فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

به سوی خانه دوست

مالک دینار می گوید: هنگام حج، (در مسیر مکه) بانویی را سوار بر چهارپایی لاغر دیدم که به آرامی راه می پیمود. حیوانی بسیار لاغر بود و معلوم نبود که بتواند مسافر خود را در چنین بیابان و مسیری طولانی به مقصد برساند. مردم او را از رفتن با این چهار پای نحیف باز می داشتند ولی او به ادامه مسیر اصرار داشت. تا اینکه وسط بیابان، چهارپا از رفتن بازماند. آن بانو پیاده شد و لحظه ای بعد سر به سوی آسمان برداشت و اینگونه با خدای خود نجوا کرد:
لا فی بیتی ترکتنی و لا الی بیتک حملتنی، فوعزتک و جلالک لو فعل بی هذا غیرک لما شکوته الا الیک.(73)
نه مرا به خانه ام گذاشتی و نه به خانه ات رساندی. به عزت و جلال تو سوگند اگر جز تو کسی با من این گونه رفتار می کرد، نزد تو شکایت می آوردم.
من شگفت زده نجوای او را شاهد بودم که لحظه ای بعد صدای پایی مرا به خود آورد. چشمم را به سویی که صدا می آمد، برگرداندم، دیدم مردی سوار بر شتر با عجله به سوی ما می آید. تا چشم روی هم گذاشتم، او خود را به ما رساند و از آن بانو خواست تا سوار شتر شود. وقتی سوار شد، در یک چشم بر هم زدن آن ها از مقابل دیدگانم ناپدید شدند.
وقتی به محل طواف رسیدم، خود را آماده انجام مراسم کردم. ناگهان چشمم به همان بانو افتاد، در حال طواف بود. خود را به او رساندم و بی مقدمه او را قسم دادم که بگویید شما کیستید؟ او نیز در جمله ای کوتاه گفت: من شهره دختر مسکه و نوه فضه، خادمه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام هستم.(74)

مقام علمی فضه

فضه علم سرشار و قدرت یادگیری بسیاری داشت و این استعداد بود که او را برای کسب فضایل و کمالات علمی از اهل بیت علیهم السلام آماده می ساخت. از این روی توانست به درجات والایی از پیروی و همراهی عترت و در کنار آن کسب برتری های اعتقادی و علمی دست یابد.
آنچه فضه را از دیگران متمایز می کند و از وی بانویی شاخص می سازد، این است که وی ظرفیت وجودی (قدرت یادگیری پذیرش حق، خستگی ناپذیری، حافظه قوی، قدرت خطابه و...) خود را در راه دفاع از اهل بیت علیهم السلام به کار برد و در آن خاندان ذوب شد.
فضه از امتیازهای علمی خود برای دفاع از اهل بیت علیهم السلام سود می برد و به انتقادهای علمی از دستگاه جاهل عصرش می پرداخت و آن ها را غاصب حق اهل بیت علیهم السلام می دانست. چنانکه امام صادق علیه السلام درباره شجاعت به ماجرایی اشاره می کند: که مبین بحث فکری بین فضه و عمر بوده است و فضه جواب قاطعی به عمر می دهد که عمر در جواب استدلال منطقی و محکم فضه وامانده و حیرت زده چنین می گوید: شعرة من آل ابی طالب افقه من عدی(75) یک تار مو از خانواده ابیطالب از قبیله عدی فقیه تر است.
بی گمان عظمت این گفتار آن گاه روشن شود که بدانیم طایفه عدی در فقاهت سرآمد روزگار خویش و ضرب المثل فقاهت بودند.
این برخورد، به یقین تنها رویدادی نیست که برای فضه روی داده است.
رویدادی که سراسر گویای به مبارزه طلبیدن خلیفه و تعمد در نشان دادن عجز او است؛ چه آن جا که تشخیص دلیل شکایت را به عهده خلیفه می گذارد و چه آن جا که وی را به باد انتقاد می گیرد و می گوید: بر حذر باش که مذاهب تو را گمراه نکند. فضه بانویی بود که علم و دانایی اش زبانزد عام و خاص بود.

