فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

مقام نیکان

فضه پرورش یافته خاندان ولایت بود و این امر باعث شد تا به مرور زمان به والاترین مقام انسانی دست یابد.
اوج همراهی و دلبستگی او به اهل بیت را در ماجرای اطعام می یابیم که به واسطه آن فضه به مقام ابرار دست یافت. قرآن کریم این گونه از اطعام فقیر و اسیر و یتیم یاد می کند:
همانا نیکان از جام هایی می نوشند که آمیخته به کافور است . چشمه ای که بندگان خدا از آن می نوشند و آن را به هر جایی که بخواهند، روان می سازند. به نذر وفا می کنند و از روزی که شر آن فراگیر است، می ترسند. و طعام را در حالی که خود دوست دارند، به مسکین و یتیم و اسیر می خورانند و در دل چنین می گویند: جز این نیست که شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما نه پاداشی می خواهیم و نه سپاسی. ما از پروردگار خود می ترسیم در روزی که آن روز سخت و هولناک است. خداوند آنان را از شر آن روز نگاه داشت.(34)
در کتب روایی و تفسیری شأن نزول این آیات را چنین بیان می کنند: حسن و حسین علیهماالسلام فرزندان امیرمؤمنان علیه السلام مریض شدند. پیامبر به همراه اصحاب به ملاقات آنان آمد و وقتی حالشان را نگران کننده دید، یکی از اصحاب پیشنهاد کرد که ای علی اگر نذر برای سلامتی کودکانت کنی، امید است خدا شفایشان دهد.(35)
علی علیه السلام فرمود: اگر خدا شفایشان داد، سه روز روزه می گیرم. دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و خادمش فضه نیز چنین نذر کردند؛ بعد از مدتی آن دو سلامت خود را باز یافتند.
اینک وقت وفا به نذر رسیده بود. امیرمؤمنان علیه السلام به نزد شمعون خیبری رفت و مقداری پشم برای ریسیدن و سه پیمانه جو به عنوان دستمزد گرفت و به منزل بازگشت. حضرت فاطمه علیهاالسلام یک سوم از جو را آرد کرد و نان پخت. لحظه افطار، همه سر سفره حاضر شدند تا روزه خود را بگشایند. در این هنگام فقیری بر در خانه ایستاد و با صدای او همه متوجه در شدند. فقیر گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله فقیری از مسلمانانم غذایی به من بدهید، خداوند غذایی بهشتی نصیبتان کند.
علی علیه السلام لقمه را بر زمین گذاشت و فرمود: ای فاطمه فقیری بر در خانه آمده و با اندوه از ما غذای می خواهد.(36)
حضرت فاطمه علیهاالسلام قبول کرد و آنچه را در سفره بود، برداشت به فقیر داد(37) و به این ترتیب همه، شب را با گرسنگی به صبح رساندند و چیزی جز آب نخوردند. روز بعد دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله یک سوم دیگر از پشم را آورد و شروع به ریسیدن کرد، ساعتی بعد که کار ریسیدن به پایان رسید، مقداری دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت، آن شب نیز علی علیه السلام قبل از افطار در مسجد پیامبر، پشت سر حضرت نماز جماعت را به جای آورد و به سوی خانه روان شد. سفره را گشودند و همه برگرد آن جمع شدند، بار دیگر صدای در همه را متوجه خود کرد. این بار یتیمی از مسلمانان بود که برای طعام در می کوفت. او گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد، من یتیمی از مسلمانان هستم، از آنچه می خورید، مرا هم سیر کنید. خداوند با غذای بهشتی اطعامتان کند. علی علیه السلام مثل شب قبل لقمه را بر زمین نهاد و رو به فاطمه علیهاالسلام کرد و گفت: ای دختر آقای کریم، یتیمی بر در خانه ایستاده است و غذا می خواهد. فاطمه تمام نانها را جمع کرد و علی علیه السلام آنها را به فقیر داد و این ترتیب علی، فاطمه، حسن، حسین و فضه شب دوم را نیز، تنها با آب افطار کردند و شب را به صبح رساندند. مقداری از پشم هنوز باقی مانده بود، فاطمه در روز سوم آن را ریسید و در عوض آخرین بخشی از جو را نیز برداشت و آرد کرد و با تمام گرسنگی و ضعف به تعداد خانواده نان پخت. هنگام افطار همه منتظر بودند تا علی علیه السلام از نماز جماعت برگردد. حضرت آمد. خواستند، به دهان بگذارند، صدای کوبیده شدن در اهل خانه را متوجه خود کرد. این شخصی از اسیران مشرک بود. او نیز گفت: السلام علیکم یا اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله آیا ما را اسیر می کنید و به ما طعام نمی دهید؟!
علی علیه السلام از فاطمه خواست تا غذایشان را به اسیر گرسنه بدهند.(38)
فاطمه علیهاالسلام برای بار سوم طعام را از سفره جمع کرد و به آن نیازمند داد.(39)
شب سوم را نیز بی غذا به سر بردند و تنها با مقداری آب افطار کردند. آنها از انفاق خود، خوشحال بودند و می گفتند: انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا ما به خاطر خدا شما طعام دادیم و اجر و پاداشی از شما نمی خواهیم.
آن روز علی علیه السلام به همراه حسن و حسین علیهماالسلام به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله روانه شدند در حالی که از گرسنگی می لرزیدند. وقتی پیامبر آنها را دید بسیار شگفت زده شد و با پریشانی پرسید: علی جان چه شده؟ حال خوشی ندارید بروید نزد دخترم، فاطمه.
آنان وقتی به خانه آمدند، فاطمه زهرا علیهاالسلام را در محراب عبادتش دیدند، تا چشم پیامبر به پیکر رنجور و ضعیفش افتاد که از شدت گرسنگی چشمانش به گودی نشسته بود، او را در آغوش گرفت و فرمود: و اغوثاه بالله؟ انتم منذ ثلاث فیما اری؟ پناه بر خدا، شما سه روز است به این حال که می بینم، بوده اید؟!
در همان حال جبرئیل نازل شد و فرمود: خذ یا محمد هناک الله فی اهل بیتک بگیر ای محمد خدا گوارای اهل بیت تو کند و آنگاه این آیات را بر پیامبر خواند:
هل أتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئاً مذکوراً (1) انا خلقنا الانسان من نطفة أمشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً (2) انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً (3) انا أعتدنا للکافرین سلاسلاً و أغلالاً و سعیراً (4) ان الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافوراً (5) عیناً یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیراً (6) یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیراً
آیا بر انسان روزگاری نگذشت که هیچ لایق ذکر نبود؟
ما او را از نطفه مختلط خلق کردیم و صاحب چشم و گوش کردیم.
ما به حقیقت راه را به انسان نمودیم حال خواهد هدایت پذیرد و شکر این نعمت گوید و خواه آن نعمت را کفران کند.
ما برای مجازات کافران غل و زنجیرها و آتش سوزان آماده کرده ایم. و نیکوکاران عالم در بهشت از شرابی نوشند که طبعش کافور است. از سرچشمه گوارایی آن بندگان خاص خدا می نوشند که به اختیارشان هر کجا بخواهد جاری می شود.
که آن بندگان نیکو به عهد و نذر خود وفا می کنند و از قهر خدا و روزی که شرش همه اهل محشر را فرا می گیرد، می ترسند.(40)

