فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

نوبت کار

قطب راوندی می نویسد: روزی سلمان فارسی به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد. دید حضرت در کنار آسیاب نشسته و به آرد کردن جو برای خانواده اش، مشغول است و از کثرت کار، دست فاطمه زهرا علیهاالسلام مجروح شده و خون آن بر دسته آسیاب لخته بسته است. در همان حال فرزند کوچکش حسین علیه السلام در گوشه خانه از گرسنگی بی تاب و رنگ پریده شده است. سلمان پرسید: ای دختر رسول خدا دست های شما از آسیاب کردن مجروح شده است. خادمه تان حاضر است، چرا این کار را به او نمی سپارید؟
فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من وصیت کرده است خدمت خانه یک روز با او و روز دیگر با من باشد، دیروز نوبت او بود.
سلمان گفت: من بنده آزاد شده شما هستم. بگذارید جو را آرد کنم یا حسین علیه السلام را ساکت سازم. فرمود: من بهتر می توانم حسین را آرام کنم. شما جو را آرد کنید.
سلمان مشغول کار کردن شد. دقایقی بعد هنگام نماز فرا رسید و سلمان به سوی مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله روانه شد. در مسجد علی علیه السلام را دید و از آنچه دیده بود، او را مطلع کرد. علی علیه السلام که از ناراحتی اشک بر گونه هایش جاری شده بود، بی درنگ از مسجد خارج و به سوی خانه روانه شد.
لحظه ای بعد دیدند که علی علیه السلام تبسم کنان به مسجد برگشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: چه شد گریان رفتی و خندان برگشتی؟ فرمود: دخلت علی فاطمه علیهاالسلام و هی مستقبلة لقفاها و الحسین نائم علی صدرها و قدامها رحی تدور من غیر ید نزد فاطمه رفتم. دیدم حسین علیه السلام بر سینه مادر خوابیده و آسیاب، بی آنکه دستی دیده شود، خود به خود می گردد.
پیامبر صلی الله علیه و آله تبسمی کرد و فرمود: یا علی اما علمت ان لله ملائکة سیارة فی الارض یخدمون محمداً و ال محمد الی ان تقوم الساعة ای علی! مگر نمی دانی خداوند در زمین فرشتگانی دارد که می گردند و همیشه به محمد و آل محمد خدمت می کنند؟(28)

حق انتخاب

در روایتی دیگر که ابن حجر عسقلانی آن را به نقل از امام صادق علیه السلام بیان می کند، فروغی در نهایت زیبایی از عدل فاطمی با فضه نوبیه را می توان مشاهده کرد. آنجا که حتی انتخاب نوع کار را به فضه می سپارد. ابن حجر می نویسد: امام صادق علیه السلام از امیرمؤمنان علیه السلام نقل می کرد که: فقالت لها فاطمه اتعجینی او تخبزین؟ قالت بل اعجن یا سیدتی و احتطب فاطمه علیهاالسلام به او گفت: آیا خمیر درست کردن را بر عهده می گیری یا پختن نان را؟ و در جواب او فضه گفت: خمیر درست کردن و آوردن هیزم با من...(29)

فضه ما

فضه چند سال از محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله بهره برد. او در همین مدت کم، ارتباطی مستحکم با رسول خدا برقرار کرد. در این مدت روح فضه به مرتبه ای اوج گرفت و معنویت در سیمایش جلوه گر شد که شگفتی امیرمؤمنان علیه السلام را برانگیخت و پیامبر صلی الله علیه و آله او را از مقام احتیاط و طهارت فضه آگاه ساخت. سید هاشم بحرانی(30) می نویسد: امام علی علیه السلام به اتاق عایشه که نزدیک خانه فاطمه علیهاالسلام بود، رفت و سه بار فضه را صدا زد تا برایش آب وضو حاضر سازد؛ اما از فضه خبری نشد، تا اینکه شخصی ظرفی پر از آب زلال برایش حاضر ساخت و امیرمؤمنان علیه السلام بعد از آنکه وضو ساخت، نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمد. حضرت از آب وضوی او که مانند قطرات مروارید ریزان بود، سؤال کرد. علی علیه السلام نیز را اتفاق افتاد بود، باز گفت. پیامبر فرمود: آنکه تو را صدا زد، جبرئیل و آن ظرف از بهشت و آن آب یک سومش از مغرب و یک سومش از مشرق بود.
جبرئیل از قول خود و خدا به تو سلام می رساند و می گوید: فضه حائض بود و نخواست با آن حال آب وضو برای تو حاضر کند و امیرمؤمنان علیه السلام، بعد از رد جواب سلام در حالی که از مقام فضه و احتیاط او شادمان بود، با تحسین تمام فرمود: اللهم بارک لنا فی فضتنا خدایا در فضه ما برکت قرار بده.(31)
به این ترتیب کمال پاکیزگی، طهارت و تقوای فضه بر همگان روشن شد. در مقابل امیرمؤمنان علیه السلام در حق فضه دعا کرد و به این واسطه که برکت در علم، فرزند و فضایل انسانی فضه به وجود آمد. مقام بزرگی که فضه در این رویداد کسب کرد و به اهل بیت منتسب شد، بالاترین شرافت و فضیلت را در حق وی ایجاد کرد، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله سلمان را به چنین انتسابی فضیلت بخشید و فرمود: سلمان منا اهل البیت بنابراین؛ تقوا، ایمان، طهارت و پاکی نفس، پشتوانه اصلی برای توجه اهل بیت علیهم السلام به فضه را فراهم ساخت.