حافظ قرآن

نبوغ درخشان فضه در عرصه ای دیگر نیز از وی بانویی اسوه ساخت. حفظ قرآن و استفاده از آن گویای آگاهی فضه از معارف قرآنی بود خصوصاً که او در مکتب اهل بیت علیهم السلام پرورش یافت و می توانست از آیات الهی برای استشهاد در مقابل حاکمان و نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام سود برد.
ابوالقاسم قشیری از جمله اشخاصی است که با فضه نوبیه ملاقات کرد و تحت تأثیر قدرت شگفت انگیز حافظه او قرار گرفت. وی که هر چه می گفت، جواب خود را با آیات الهی از زبان بانویی گمنام می شنید، به دقت، محتوای گفتگوی خود با فضه را به خاطر سپرد و آن را به یادگار گذاشت.
در منابع گوناگون شیعی و سنی از جمله بحارالانوار و الدرالمنثور مورد اشاره قرار گرفته است:
وی از آن رویداد تاریخی این گونه یاد می کند:
روزی در بیابان از قافله عقب افتادم و به ناچار تنها مسیر را ادامه دادم. در بین راه بانویی را دیدم که او نیز از قافله اش عقب افتاده بود، از او پرسیدم: شما کیستید؟
گفت: و قل سلام فسوف تعلمون !(76) (بگو به سلامت که بزودی آگاه می شوند.)
سلام کردم و دوباره پرسیدم: در این بیابان چه می کنید؟
- من یهدی الله فلا مضل (77) (هر کس را خدا هدایت کند، گمراه کننده ای برایش نخواهد بود.)
از آدمیان هستی یا از طایفه جن می باشی؟
- یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد.(78) (ای فرزندان آدم زیورهای خود را در مقام عبادت به خود برگیرید)
- از کجا می آیی؟
- ینادون من مکان بعید.(79) (آن مردم از مکانی دور دعوت می شوند.)
- به کجا می روی؟
- ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلاً.(80) (برای خدا، حج خانه (کعبه) بر عهده مردم است هر که توانایی رسیدن به آنجا را داشته باشد.)
- چند روز است از خانه و کاشانه ات بیرون آمده ای؟
- و لقد خلقنا السماوات و الارض فی ستة ایام .(81) (خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید.)
متوجه شدم شش روز است که در راه می باشد.
- غذای تو چیست، توشه ات کدام است؟
- و ما جعلنا هم جسداً الا یاکلون الطعام .(82) (پیامبران را بدون بدن قرار ندادیم تا به غذا نیاز نداشته باشند.)
فهمیدم که غذایش تمام شده است، پس آنچه داشتم، تقدیم کردم و او تناول کرد. آن گاه به او گفتم: در راه رفتن کمی عجله کنید تا به کاروان برسیم.
گفت: لا یکلفت الله نفساً الا وسعها.(83) (خداوند شخصی را مکلف نمی کند؛ مگر به مقدار توانش.)
- گفتم: بیا بر پشت من روی حیوان بنشین.
گفت: لو کان فیهما الهة الا الله لفسدتا.(84) (اگر در آسمان و زمین به جز خداوند، خدایی وجود داشت، فساد در آسمان و زمین رخ می داده)
پیاده شدم و او را سوار کردم او گفت: الحمد لله الذی سخر لنا هذا.(85) (شکر خدای را که این را به اختیار ما در آورد.)
من زمام شتر را گرفته بودم و هم چنان راه می رفتم تا این که سیاهی قافله از دور پیدا شد و ما ساعتی بعد خود را به قافله رسانیدم. از او پرسیدم که آیا در میان کاروانیان آشنایی داری؟
گفت: یا داود انا جعلناک خلیفة فی الارض (86) و ما محمد الا رسول(87) یا یحیی خذ الکتاب (88) یا موسی انی انا الله .(89) (ای داود ما تو را جانشین در زمین قرار دادیم و محمد نیست؛ مگر پیامبری، ای یحیی کتاب را بگیر، ای موسی من خدا هستم.)
فهمیدم که او چهار فرزند دارد به میان کاروان رفتم و این چهار نام را با صدای بلند تکرار کردم، اندکی بعد چهار جوان به سوی من آمدند و با دیدن مادر به سوی او رفتند.