راز مقام نیکان

علامه طباطبایی در ذیل این آیات، تفسیری از امام صادق علیه السلام می آورد و نویسد: فی امالی الصدوق باسناده عن الصادق علیه السلام عن ابیه علیهماالسلام فی حدیث: عیناً یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیراً قال فی دار النبی صلی الله علیه و آله یفجر الی دور الانبیاء و المؤمنین یوفون بالنذر یعنی علی و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام و جاریتهم و یخافون یوماً کان شره مستطیراً یقول عابساً کلوحاً...
یوفون بالنذر یعنی علی، فاطمه، حسن، حسین و خادم آنها فضه.(41)
بی گمان و پاداشی که فضه برد و در ردیف ابراز و نیکان جای گرفت، علاوه بر پیروی از اهل بیت علیهم السلام به خاطر (لوجه الله) بودن کارش بود و اینکه می گوید به خاطر شما می بخشم، نیز به دلیل این است که یقین یافته است، همراهی با آنان لوجه الله است.
از این روی فضه نیز شایستگی رسیدن به چنین مقامی را می یابد. علامه مجلسی بعد از نقل پانزده روایت مختلف در مورد شأن نزول این آیات، می نویسد:
بعد از آن که بر اجماع مفسرین و محدثین بر این که این سوره در حق اصحاب کساء نازل شد، پی بردی، هیچ کسی شبهه نیاندازد. زیرا: اینگونه ایثار از غیر ائمه بر نمی آید و نزول این سوره به همراه غذای برای آنها دلیل بر جلال و رفعت و کرامت آنها نزد خدا است و اختصاص آنها به این نیکو داشت به همراه مکارم دیگر سبب می شود، که نسبت دادن این فضل به غیر آنها که هیچ مکارمی ندارند، قبیح باشد...
این تعریض و کنایه علامه مجلسی در حقیقت پاسخی به گروه های منحرف از جمله ناصبی ها است که غیر اهل بیت علیهم السلام را مستحق چنین پاداشی می دانند و اساساً مدنی بودن این سوره را زیر سؤال می برند(42) و گرنه تعریض وی به سهیم نبودن فضه در این پاداش بزرگ نمی تواند صحیح باشد. از جمله خود علامه مجلسی نیز به این دیدگاهها توجه داشته و می نویسد(43):
آنچه که بعضی از ناصبی ها شبهه وارد کرده اند که سوره مکی است، بس چگونه حوادث مدینه را نقل کرده، توسط شیخ امین الدین طبرسی جواب داده شده است و او روایت ابن عباس را نقل کرده که: سوره هایی که در مدینه نازل شد عبارت بودند از: بقره، انفال...هل اتی(44)
بی گمان فضیلت هایی که فضه در سایه تلاش و همگانی با اهل بیت کسب کرد، منحصر در یک یا چند مورد نبود. از این روی ذبیح الله محلاتی در ریاحین الشریعه می نویسد: سی آیه در حق امیرمؤمنان بدون استثنای فضه وارد شده است که از فوائد و علائم متابعت، خلوص و مودت اوست. و آن بر حسب ظاهر صبر و شکیبایی بر گرسنگی در مدت سه روز است که در اطعام قرض نان به مسکین و یتیم و اسیر با موالی خود همراهی می کرد. فضه گرسنه بود، زمانی که اهل بیت گرسنه بودند و تشنه بود، وقتی آنها تشنه بودند. نمی خوابید، وقتی آنها نمی خوابیدند، روزه بود، وقتی روزه بودند...(45)
آنچه برای بانوان ما در عصر حاضر می تواند راهکاری برای دستیابی به قله های معرفت و شرافت معنوی باشد، پی بردن به سر مقاماتی است که بانوانی شایسته چون فضه به آن دست یافته اند. و ما سعی داریم به اجمال آنچه را که از کتب روایی و تفسیری درباره این شایستگی یافته ایم، بازگوییم.
