فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

غروب ابدی

سال دهم هجری، اولین سالی بود که فضه تلخی های زندگی جدیدش را تجربه کرد. در این سال پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پس از انجام آخرین مراسم حج که به (حجة الوداع) شهرت یافت، حالش رو به وخامت گذاشت، تا اینکه روز دوشنبه، 28 سفر سال ده هجرت، با تمام غم و اندوهش فرا رسید. در این روز فضه در کنار فاطمه زهرا علیهاالسلام بود او که شاهد غم و اندوه جانکاه فاطمه علیهاالسلام بود، حضرت را دلداری می داد و امیدوارش می ساخت که حال رسول خدا صلی الله علیه و آله بهتر خواهد شد؛ اما بالاخره آن غروب ابدی فرا رسید و آخرین فرستاده الهی چشم از جهان فرو بست.(48)
فضه آن روزها را خوب به خاطر سپرد؛ روزهایی که او و دیگر بانوان علاقمند به اهل بیت و فاطمه زهرا علیهاالسلام مونس یگانه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند. او اخباری مهم و گاه منحصر به فرد، از اوضاع و احوال آن روز، را برای آیندگان به یادگار گذاشت.
او می گفت: وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وفات یافت، کوچک و بزرگ سوگوار شدند. گریه بر حضرت زیاد شد، دلداری دهنده ای نبود و مصیبت حضرت بر نزدیکان اصحاب، اولیای دوستان، بیگانگان و خویشاوندان سخت بود. کسی را ملاقات نمی کردیم، از زن و مرد، مگر اینکه می دیدیم گریان و نالان است.(49)
سرتاسر وجود فضه را داغ جدایی از دوست داشتنی ترین خلق خدا، فرا گرفته. او بیش از هر مسلمان دیگر از این غم جانکاه می سوخت.

دوران انحراف

سرآغاز ظهور فرقه های مختلف فکری و سیاسی منافقان را دوران باید از رحلت حضرت محمد صلی الله علیه و آله دانست و مطالعه زندگی فضه در این دوره می تواند پیام های مهمی از استقامت در مسیر حق را به ما نشان می دهد.
آنچه باعث شد فضه راه حق را برگزیند چه بود. و او با چه انگیزه ای در مقابل سیل تحریف واقعیتها و غصب حقوق مسلم مقاومت کرد؟ تاریخ پاسخ این پرسش را در معرفت عمیقی می داند که فضه در پرتو زندگی با اهل بیت علیهم السلام به دست آورد. او نمی توانست باور کند بانویی که در تقسیم کار خانه با خادمی تنها و بی سرپرست، عدالت را تا آخرین مرز رعایت می کند، در ادعاهای سیاسی اش نیز صادق نباشد و یا رادمردی چون علی علیه السلام زهد را در عین دسترس به اموال دنیا پیشه ساخته بود، ذره ای به حکومت دنیوی دلبستگی داشته باشد. این عامل موجب شد تا در میان کشمکش های سیاسی، او راه صحیح را برگزیند و مانند (اسماء بنت عمیس، ام ایمن و...) در راه مستقیم ثابت قدم بماند، این نکته قابل تأمل است که این تعداد انگشت شمار از زنان هر چند اندک بودند، اما توانستند به طور شگفت انگیز از سیطره فکری و تبلیغی جریان حاکم خارج شوند و این درایت سیاسی دقیقاً در زمانی صورت می گرفت که بعضی نزدیکان پیامبر، حتی برخی همسران حضرت به وضع موجود و حکومت ایجاد شده رضایت دادند.
ارزش رویکرد فضه در این فضای بحرانی آنگاه آشکار می شود که به کنیزان هم گروه و هم وطن وی نظری بیفکنیم که هر یک در منزلی از خانه های مدینه به خدمتکاری مشغول بودند و هرگز در کشمکشهای سیاسی وارد نمی شدند.
اما سکوت در مکتب فضه جای نداشت. او بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به اقلیتی از زنان پیوست که با مظلومیت تمام از افشای حقیقت پرهیز نکردند و در صف طرفداران امیرمؤمنان علیه السلام فاطمه زهرا علیهاالسلام قرار گرفتند.
فضه و دیگر بانوان حامی اهل بیت چندین راه برای افشای پلیدی حاکمان و غاصبان در پیش روی داشتند که نقل سخنان فاطمه زهرا علیهاالسلام که خود افشاگر چهره منافقان و دلایل انحراف از بیعت با علی علیه السلام در حجةالوداع بود، یکی از این روش ها بود. فضه نیز به خوبی از این روش استفاده کرد و چهره غاصبان را با نقل سخنان فاطمه زهرا علیهاالسلام برای مردم آشکار ساخت.