از او پرسیدم: این ها چه کسانی هستند؟
گفت: المال و البنون زیتة الحیوة الدنیا(90) (مال و فرزندان زینت زندگی دنیایی اند.)
به آن ها رو کرد و گفت: یا ابت استاجره ان خیر من استاجرت القوی الامین (91)
(ای پدر این مرد را به خدمت اجیر کن؛ زیرا بهترین کسی که باید به خدمت برگزید، کسی است که امین و توانا باشد.)
و آن ها که متوجه منظور مادر شده بودند، به من هدیه هایی دادند.
آن بانو بار دیگر به فرزندانش گفت: والله یضاعف عف لمن یشاء.(92) (خدا برای هر که بخواهد، بیفزاید)
و به این ترتیب آن جوانان بر هدیه هایشان افزودند.
من که از این همه پاسخ گویی و تسلط به آیات الهی شگفت زده شده بودم، از آنان پرسیدم: این بانو کیست که چنین آیات الهی را حفظ کرده است و به موقع از آن استفاده می کند؟ گفتند: این مادر ما؛ فضه، خادمه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است و بیست سال است که با قرآن سخن می گوید(93) هر چند حفظ قرآن و استفاده مناسب از آن در مسایل روزمره خود امتیاز بزرگی است اما برخی سابقه مبارزاتی فضه را در حفظ قرآن، دخیل می دانند و معتقدند از آن روز که خلیفه در مقابل پیامبر به پا خاست و مانع از نوشتن وصیت شد و گفت: کتاب خدا ما را کافی است، توسط خلیفه و عوامل وی از نشر احادیث و سخنان معصومان خصوصاً علی علیه السلام به شدت ممانعت به عمل آمد. به این ترتیب زمینه های مهجور ماندن اهل بیت علیهم السلام و احادیث و حقایق دینی که آن ها بیان می کردند، به وجود آمد. به این ترتیب بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله عموم مردم از منبع جوشان اهل بیت محروم شدند و جامعه ای به وجود آمد که قرآن ظاهری پایه فکری اش و حاکمان، تنها مفسرین آن شدند. در راستای همین سیاست مفسران مستقل نیز به طور محسوس از سوی خلفا تحت فشار بودند تا از حریم ظاهری قرآن تجاوز نکنند و به سیره و سخن حضرت علی علیه السلام اشاره ننمایند.
فضه در چنین فضایی تصمیم گرفت از تمام امکانات و توان وجودی خود سود برد که سخن گفتن با آیات الهی و اشاره به آرمان های اهل بیت در قالب آیات الهی یکی از آن ها بود. با استشهاد به قرآن جلوی هر نوع اعتراض حاکمان و عوامل آن ها گرفته شد و او آزادانه به نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام پرداخت.
یکی از نویسندگان با توجه به همین تحلیل می نویسد: فضه یکی از زنان تاریخی است که حافظ قرآن و سرشار از علوم اهل بیت علیهم السلام بود. در هر باب به آیات و احادیث استشهاد می کرد. وقتی دید مردم روایات وارده را در باب سفارش اهل بیت علیهم السلام و سایر حقایق دین پشت سرانداختند، تصمیم گرفت جز به آیات قرآن استشهاد نکند. پس از وفات دختر پیامبر این تصمیم به صورتی درآمد که گفتند بیست سال بر او گذشت و جز به کلام خدا سخن نگفت.(94)
البته منظور تداوم در ارائه جواب های قرآنی در طی بیست سال است و به طور قطع وی در جایگاه های خاص به پاسخ گویی با قرآن می پرداخت و در موارد دیگر به غیر قرآن سخن می گفت از جمله آن گونه که در نقل اخبار مربوط به شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ثبت شده است، که وی با ذکر حدیثی طولانی وقایع آن روز را حتی در ضمن اشعاری شرح می دهد. در روایت فوق نیز هر چند اشاره ای به موضع گیری فضه در قبال اهل بیت علیهم السلام نشده است، ولی نقل آن حداقل گویای وجود چنین استعدادی است که به طور قطع در مواضع لازم می توانست به نفع اهل بیت علیهم السلام از آن سود ببرد.