البته این راز چیزی جز همراهی با اهل بیت نیست. ولی باید توجه داشت که این همراهی به معنای تقلید محض و بی دلیل نبود، بلکه همراهی لوجه الله بود و فضه به پاکی راه آنان ایمان داشت. از این روی صادقانه و خاضعانه راه آنان را پی می گرفت و به این ترتیب عمل او مصداق لوجه الله می شد. فضه برای این همگامی چند مرحله را طی کرد که به شرح ذیل است:
وفای به نذر: بشر به هنگام گرفتاری روی به خدا می آورد، اما به محض خلاصی، خدا از یادش می رود. نذر، انسان را به پروردگار توجه می دهد تا گرفتاریش برطرف شود. وفای به عهد و نذر انجام اعمالی است که خدای تعالی به آن دستور داده است و عدم وفا به عهد و نذر به فراموشی سپردن خداست و به این صورت بین دستیابی به شرافت معنوی و وفاء به نذر رابطه ای عمیق وجود دارد.
ترس از روز حساب: مشخصه دیگر ابرار، به فکر حساب و روز جزاء بودن است، چه انسان های نیکوکار نیز نمی توانند به طوری که شایسته خداست، او را عبادت کنند. از این روی همواره نقص و کاستی در اعمال انسان وجود دارد و فضه با آگاهی از این نقیصه و ترس از حساب توانست با میل خود به یاری مستمندان بپردازد.
اطعام نیازمندان: سرکوب خودخواهی و برتری جویی در سایه اطعام به دیگران خصوصاً نیازمندان تحقق می یابد. اطعام به این معنی است که شخص تنها خود را نمی بیند، بلکه دیگران را نیز مستحق یاری می داند و به آنان عشق می ورزد.
رضایت خدا: رضایت اساس اعمال است تا آنجا که اهل بیت هیچ درخواستی از فقیر و اسیر و یتیم ندارند و در هنگام گفتگو نیز تنها با خدا سخن می گویند و از او پاداش می خواهند.
از این رو امام صادق علیه السلام درباره این بخشش به خاطر خدا غذا می دهیم و از شما مزد و تشکری نمی خواهیم.
امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا قسم این را نگفتند؛ بلکه با خود چنین گفتند و خدا از باطن آنها خبر داد...(46)

وعده غذای بهشتی

بعد از رویداد بی نظیر (اطعام و ایثار و نزول آیات الهی) موضوع وعده شراب و غذای بهشتی برای این روزه داران ایثارگر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، زیرا فضه توفیق می یافت از ثمره کار بزرگ خود در این دنیا، آگاه بشود و خداوند متعال با فرستادن آیات خود، از وفای به نذر و ایثار و اطعام آنان قدردانی می کند و در قبال آن، نوشیدن از جام های آمیخته به کافور و چشمه ای که بندگان خدا از آن می نوشند و هر جا خود بخواهد روان می سازد، را به آنها بشارت می دهد و می فرماید: أن الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافوراً عیناً یشرب بها عبادالله یفجرونه تفجیرا ذکر ثواب و پاداش از لحاظ روانی تأثیر زیادی در رفتار فضه به جا می گذاشت و او را وادار به اصلاح بیش از پیش خود و انفاق افزونتر می کرد؛ اما اینکه چرا ذکر پاداش با جام ها و چشمه هایی آغاز می شود که به کافور آمیخته اند و هر جا ابرار بخواهند، جریان می یابد، باید گفت: چون جام ها و چشمه ها با قوی ترین انگیزه انسانی ارتباط دارند، و ثابت شده است که انگیزه تشنگی و گرسنگی در ساختار آدمی نقش مهمی دارند.(47)