به خطابه، توجه حاجیان را به خود جلب کرد. ورقة بن عبدالله یکی از حاجیانی بود که تحت تأثیر خطابه و سخنرانی افشاگرانه فضه قرار گرفت و بعدها اعلام حمایت فضه از ولایت امیرمؤمنان علیه السلام را این گونه توضیح داد:
برای حج و به امید ثواب الهی راهی بیت الله الحرام شدم. در حالی که طواف می کردم، متوجه بانویی گندم گون نمکین و خوش کلام شدم که با فصاحت گفتار فریاد کرد:
رب البیت الحرام و الحفظة الکرام و زمزم و المقام و المشاعر العظام و رب محمد خیر الانام صلی الله علیه و آله البررة الکرام ان تحشرنی مع ساداتی الطاهرین و ابنائهم العز المحجلین المیامین ألا فاشهدوا یا جماعة الحجاج و المعتمرین ان موالی خیرة الاخیار و صفوة الابرار الذین علی قدرهم علی الاقدار.(118)
ای خدای بیت الحرام و حافظان گرامی و پروردگار زمزم و مقام و مشاعر بزرگ و پروردگار محمد صلی الله علیه و آله که بهترین آفریده هاست...مرا با سروران پاک ائمه علیهم السلام و فرزندان آنها که از سپید چهره گان مبارک هستند، محشور نمای. ای جماعت حاجیان آگاه باشید که سروران من از بهترین خوبان و نیکوکارانند. کسانی که عظمتشان از همه والاتر است... .
تعاریفی که فضه از سروران خود بیان می کرد، به گونه ای بود که تنها با مشخصات اهل بیت علیهم السلام مطابقت داشت. از این روی روقة بن عبدالله نیز مانند حاجیان دیگر متوجه شد که وی از طرفداران اهل بیت علیهم السلام و دوست داران امیرمؤمنان علیه السلام است. جلوتر رفت و گفت: گمان می کنم از دوست داران اهل بیت هستی؟
فضه پاسخ داد: آری؛ گفت خود را معرفی کن.
فضه گفت: من خدمتگزار فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر محمد مصطفی صلی الله علیه و آله هستم. که خداوند بر پدر و شوهر و فرزندانش درود فرستد.
آن گاه، ورقه بن عبدالله، فرصتی خواست تا سؤالاتش را از وی بپرسید. آنچه اینک از این گفتگوی افشاگرانه و تأثیر برانگیز در کتب تاریخی ضبط شده است، بازگو کننده دوران سخت رحلت پیامبر تا شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام است.
فضه تمام لحظات را به خاطر سپرده بود و از این روی بعید به نظر نمی رسد که تمام اخبار حتی اشعاری که از فاطمه زهرا علیهاالسلام هنگام رحلت پدر بر زبان جاری می کرد، نقل مستقیم باشد. بخشی از آنچه در این گفتگو مطرح شد این چنین است: علی علیه السلام وقتی فاطمه علیهاالسلام را در قبر گذاشت و سنگ های لحد را چید، این چنین سرود:
اری علل الدنیا علی کثیرة - و صاحبها حتی الممات علیل
لکل اجتماع من خلیلین فرقة - و ان بقایی عندکم لقلیل
و ان افتقاری فاطماً بعد احمد - دلیل علی ان لا یدوم خلیل
می بینم که ناگواری های دنیا نسبت به من زیاد شده است و تا لحظه مرگ، این ناگواری ها همراه من است.
هر اجتماعی از دوستان روزی جدا می شوند و بقای من نزد شما کم است.
و همانا رفتن فاطمه علیهاالسلام بعد از احمد صلی الله علیه و آله گویای این است که دوستی دوام ندارد.
علامه مجلسی وقتی این روایت را از ورقة بن عبدالله نقل می کند می نویسد: در برخی از کتاب ها خبری درباره وفات حضرت زهرا یافتم که دوست داشتم نقل کنم، هر چند مدرک اصلی را که به آن ارجاع داده اند، نیافتم.(119)
با این حال حدیث طولانی مورد توجه محققان اخیر نیز قرار گرفته است و آنان خبر علامه مجلسی از ورقة بن عبدالله ازدی را نقل کرده اند.(120)
دلیل عمده ای که می توان بر سفر حج فضه از شهادت امیرمؤمنان علیه السلام ارائه کرد؛ این است که: عبدالله ازدی فقط از شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام سؤال کرده است، ولی از احوالات امام علی علیه السلام سخنی به میان نیاورده است. از این روی نقل حدیث مربوط به دورانی خواهد بود که امیرمؤمنان علیه السلام زنده بود.

بخش پنجم: با کاروان شام