در برابر طاغوت

فضه که از نزدیک شاهد مظلومیت های اهل بیت بود و بارها از زبان دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله واژه هایی چون: ملامت دشمنان، تنهایی، نداشتن یاور، روی گرداندن مردم، ضعف تحمیل شده و... می شنید، چنان بینشی یافت که توانست در کنار فاطمه بماند و به دفاع از حریم رسول الله اقدام کند.
البته او تنها خادمه ای بود که از سرزمینی دور برای خدمت به مدینه آورده شده بود، ولی خدمت در خانه اهل بیت و همراهی با پیامبر از نظر اجتماعی چهره ای محبوب از وی ساخته و پرداخته بود و فضه از هزینه کردن این چهره محبوب در راه دفاع از ولایت امیرمؤمنان باکی نداشت و بی گمان خود می دانست که در صورت از بین رفتن این جایگاه اجتماعی حکومت به راحتی عوامل می توانستند تا مرز نابودی او پیش روند.
فضه راهش را انتخاب کرد و در مقابل، صدماتش را نیز به جان خرید. او در سخت ترین شرایط نیز از همراهی اهل بیت علیهم السلام دست برنداشت و با غیر امیرمؤمنان بیعت نکرد.
بعد از بیعت اجباری مردم با خلیفه اول، جمعی از مردان و زنان در خانه امیر مؤمنان جمع شدند و از بیعت خودداری کردند. در واقع این خانه به پایگاه طرفداران امیرمؤمنان علیه السلام تبدیل شد.
فضه نیز در این جمع حضور داشت و علاوه بر خدمت به اهل بیت، با جرأت و شهامت در مقابل غاصبان ایستاد و با بینش سیاسی قوی، به احتجاج پرداخت و ولایت علی علیه السلام را برای آنان بازگو کرد. این موضعگیری های شدید سیاسی از چنان صداقت و اهمیتی برخوردار بود که خلیفه دوم در نامه ای که بعد معاویه بن ابی سفیان نوشته است، از جرأت فضه و احتیاج او سخن می گوید و می نویسد:
ای پسر ابوسفیان! بدان که با خالد بن ولید، قنفذ و عده ای از خواص اصحابم به در خانه فاطمه رفتیم و در را به شدت کوبیدیم.
علی، فاطمه، حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و فضه در خانه بودند. فضه پشت در آمد و گفت: چه می خواهی؟ گفتم: به علی بگو، بیرون بیاید و با جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله بیعت کند؛ اما فضه ایستاد و به جای رساندن پیام من، شروع به احتجاج با من کرد.
گفتم: برو به علی بگو بیرون بیاید و گرنه وارد خانه خواهم شد، تا خود او را بیرون بکشم. فضه همچنان ایستاده بود و مانع من بود در همان لحظه صدای فاطمه علیهاالسلام را شنیدیم که می گفت:
ای گمراهان تکذیب کننده! چه می گویید و چه می خواهید؟ ای عمر! از خدا پروا نمی کنی و داخل خانه من می شوی؟ آیا با گروه شیطانی ات مرا می ترسانی؟ حال آنکه گروه شیطان ضعیف است. وای بر تو این چه جرأتی است که بر خدا و رسول او یافته ای؟ می خواهی نسل رسول خدا را در زمین قطع کنی و نور خدا را خاموش کنی؟...
به خدا قسم ای پسر خطاب! اگر ناشایست نمی دانستم که بلا بی گناهان را نیز شامل شود، می دیدی که خدا را قسم می دادم و او سریع الاجابه است. ای پدر؛ ای رسول خدا! اینگونه با دوستدار تو و یاور دختر تو رفتار می کنند.(50) در تمام این مراحل فضه کنار فاطمه و نزدیکترین فرد به او بود و در حوادثی که لحظاتی بعد رخ می داد، نیز فاطمه زهرا علیهاالسلام با مظلومیت تمام از او یاری خواست.